معماری

معماری www.nbpars.ir 09128380245

معماری

معماری www.nbpars.ir 09128380245

کاشی سازی و موزاییک سازی

کاشی سازی و موزاییک سازی


تاریخ ایجاد 06/05/2016 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 16   قیمت: 1000 تومان   حجم فایل: 178 kb  تعدادمشاهده  0


صنعت کاشی سازی و کاشیکاری که بیش از همه در تزیین معماری سرزمین ایران، و به طور اخص بناهای مذهبی بکار گرفته شده، همانند سفالگری دارای ویژگیهای خاصی است. این هنر و صنعت از گذشتة بسیار دور در نتیجة مهارت، ذوق و سلیقه کاشی ساز در مقام شیئی ترکیبی متجلی گردیده، بدین ترتیب که هنرمند کاشیکار یا موزاییک ساز با کاربرد و ترکیب رنگهای گوناگون و یا در کنار هم قرار ادن قطعات ریزی از سنگهای رنگین و بر طبق نقشه ای از قبل طرح گردیده، به اشکالی متفاوت و موزون از تزیینات بنا دست یافته است. طرحهای ساده هندسی، خط منحنی، نمیدایره، مثلث، و خطوط متوازی که خط عمودی دیگری بر روی آنها رسم شده از تصاویری هستند که بر یافته های دوره های قدیمی تر جای دارند، که به مرور نقش های متنوع هندسی، گل و برگ، گیاه و حیوانات که با الهام و تأثیر پذیری از طبیعت شکل گرفته اند پدیدار می گردند، و در همه حال مهارت هنرمند و صنعت کار در نقش دادن به طرح ها و هماهنگ ساختن آنها، بارزترین موضوع مورد توجه می باشد.
 
این نکته را باید یادآور شد که مراد کاشی گر و کاشی ساز از خلق چنین آثار هنری هرگز رفع احتیاجات عمومی و روزمره نبوده، بلکه شناخت هنرمند از زیبایی و ارضای تمایلات عالی انسانی و مذهبی مایة اصلی کارش بوده است. مخصوصاً اگر به یاد آوریم که هنرهای کاربردی بیشتر جنبه کاربرد مادی دارد، حال آنکه خلق آثار هنری نمایانگر روح تلطیف یافته انسان می باشد، همچنان که “پوپ” پس از دیدن کاشیکاری مسجد شیخ لطف الله در “بررسیهای هنر ایران” می نویسد، “ خلق چنین آثار هنری جز از راه ایمان به خدا و عشق به مذهب نمی تواند به وجود آید”.
 
هنر موزاییک سازی و کاشیکاری معرق، ترکیبی از خصایص تجریدی و انفرادی اشیاء و رنگهاست، که بیننده را به تحسین ذوق و سلیقه و اعتبار کار هنرمند در تلفیق و ترکیب پدیده های مختلف وادار می سازد، تزیینات کاشی بر روی ستونهای معبدالعبید در بین النهرین باقیمانده از سالهای نیمة دوم هزارة دوم ق.م نشانگر اولین کاربرد هنرکاشیکاری در معماری است. این شیوة تزیینی که با ترکیب سنگهایی الوان و قراردادن آنها در کنار یکدیگر و با نظم و تزیینی خاص هم چنین با استفاده از سایر اشیاء رنگین مانند صدف، استخوان و … ترتیب یافته، بیشتر شبیه به شیوة موزاییک سازی است تا کاشیکاری، که بهرحال اولین تلفیق اشیاء الوان تزیینی است که با نقوش مختلف هندسی زینت بخش نمای بنا شده، و پایه‌ی تداوم هنر کاشیکاری به خصوص نوع معرق آن در آینده گردیده است. هم چنین اولین تزیینات آجرهای لعابدار و منقوش نیز بر دیواره های کاخهای آشور و بابل به کار گرفته شده است.
در ایران مراوده فرهنگی، اجتماعی، نظامی، داد و ستدهای اقتصادی و رابطه صنعتی، گذشته ازممالک همجوار، با ممالک دور دست حتی از دوران تاریخی سابقه داشته است. این روابط تأثیر متقابل فرهنگی را در بسیاری از شئون صنعتی و هنری به ویژه هنر کاشیکاری و کاشی سازی و موزاییک به همراه داشته، که اولین اثار و مظاهر این هرن در اواخر هزارة دوم ق. م جلوه گر می شود. در کاوشهای باستانشناسی چغازنبیل، شوش و سایر نقاط باستانی ایران، علاوه بر لعاب روی سفال، خشتهای لعابدار نیز یافت شده است. فن و صنعت موزاییک سازی یعنی ترکیب سنگهای رنگی کوچک و طبق طرحهای هندسی و با نقوش مختلف زیبا در این زمان به اوج ترقی و پیشرفت خود رسیده که ساغر بدست آمده از حفریات مارلیک را می توان نمونه عالی و کامل آن دانست، این جام موزاییکی که از ترکیب سنگهای رنگین به شیوة دو جداره ساخته شده از نظر اصطلاح فنی به “هزارگل” معروف است و از لحاظ کیفیت کار در ردیف منبت قرار دارد. 
تزیینات به جای مانده از زمان هخامنشین حکایت از کاربرد آجرهای لعابدار رنگین و منقوش و ترکیب آنها دارد، بدنة ساختمانهایی شوش و تخت جمشید با چنین تلفیقی آرایش شده اند، دو نمونه جالب توجه از این نوع کاشیکاری درشوش به دست آمده که به “شیران و تیراندازان” معروف است. علاوه بر موزون بودن و رعایت تناسب که درترکیب اجزاء طرحها به کار رفته، نقش اصلی همچنان حکایت از وضعیت و هویت واقعی سربازان دارد. چنان که چهره ها از سفید تا تیره و بالاخره سیاه رنگ می باشد، وسایل زینتی مانند گوشواره و دستبندهایی از طلا دربر دارند و یا کفش هایی از چرم زرد رنگ به پا دارند. از تزیینات کاشی هم چنین برای آرایش کتیبه ها نیز استفاده شده است. رنگ متن و اصلی کاشیهای دوره هخامنشیان اغلب زرد، سبز و قهوه ای می باشد و لعاب روی آجرها از گچ و خاک پخته تشکیل شده است.
نمونه های دیگری از این نوع کاشیهای لعابدار مصور به نقش حیوانات خیالی مانند “سیمرغ” و یا “گریفن” دارای شاخ گاو، سروپای شیر و چنگال پرندگان نیز طی حفریات چندی به دست آمده است. قطعاتی از قسمت های مختلف کاشیهای متنوع زمان هخامنشیان در حال حاضر در مجموعة موزة لوور و سایر موزه های معروف جهان جای دارد.
در دورة اشکانیان صنعت لعاب دهی پیشرفت قابل ملاحظه ای کرد، و به خصوص استفاده از لعاب یکرنگ برای پوشش جدار داخلی و سطح خارجی ظروف سفالین معمول گردید، و هم چنین غالباً قشر ضخیمی از لعاب بر روی تابوت های دفن اجساد کشیده میشده است. در این دوره بتدریج استفاده از لعاب هایی به رنگ های سبزروشن و آبی فیروزه یی رونق پیدا کرد. بنا به اعتقاد عده ای از محققان، صنعت لعاب سازی در زمان اشکانیان در نتیجة ارتباط تجاری و سیاسی بین ایران و خاور دور به چین راه یافته، و سفالگران چین در زمان سلسله های (206 ق. م- 22میلادی) از فنون لعاب دهی رایج در ایران برای پوشش ظروف سفالین استفاده می کرده اند. با وجود توسعه فن لعاب دهی بعلت ناشناخته ماندن معماری دورة اشکانی در ایران، گمان می رود در این دوره هنرمندان استفاده چندانی از لعاب برای پوشش خشت و آجر نکرده، و نقاشی دیواری را برای تزیین بناها ترجیح داده اند. دیوار نگاره های کاخ آشور و کوه خواجه سیستان یادآور اهمیت و رونق نقاشی دیواری در این دوره می باشد.
طرح های تزیینی این دوره، از نقش های گل و گیاه، نخل های کوچک، برگ های شبیه گل لوتوس و تزیینات انسانی و حیوانی است، که در آرایش دوبنای یاد شده نیز بکار رفته است.
ذکر این نکته نیز ضروری است که امید است در کاوشهای آینده در نقاط مختلف کاشیهای بیشتری از دورة اشکانیان یافت شود که امکان مطالعه و بررسی دقیق در این زمینه را فراهم آورد.
در عصر ساسانیان هنر و صنعت دورة هخامنشیان مانند سایر رشته های هنری ادامه پیدا کرد، و ساخت کاشیهای زمان هخامنشیان با همان شیوه و با لعاب ضخیم تر رایج گردید. نمونه های متعددی از این نوع کاشیها که ضخامت لعاب آنها به قطر یک سانتیمتر می رسد در کاوشهای فیروز آباد و بیشابور به دست آمده است. در دوره ساسانیان علاوه بر هنر کاشی سازی هنر موزاییک سازی نیز متداول گردید. مخصوصاً پوشش دو ایوان شرقی و غربی بیشابور ازموزاییک به رنگ های گوناگون و تزیینات گل وگیاه و نقوشی از اشکال پرندگان و انسان را در بر می گیرد. کیفیت نقوش موزاییک های مکشوفه در بیشابور گویای ادامه سبک و روش هنری است که در دورة اسلامی به شیوة معرق در کاشی سازی و کاشیکاری تجلی نموده است. رنگ آمیزی های متناسب، ایجاد هماهنگی و رعایت تناسب از ویژگیهای کاشیکاری های این دوره می باشد.
پس از گسترش دین مبین اسلام به مرور هنر کاشیکاری یکی از مهمترین عوامل تزیین و پوشش برای استحکام بناهای گوناگون به ویژه بناهای مذهبی گردید. یکی از زیباترین انواع کاشیکاری را در مقدس ترین بنای مذهبی یعنی قبه الصخره به تاریخ قرن اول هجری می توان مشاهده کرد. از اوایل دورة اسلامی کاشیکاران و کاشی سازان ایرانی مانند دیگر هنرمندان ایرانی پیشقدم بوده و طبق گفتة مورخین اسلامی شیوه های گوناگون هنر کاشیکاری را با خود تا دورترین نقاط ممالک تسخیر شده یعنی اسپانیا نیز برده اند.
هنرمندان ایرانی از ترکیب کاشیهایی با رنگ های مختلف به شیوة موزاییک نوع کاشیهای “معرق” را به وجود آوردند. و خشت های کاشیهای ساده و یکرنگ دورة قبل از اسلام را به رنگهای متنوع آمیخته و نوع کاشی “هفت رنگ” را ساختند. همچنین از ترکیب کاشیهای ساده با تلفیق آجر و گچ نوع کاشیهای معقی را پدید آوردند و به این ترتیب از قرن پنجم هجری به بعد کمتر بنایی را می توان مشاهده کرد که با یکی از روش های سه گانه فوق و یا کاشیهای گوناگون رنگین تزیین نشده باشد. 
در این مختصر سعی خواهد شد تحول هنر کاشی سازی از اوایل دورة اسلامی تا عصر حاضر مورد بررسی قرار گیرد، و هم چنین بطور اجمال نحوة تزیین و کاربرد آن در قرون مختلف اسلامی شرح داده شود.
ارزش و اعتبار معماری ایران تا حدود زیادی به تزیینات آن بستگی دارد. کاشیکاری از مهمترین خصوصیات معماری بوده، و بسیاری را عقیده بر این است که ایران اولین کشوری بوده که از کاشی بعنوان عاملی برای تزیین و سپس استحکام بنا از آن بهره گرفته است. قبل از رواج “کاشیکاری” در معماری که تقریبا از اوایل دورة سلجوقیان آغاز می شود، “آجرکاری” و “ گچ کاری” دو عنصر مهم در تزیینات معماری بوده اند از آنجا که ادامه شیوة “آجرکاری” در معماری ایران منجر به “کاشیکاری” گردیده. بی مناسب نخواهد بود که نظری هر چند کوتاه به هنر “آجر کاری” اوایل دورة اسلامی انداخته شود.
از اوایل دورة اسلامی تا قرن چهارم هجری، گچبری، نقاشی و “سنگ کاری” بیشترین تزیینات بناهای مذهبی و غیر مذهبی را در بر گرفته، و به نظر می رسد بهره گیری از تزیینات آجر تا قبل از حدود سال 300 هجری چندان متداول نبوده است. از بناهای باقیمانده از دوره های اولیة اسلامی که تزیینات آجرکاری


کلمات کلیدی مرتبط:
صنعت کاشی سازی و کاشیکاری که بیش از همه در تزیین معماری سرزمین ایران، و به طور اخص بناهای مذهبی بکار گرفته شده، همانند سفالگری دارای ویژگیهای خاصی است. این هنر و صنعت از گذشتة بسیار دور در نتیجة مهارت، ذوق و سلیقه کاشی ساز در مقام شیئی ترکیبی متجلی گردیده، بدین ترتیب که هنرمند کاشیکار یا موزاییک ساز,

پاورپوینت بررسی کارکرد کالبدی معنا در نقاشی و معماری اسلامی

پاورپوینت بررسی کارکرد کالبدی معنا در نقاشی و معماری اسلامی


تاریخ ایجاد 06/05/2016 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 50 اسلاید   قیمت: 8000 تومان     تعدادمشاهده  6


پاورپوینت بررسی کارکرد کالبدی معنا در نقاشی و معماری اسلامی
 
بخشی از مطلب

معماری اسلامی، شیوه‌ای از معماری است که تحت تأثیر فرهنگ اسلامی بوجود آمده و دارای چند ویژگی است: معماری جهان اسلام:

    همان گونه که از نام بر می‌آید این گونه از معماری شامل معماری گستره‌ای از جهان می‌شود که ما با عنوان جهان اسلام می‌شناسیم. معماری این کشورها تحت تأثیر ایدئولوژی اسلام در طول زمانی مشخص قرار گرفته و به همین خاطر دارای برخی ویژگی‌های مشترک شدند.
گستره مکانی
    در گستره مکانی جهان اسلام شامل:هند، افغانستان، کشورهای آسیای میانه و قفقاز، ایران، عراق، ترکیه، سوریه، فلسطین، مصر، تونس، الجزایر، مراکش (مغرب) رواج داشته‌است.

گستره زمانی

گستره زمانی معماری جهان اسلام را می‌توان از سالهای اولیه ظهور اسلام تا پیش از گستردگی عام معماری مدرن دانست. با این حال نمی‌توان این گسترگی و نقش اثر گذار در معماری را در همه مناطق یکسان دانست. به عنوان نمونه «چنین نقشی در مصر» از سال ۹۲5 (قمری) به وجود آمد
هر چه دریافت های بصری مخاطب از تصویر قوی تر و بیشتر باشد لذت و درک او نیز متناسب با آن بالا می رود و در صورتی که نماد یا تصویری را مخاطب نتواند باز تولید معنایی کند، به اصطلاح این عدم ارتباط مانع درک تصویر شده و دریافت نسبت به معنای مورد نظر مولف ابتر خواهد بود، پس در پروسه تولید تصویر به شدت باید بازخوردهای مخاطب را سنجید. شیخ محمد عبده می گوید: «تصویر نوعی شعر است که دیده شود ولی بی صداست و شعر نوعی تصویر گویا ولی نامرئی است نقاشی ها و مجسمه ها حالات شخصی و جمعی مردم را در زمینه های مختلف نگه داشته اند».
 
قلم نه تنها افکار، اندیشه ها، احساسات و عواطف بشر را به صورت نوشته بلکه قصه ها و حرف هایی را که نوشتنی نیستند نیز بیان می کند، خطوط هندسی، نقش و نگارها و طرح و ترسیم ها ی شکل گرا که همواره بیانگر خیلی از حرف های انسان بوده اند و شاید بدون این صورت ها ،آن حرف ها قابل گفتن نبودند.
 
خط نه تنها توانایی خود را در نوشتن ویا زیبایی خود را در خوشنویسی به ثبت رساند، بلکه «شگفت ترین کیفیت خط، قدرت آنست برای نشان دادن حجم یا شکل مجسم ،این کیفیت را خط فقط در دست بزرگترین استادان حاصل می کند و تجلی آن بصورت انحرافات ظریف گوناگونی است که در خط مداوم یا مستمر صورت می گیرد، یعنی آنکه خط در لبه اشیاء، یک حالت عصبی و حساس پیدا می کند، چابک و غریزی می شود و بجای تداوم و استمرار، درست در نقطه ای که باید قطع می شود، ...خط در حقیقت یک زبان بسیار اجمالی و انتزاعی برای بیان موضوع است، یک تلخیص تصویری است».
 
خط هر گاه که با رنگ ترکیب شود، با تکرارهای حساب شده به نوعی ایجاد توازن می کند که نقشی زیبا را ایجاد نماید، در اهمیت خط یک نکته کافی است که «آنچه صداقت را از رذیلت جدا می کند، آیا چیزی جز همین خط سخت و نیرومند راستی و یقین در عمل و نیت نیست؟ اگر از این خط صرف نظر کنیم، از خود زندگی صرف نظر می کنیم؟».
 
قضاوت مانقوش و آنچه که نقاشی خوانده می شود و هم تزئینات هندسی، نقش های اسلیمی و... را شامل می شود.
 
1. بررسی اختلافات تصویر و نقاشی در اسلام و غرب
1. 1. اسلیمی ها جبران خلاء زیبایی
 
برخی معتقدند که چون در اسلام و سابقاً در برخی ادیان دیگر، شمایل و تصاویر حرام و ممنوع بوده است ،این حرمت یک خلأ در زیبایی بصری محیط ایجاد کرده که انسان هنرمند برای رفع این ملال به خلق تزئینات هندسی و ... دست یازیده است اما چنین مطلبی حقیقت ندارد و «طرح اسلیمی جبران مافات تصاویر نیست، بلکه طرح های اسلیمی ضد تصاویر و درست به معنای نفی و انکار هنر تصویری است، این تزیین (اسلیمی) تبدیل سطح صاف به نسیجی از رنگ ها یا به امواجی از نورها و سایه ها، ما را مانع آن می شود که بر صورت خاصی که «منم می زند» آنگونه که یک تصویر«منم می زند»ثابت بمانیم، مرکز یک اسلیمی همه جا هست و هیچ جا نیست، به دنبال هر اثباتی سلب می آید و به دنبال هر سلبی، اثبات».
 
در مورد اینکه آیا طرح اسلیمی به طور کلی و مطلق ضد تصویر و به معنی نفی هنر تصویری می باشد یا خیر، نیاز به تدبر و تعمق دارد و این از بحث سخن ما خارج است .
 
نوعی از طرح اسلیمی که از ستاره های هندسی زیادی تشکیل یافته و شعاع این ستاره ها، در بی نهایت به هم متصل می شود و این طرح را نماد (وحدت در کثرت و کثرت در وحدت) باید دانست که از جمله مفاهیم تکراری است،و مکرر در هنرهای اسلامی بیان شده است، گویی هدف و غایت آن نیز همین است .
 
به حق و انصاف در این جا «فردیت» و «منیت» نابود شده و همه اجراء یک صدا وجود خالق یکتا را فریاد می زنند، در هیچ جای آن شهوت و یا خواستن مادی انسان دیده نمی شود همه جا در مقام بیان مکاشفه بر آمده است.
2.1. اختلاف اصلی نقاشی و تصویرغربی و اسلامی
 
تفاوت اصلی نقاشی اسلامی و نقاشی غربی که باید اشاره کرد این است که در غرب بخاطر ماهیت شمایل انگارانه هنر مسیحی، نقاشی یک نقش اساسی و محوری داشته و جالب اینکه با سیر حرکت این هنر تاثیر گذار در غرب به سمت خود انسان بوده است نه توحید «این هنر مبدل به آینه ای شده است که قبل از هر چیز دیگر عمق و ژرفای روح انسان غربی و نیز گرایش های نوینی را که در جامعه غربی در حال ظهور بوده اند، منعکس می سازد، مدت ها پیش از آن که پدیده ی رنسانس با نیروی کامل در صحنه ظاهر شود، شاهد ظهور رنسانس در گیوتو اخیر هستیم، اما هنر غربی مدرن در قالب نقاشی استثناء نیست، پیش از آنکه به قرن بیستم برسیم به کلا سیسم و امپرسیونیسم باز می گردد».
3.1. نقاشی غربی نقاشی پرسپکتیوی
 
هنر غربی حول محوری به نام بشر می چرخد و هیچگاه چشمانش را به افقی بالاتر باز نمی کند، در نقاشی گونه ای نقاشی پرسپکیتوی در عالم جسمانی و نفسانیت رواج پیدا کرده که فقط از منظر حسی می بیند و روایت می کند.
 
این نوع نقاشی که فقط به تقلید صرف و میمون وار از طبیعت و جهان مادی می پردازد. همه اشیاء را 3 بعدی دیده و جز حجم، رنگ و سطح ظاهری اشیاء چیزی بر او جلوه گری نکرده و او را هرگز به کنه و عمق معنای موجودات راه نخواهد بود این شیوه نقاشی که در نقاشی های رنسانس، باروک و بطور کلی کلاسیک که نقاشی های پرسپکتیو خطی خوانده می شوند و به کمک شیوه های دیگری چون عمق نمایی، سایه روشن و برجسته نمایی و تدابیر دیگری در خدمت ایجاد فضا ی3 بعدی قرار گرفته اند .
1. 4. رابطه نقاشی اسلامی وعالم معنا
 
البته جهان اسلام یک جهان متفاوت است که در آن اسم اعظم الله است که حقیقت جاوید است و همه اشیاء از تشعشعات لطف اویند ولی در جهان بینی اومانیستی که زادگاه این نوع نقاشی هاست باید جهان مادی به صورت سه بعدی نمایانده شود چرا که جز این در خیال و اندیشه هنرمند آن نیست و بطور خلاصه بگوییم که «جان کلام اینکه نقاشی در جهان اسلام گرچه به عالم معنی و مثال نزدیک می شود، اما هیچگاه هنر دینی تلقی نمی شود و نیز چنانکه اشاره کردیم تحول نقاشی به وجه نظر بشر نسبت به عالم و آدم و مبدا عالم و آدم بر می گردد و نحوه حضور او در برابر عالم صورت و معنی و طریق ابداع معنی در صورت را متعین می سازد و صرف حکم اخلاقی نمی تواند در حضور آدمی انقلابی حاصل کند، چنانکه حکم تحریم نقاشی چنین اثری نداشت.
 
البته برخلاف آنچه که برخی معتقدند یعنی تلقی نشدن نقاشی به عنوان هنر دینی مورد اختلاف نظر ماست .باید گفت هنر دینی را چگونه باید تعریف کرد و با چگونه تعریفی از آن می توان نقاشی را از حیطه هنر دینی خارج کرد؟ به هر حال نقاشی دینی را چه براساس موضوعات دینی تعریف کنیم ویا بیان مفهوم دینی و ایجاد احساس قدسی در مخاطب را شرط آن بدانیم درهر دو صورت لااقل نقاشی ایرانی در حوزه نقاشی دینی قرار می گیرد و شرح بیشتر موضوع را به مکان دیگر وا می نهیم.
1. 5. تصاویر ائمه در نقاشی ایرانی
 
«در بلاد فارس، ایرانیان در آثار هنری و نقاشی خود، پا را فراتر گذاشته و حتی عکس پیامبران و صحابه را هم کشیدند، سلاطین سلسله های ایلخانی و تیموری و اخیراً صفوی، اهمیت زیادی به این مساله می دادند و کتاب هایشان سرشار از نقاشی و تصویراست و سمرقند و هرات، مهد نویسندگان و نقاشان بود».
 
یکی از موضوعات نقاشی ایرانی شمایل ائمه، انبیاء و ... بوده است که هنوز بین ایرانیان رواج دارد، و در مورد نقاشی هایی که پر است از مفاهیم دینی یا نقاشی هایی که متناسب با اشعار نظامی و ...کشیده شده است، چه باید گفت؟
 
به راستی این سخن از مینورسکی که کارل جی نقل می کند زیباست «اسلام بسان آینه ای است که هر دسته از اقوام و نسلهای مختلف در آن آینه نگریسته و آرزوها و خواستهای ملی خود را منعکس می بینند و از اینروست که می بینیم این اثرات فوق العاده در خیلی از عوامل فرهنگی اقوام گوناگون از جمله زبان، صنایع مستظرف، ادب و ... دانسته است».
 
چگونه ممکن است ایرانی نتواند هنر که نزد ایرانیان است و بس را با دین خود بیامیزد و به آن رنگ و بوی دینی ببخشد، اگر چه نقاشی ایرانی همچو سایر هنرهای ایرانی زمین شناخته نشده است و تقلید سبک های غربی که در دوره هایی رواج یافته بود سبب تغییر جهت نقاشی ایران به سمت نقاشی غربی گشته است.
 
ما عادت کرده ایم خود را در آینه غرب بشناسیم یعنی آنچه که آنها درباره ما می گویند را بشنویم و باور کنیم واین دلیل مهم مطلب فوق است.
 
«مدت های طولانی دنیای غرب قادر به درک ارزش نهادی فلسفه هنرهای اسلامی نبود، بلکه تنها موضوعی را که می توانست از هنر درک کند، راهی بود که خود به آن خو گرفته بود، تنها اثر هنر اسلامی که غرب قبل از همه مشتاقانه برای خرید آن کوشش می نمود فرش و بخصوص فرش های ایرانی بود و این از آن جهت بود که می توانستند در زندگی روزمره خود از آن استفاده مستقیم نمایند . بافندگی و فرش یکی از رشته های کوچک هنر اسلامی است و سابقه تحول این هنر را می توان از بدو پیدایش تمدن بشری جستجو نمود». حقیقت مطلب اینست که اگر هنر ایرانی با فرش تبادر ذهنی دارد به معنای ضعف ایران در هنرهای دیگر نمی باشد بلکه از کسانی که رد و قبول غرب را ملاک ارزش های خود می دانند.
1. 6. نمود بی بود در مقابل تاریکی وسکوت
 
برخلاف هنر مقدس غرب که برای بیان امر قدسی و احساس قدسی تاریکی وسکوت و تمرکز نور در یک نقطه را به کار می برد و در شمایل های مسیح و مریم و ... این شیوه ها دیده می شود، یعنی در مقام بیان قدسی بودن موضوع برآمده است «هنر اسلامی حالت نمود بی بود را که تاکید بر فقر ذاتی است، با نقوش هندسی و رنگهای فیروزه ای و طلایی در نقاشی و معماری با بهره گیری از نور مظاهر خیالی تجلیات ازلی بیان می کند».
 
این قضاوت صحیح نیست و یا بگوییم که پرکردن سطوح با تزیینات به خاطر گریز از خلأ ایجاد نشده است بلکه این شیوه زیبا در جهت ذوب ماده و محو کردن آن برآمده و چنان هنرمندانه توجه را از ماده به تزئینات غنی جلب می کند که فرد مسلمان، تصاویر حیوانات و پرندگان را به شکل بهم پیوسته ای از تزئینات گیاهی و هندسی و حیوانی می پوشانده که ماده جسم را بمکد، ... بکار بردن لعاب معدنی در سفال هم، این هدف یعنی ذوب کردن ماده ظروف را محقق می ساخته است، چرا که این از خاصیت آب طلاست که توجه بیننده را به شدت به طرف خود جذب می کند و...».
1. 7. فضای خالی و هاله نور
 
بر این اساس است که درفضای نقاشی اسلامی ،پرسپکتیو و سایه جایی ندارد، و البته استفاده از شیوه فضای خالی وهاله نور دور سر ائمه ،به قصد و غرض رجعت دادن تماشاگر به عالم قدسی است و این همان رهایی و بندگریزی از تعلقات مادی و نفسانی و غرق در دنیای اسرار قدسی شدن است، همان چیزی که عرفا آن را مقام فنا می نامند.
1. 8. غیاب فضای سه بعدی
 
هر چند که در نقاشی غربی طبیعت و زمین و اشیاء است که اصالت دارند و تقلید کردن صورت آنها هنر محسوب می شود ولی در نقاشی اسلامی «علائمی چون پرسپکتیو گریزی و غیاب فضا ی 3 بعدی، دوری از ظواهر عالم محسوس ناشی از تصادف و یا به علت عدم مهارت نیست بلکه نشانی است از تجلی عالم راز و ملکوت در افق خیال هنرمند».
1. 9. فضای مادی غربی تاثیر آن
 
غرب اصولاً نمی تواند چنین تصوری از آنچه درباره اشیاء و موجودات و بیان امکان در اسلام گفته می شود داشته باشد،یعنی آنها را به گونه ای دوبعدی ببیند، چرا که از نظر آنها فضای غیره ای یعنی زمان و مکان غیر مادی وجود ندارد و تصور چنین فضایی در عالم توهمات ممکن است، فضای مورد قبول غربی یا فضای مستقیم فیزیک نیوتنی است ویا فضای منحنی که در فیزیک نسبیت از آن بحث می شود ودر هر دو صورت مفروض همان عالم زمان و مکان مادی است که واقعیت تلقی می شود، مکان آنها کوه و دریا، دره ها و زمان آن صبح و شب و ... آن چیزی است که با ساعت و تقویم سنجیده می شود.
 
ولی از نظر یک مسلمان، زمان غیر مادی است که حقیقت است و جاودان و ازلی می باشد . این عالم جلوه ای از عالم حقیقی است و ما اصلاً متعلق به این دنیا و زمان و مکان آن نیستیم وبقا وجاودانگی متعلق به زمان دیگر ومکان دیگر است.
1. 10. مینیاتور ایرانی
 
هنرهای اسلامی مرتب این نکته را که زمان ومکان واقعی چیز دیگری است را گوشزد نموده اند، بخصوص در گونه خاصی از تصاویر ایرانی که براساس فضای دوبعدی شکل یافته اند، یک بعد این فضا که مرتبه ای از وجود را یادآوری می کند که اشیاء مادی متعلق به این مرتبه اند و بعد دوم آن که مرتبه ای از آگاهی و معرفت است و نکته جالب اینکه «حتی در مینیاتورهایی که فضا یکنواخت و متصل است، نمای فضای مینیاتور کاملاً با خصلت دو بعدی خود از فضای 3 بعدی اطرافش متمایز شده است و بنابراین فضا خود نمودار عالمی دیگر است که با نوعی آگاهی غیر از آگاهی عادی بشری ارتباط دارد.» و البته علم مناظر قوانین خاص خود را دارد که در مینیاتور ایرانی «همان قوانین علم مناظر طبیعی است، که اصول و قواعد آن را اقلیدس و پس از او ریاضی دانان اسلامی مانند ابن میثم و کمال الدین فارسی تدوین کردند».
 
همین مینیاتورهای ایرانی ،دنیایی ازحکمت و دانش اند و تماشاگر خود را به معراج الهی می رسانند، او را از زمان ومکان مادی بیرون برده و از قفس خاک نجات داده و یادآور عالمی است که زمان و مکان روح افزای آن متفاوت با زمان های پر درد عالم خاک و مکان های تنگ وحشتناک این قفس خاکی اند.
 
چرا که دنیا زندان مومن است، ساعت ها و لحظه های هجران، دردی به دردها و مکان ها و مسافت ها، رنجی به رنج های او می افزایند و مینیاتور ایرانی براساس مفهوم فضای منفصل به زیبایی در یک سطح دو بعدی شمیم عالم کبریا را برای تن های رنجور به ارمغان آورد.
 
«مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک آدم آورد درین دیر خراب آبادم»
 
این تفکر والای توحیدی را مقایسه کنید با نقاشی های اومانیستی که شهید آوینی در این باره می گوید «در نقاشی نوین، (که) چهره ای است عریان و بی نقاب از انسان نوین (مدرن) با همه پیچیدگی ها و حتی با همه جستجوهای فلسفی است که پر است از حیرت و وحشت و سرگردانی و بی حاصلی حتی جنون».
1.11. منشأ اختلافات تصاویر غرب و اسلام
 
با توجه به اینکه انسان جدید، آزادی خود را رهایی از دین و سنت ها و قوانین می داند و یله و رها بودن به معنای فعال مایشاء بودن و اینکه کسی جز خودش را نپرستد و ستایش نکند و بنده کسی نباشد و این ارمغان علم جدید است که چنین بشر را به غرور و نخوت انداخته که خود را به هوی و هوس فروخته است.
 
مددپور در شرحی که بر نظریات هایدگر می دهد به این نکته اشاره می کند که «هایدگر متذکر می شود که با فیزیک جدید آن (ارزش و قدر مکانی) اجرام و اشیاء نابود می شود و جهان به صورت هندسی یکسان تفسیر می گردد که اشیاء هنری جز بعد و امتداد و حرکت مشابه نیستند، فضا همگن می شود و مفهوم موقعیت و موضوع Locus جای مکان طبیعی Toposدر سلسله مراتب را می گیرد».
 
وقتی جهان به این شکل دیده شود، دیگر بین میخانه ( به معنای پست و بی ارزش آن) و مسجد فرقی نیست و مکان مقدس وجود ندارد، همه ساختمان ها از بعد و سطح و جسم و ... تشکیل شده اند و همگی ازدیوارها و سقفی تشکیل شده اند و نه غیراین، پس زمان ها همه از «آن» و لحظه ها تشکیل شده وزمان مقدسی و زمان غیر مقدسی نداریم . کاری که هنرمند تربیت شده در این تفکر انجام می دهد تصویر سازی طبیعت است که البته با پرسپکتیو می تواند فضا را مغلوب عقل کند، عقل محض که انسان را محور و مدار جهان می داند و از این انسان یک تصویر پرابهت بسازد که همه آنچه به زمان و مکان متعلقند نسبت به او ودر رابطه با او دیده شوند.
 
معماری اسلامی
 
هنر معماری مسلمان ها را در مساجد و در کاخ های امرا و خلفای اموی، عباسی، فاطمی، عثمانی و ... می توان مشاهده کرد و نیز از جمله دیگر نمونه های دینی در هنر مسلمان ها می توان به سفال سازی، خطاطی، مینیاتور، نقاشی، مقبره سازی، مدرسه و نظامیه سازی، ساخت ادوات جنگی، تذهیب، فرش، پارچه بافی، لباس های نظامیان و رجال سیاسی، منبر، قلمدان، رحل قرآن و... اشاره کرد.
 
سه ویژگی اصلی بناهای اسلامی را به نقل از کامل مسلمان نقل می نمائیم:
 
1. رواق ها و ایوان های محیط بر صحن مساجد.
 
2. بکار بردن خط کوفی و نقش های نوشتاری برای تزیین دیوارها و کناره، لبه سقفها .
 
3. قوسی شکل بودن بالای درها و مدخل ها و سقف ها (اغلب به شکل نعل)».
 
تجلی معماری اسلامی در مسجد
 
در اسلام تبلور و تجلی معماری در مساجد است و محور اساسی هنرهای تزئینی است که همه را در خدمت ایجاد یک فضای معنوی و قدسی به کار گرفته است. البته نباید فراموش کرد که هنراسلامی با هنر مسلمین متفاوت است و ایندو را نباید از سر تسامح یکی پنداشت، چرا که زمینه خلق و رشد هنر مسلمین حیات فردی و اجتماعی مردم بوده و طبیعی است که تمام عواملی که در زندگی آنها مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم موثر بوده، در هنر نیز بروز داشته است و چه بسا که در بعضی زوایا با روح اسلام نیز منافات داشته باشد.مسلمان ها توانستند با فتح سرزمین های جدید، هنر آنها را در دل تعالیم وحیانی خود هضم و شکل اسلامی به آنها بدهند، که می توان به کلیسای معروف «ایا صوفیه» که در یونان (Hagia Sophia) یعنی حکمت مقدس نام دارد اشاره کرد که یکی از بزرگترین شاهکارهای هنر معماری دوره بیزانس است. این کلیسا و کلیساهای شبیه آن جامع هنرهای مسیحی در امپراتوری بیزانس محسوب می شوند، اما مسلمانان با فتح پایتخت بیزانس و تحث تاثیر گنبد آسمان گونه و تزئینات زیبای این کلیسا قرار گرفته، چرا که «عظمت ساختمانی این مکان مقدس نه تنها بر همه آثار معماری اسلامی برتری داشت بلکه فضای بی کران آن که با اشراق و کیفیت کشف و شهود اسلام با وجود تفاوتی که در مراسم و آداب دینی وجود داشت، شکوهمند می نمود، بی درنگ این مکان به دست سلطان محمد فاتح به مسجد تبدیل شد».
 
ویژگی معنوی مسجد
 
پیامبر اسلام همه زمین را معبد و محل عبادت مسلمین می داند و این نعمت خدا را منتی بر امت خود خوانده است که سراسر دنیا برای که مسلمانان معبد آنهاست .
 
اما معماری شرایط مکانی و فضای معنوی خاصی ایجاد می کند که مؤمنین با آرامش و حضور قلب فارغ از تعلقات مادی که مانع حضور قلب می شود، خداوند را عبادت کنند.
 
در مسجد مؤمن احساس نمی کند که یک ناظر و تماشاگر است بلکه خود را در محضر خداوند دیده و مورد خطاب آیات و دستورات الهی می داند، در واقع رمز گونه در موقعیت آدم قرار گرفته و خود را در مرکز عالم تصور می کند البته به عنوان یک بنده که باید مطیع باشد و بندگی کند .
 
«بر این اساس همه معماران مسلمان سعی بر خلق فضایی داشته اند که کاملاً متکی به خود بوده و در همه جا در هر یک از «مقامات » خود، وفور کیفیات فضایی را نشان دهد، آنها از طریق وسایلی متفاوت با تفاوتی به اندازه تالار افقی ستون دار، مانند مسجد قدیمی مدینه یا گنبدهای متحدالمرکز ترکیه، به این هدف دست یافته اند».
 
گنبد مسجد به گونه ای است که دید چشم را از زمین به آسمان منعطف می کند بی آنکه چشم را بپراند و یا تنش بین زمین و آسمان را به رخ بیننده بکشاند . هر چند که ساختمان مسجد عظیم باشد باز هم تفاوت اصلی و اساسی خود را با آسمان خراش ها و کاخ ها که تکبر و غرور از آن می بارد را حفظ کرده و همچنان احساس عدالت و ترحم به انسان منتقل کرده و آرامش خاص به او هدیه می دهد.
 
در ساختمان مسجد مأذنه، شبستان نماز، حوض وضو، محراب امام، و منبری که روحانی بر آن می نشیند وجود دارد،و از زمانی که مراسم مخصوصی که مسلمانان برای اموات خود در مساجد برگزار می کنند یک محل که آبدارخانه یا آشپزخانه است و وسایل پذیرایی را مهیا می کند نیز بدان افزوده شده است.
 
مسجد و کارکردهای اجتماعی
 
از صدر اسلام مرسوم بوده که برنامه های آموزشی، عقیدتی و رسیدگی به امور مسلمین، قضاوت در بین آنها و رفع مشکلات مردم در مسجد انجام می شده است و هنور مساجد کانون خیریه پایگاه بسیج و اصلاح امور مردم است. اسلام همه فعالیت های شروع دنیوی که به قصد خدمت به مردم با تلاش در جهت سعاد ت و خوشبختی باشد را صحه گذاشته و به این دلیل انجام این کارها در مسجد هرگز به رویکرد اصلی آن یعنی محل عبادت در برابر خداوند و خدشه وارد نکرده و همچنان محل ارتباط مردم با خدا به رهبری روحانی می باشد. از جمله خاصیت های مساجد اسلامی، سادگی و وقار آن است، برخلاف کلیساها و کنیسه های یهودیان که پر جلال و با هیبت ساخته می شوند مساجد در اوج سادگی قرا ر دارند و بزرگان دین اسلام را به طور مرتب به فضای معنوی و آبادانی معنوی آن سفارش می نمودند، امام علی(ع) می فرماید: «زمانی بر مردم می آید که در میان مردم، باقی نمی ماند از قرآن مگر نشانه اش و از اسلام مگر نامش، در آن روزگار، مساجدشان از جهت ساختمانی آباد است ولی از جهت هدایت خراب است».
 
و روایاتی که به سادگی مساجد توجه دارند نیز قابل اشاره اند: «مساجد را بسازید و آنها را ساده قرار دهید».
 
بورکهارت درباره مساجد می گوید: «تکرار کتیبه های مأخوذ از آیات قرآن کریم بر روی دیوارهای مساجد و سایر ابنیه انسان را یادآور این حقیقت می سازد که تار و پود حیات اسلامی از آیات قرآنی تنیده شده و از لحاظ معنوی متکی بر قرائت و نیز نماز و اوراد و اذکاری است که از آن کتاب آسمانی اخذ شده است، اگر بتوان فیضی که از قرآن کریم سرچشمه می گیرد یک ارتعاش معنوی بخوانیم- و کلامی بهتر از این برای تفسیر نداریم - از آنجا که این نفوذ قرآنی هم معنوی و هم مسموع است باید بگوئیم تمام هنر اسلامی باید بالضروره اثر این ارتعاش را داشته باشد».
 
این ارتعاش معنوی در هیچ فضایی به اندازه فضای مسجد دامنه ای چنین وسیع و فراگیر نداشته و نیافته و البته این مساجد بوده اند که مرکزیت هنر بوده، هر چند که آثار هنری زیادی از اسلام جا مانده ولی چیزی که همه مسلمانان بدان افتخار کنند همین مساجداند.
 
«در طول نسلها و قرون ،در فاصله آفاق مختلف ،هنر اسلامی ملجأی پاکتر و نمایشگاهی امن تر از مسجد نداشته است و اشتراک مساعی اقوام و امم مختلف اسلامی در تکمیل و تزیین مساجد با وجود حفظ خاصیت های ملی و محلی، نوعی بی تملقی را در معماری اسلامی سبب شده است ».
 
در یک مسجد هیچگاه انسان تصور نمی کند که حقیر است و یک موجود پرتاب شده و رها شده در دل زمین است که به خود واگذاشته شده است و حالت و احساس میل به صعود که کلیساهای گوتیک به انسان می دهند و یا حالت نزول از آسمان که از ( ایا صوفیا) درک می شود را منتقل نمی کند، بلکه سکون و عدم حرکت است که بی نهایت و ابدیت را یادآوری می کند و خود را از هر آنچه فانی است متمایز گردانیده است .
 
اختلاف معماری در مسجد و کلیسا
 
از اختلافات معماری مساجد اسلامی که با کلیساها دارد، این است که در مساجد «تنش های ساختگی و هیچ کششی به سمت بالا، بسوی آرمانی آسمانی دیده نمی شود، فضای ساختارهای قدسی اسلام با شکوه، متانت در سکوت و سکونی که با سرشت ذاتی آنچه هم اکنون در اینجا حضور دارد، منطبق است ».
1. آرامش
 
مساجد آرامش خاصی دارند که برخلاف کلیسا که به سمت آسمان توجه دارد، با تمام مواد و مصالح خود در خدمت معنویت خاص اسلام که براساس توحید است درآمده است، حفظ هویت آجرها، خشت ها و ... جالب توجه است، چرا که جملگی این مصالح مخلوق خداوند می باشند.
2. اختلاف ظاهری گنبد
 
شکل نمادین گنبد در سقف مساجد حائز اهمیت می باشد، گویی همه وجود مسجد را به خداوند ارتباط داده و «قاعده 8 وجهی گنبد کنایه از کرسی الهی و نیز عالم فرشتگان و قاعده مربع یا 4 گوشه هم، نماد جهان جسمانی روی زمین است».
 
بورک هارت می گوید: «نقشه تا طراح ساختمانی مرقد یا سقف گنبدی رمز اتحاد آسمان و زمین است . بدین معنا که پی و قاعده مستطیل شکل عمارت، با زمین مطابقت دارد و قبه کروی با آسمان».
3. عروج ومیل به آسمان
 
در شکل معماری مساجد، آسمان هدف و مقصود نیست، بلکه همین خاکدان است که مورد توجه می باشد، به هر جایی نظر کنی عالم علوی است و خداوند در آنجا وجود دارد.
 
«در معماری اسلامی، هیچ چیز بیانگر جهد و تقلا نیست، نه کشاکشی هست و نه هیچ تضادی میان آسمان و زمین». نقش های اسلیمی و نقوش هندسی همگی آرام بخش و متفکرانه است و به شدت با معماری مسیحی تفاوت دارد.
 
«یک تالار بازیلیک مسیحی اساساً راهی است که از عالم خارج به میز عشاء ربانی اصل کشیده می شود، یک گنبد یا آسمان صعود یا به میز عشاء ربانی نزول می کند، همه معماران کلیسا مومنان را یادآور به این می شود که حضور الهی از نان و شراب (عشاء ربانی) که بر میز عشاء ربانی قرار گرفته است، بسان نوری که در ظلمت بدرخشد، فیضان می یابد. مسجد هیچ مرکز عبادی ندارد، محراب مسجد فقط حاکی از جهت مکه (قبله) است و حال آنکه همه نظم مکانی است برای القای حضوری که تمامی ابعاد وجود مومنان را در بر می گیرد ایجاد شده است».
 
اجزاء مسجد
1. محراب
 
محراب قسمت اصلی نمی باشد و از ابتدای اسلام نیز جز مساجد نبوده است، بلکه «محراب و محاریب و مقاصیری در شرع نهی شده که از بنای جبارین از ترس بوده و مامومین آنرا درک نمی کنند، نخستین محراب را عثمان از خشت ساخت، به منظور جلوگیری از خطر ...، گفته اند مروان بعد از اینکه با کارد مضروب شد، مقصوره ای مشبک در مساجد ساخت، همچنین معاویه در شام، پس از مضروب شدن از خارجی برای حفظ خود مقصوره ساخت».
 
مقصوره روزنه ای بود که امام جماعت مردم را از پشت آن نگاه می کرده است و محراب محل نماز گذاردن پیش نماز است .
 
محراب به نوعی حالتی از رکوع است، ایوان های قوسی شکل و گنبدی آن احساس خضوع را بر می انگیزاند.
 
امام خمینی می فرماید: «مساجد، سنگرهای اسلام است، محراب، محل حرب است اینها سنگرند برای اسلام»
 
و در جایی درباره محراب می فرماید: «... محراب بهش می گویند، آنجایی که حرب از آنجا شروع می شود، محل حرب ...»
 
محراب را باید گفت که آن «محل است که امام جماعت در آن می ایستد به اشکال مختلف ساخته می شود، و به اقسام و انواع زینت می گردد، از کاشی، از عاج، طلا، آبنوس و غیره، و صنعتکاران، شاهکار صنعت خود را در محراب نشان می دهند، گاه سنگ های قیمتی در آن به کار می رود که سراسر محراب را می پوشاند، معروف ترین محراب ها مربوط به سلاطین عثمانی در مدینه و در حرم مطهر نبی گرامی است».
 
2. مناره
 
مناره یکی دیگر از قسمت های نمادین مسجد است که به نام های مأذنه، گلبانگ و گلدسته نیز خوانده می شود، مناره محل است که اذان گو (مؤذن) به روی آن می رود و اذان می گوید: و مناره نماد بلند قامتی و آزادگی مسجد است مسجدی که مسلمان هویت خود را از لحاظ زیبایی تصویر استقامت و سرفرازی را می رساند.
 
«به هر صورت، اغلب مساجد اسلامی را مناره هایی است با وضع ساختمانی مخصوص که به کار تعیین قبله می آید، یعنی یا باید صفحه مار و مماس بر دو مناره از کعبه بگذرد، که اگر از نوع اول باشد اهالی شهر، می دانند هر جهت که دومناره به ردیف، یکی دیده می شود آن جهت قبله است یا جهت عمود بر قبله ».
 
2.1. این نکته باید گفته شود که مناره ها علم سربلندی اسلام است که هیچگاه سازمان یا نهادی زیرزمینی و مخفیانه نبوده وهمواره در طول تاریخ خود رسمیت داشته و به دعوت آشکار خود از مردم جهان ادامه داده است و اینچنین است که «در مسجد، انسان در بی نهایت همین جا و هم اکنون زندگی می کند و از قید هر گونه تمایل و کشش آزاد است، آن یک آرامش و استراحتی است که از هنر اشتیاق و میل رهایی یافته است».
 
2.2. البته درباره مناره یک نکته تاریخی را اشاره باید کرد که «مناره از بنای آتش پرستان است که در بالای آن، آتش می افروختند، تا اهل شهر درخشش آنرا بنگرند و پرستش نمایند، سپس آن مکان را مسلمین برای اذان گفتن اختصاص دادند و نظیر آن را در مساجد ساختند».


کلمات کلیدی مرتبط:
پاورپوینت , بررسی کارکرد ,کالبدی معنا , در نقاشی و , معماری اسلامی ,
مقالات مرتبط در این دسته
دانلود پاورپوینت مفاهیم معماری مذهبی
پاورپوینت معماری در جهان اسلام
پروژه مسجد شیخ لطف الله (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) .ppt &doc
پاورپوینت مساجد دوره اسلامی (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت طاق و قوس و گنبد درمعماری اسلامی (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت مدارس (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت مساجد (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت اصول معماری ایرانی (استاد پیرنیا) (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
دانلود تحقیق آشنایی با معماری اسلامی
دانلودپاورپوینت خانه در معماری اسلامی
پاورپوینت هنر گچبری
دانلود پاورپوینت پروژه معماری اسلامی خانه های سنتی ایران، کاربری مسکونی
پاورپوینت بررسی معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی و نقد سنّت گرایان معاصر در زمینه هنر و معماری اسلامی
پاورپوینت معماری قنات
پاورپوینت هویت معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی مقرنس و جایگاه آن در معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی نقش دین و سنت در معماری اسلامی(پروژه حکمت هنر اسلامی)
بیان نمادین در تزیینات معماری اسلامی
دانلود پاورپوینت مکتب اصفهان در معماری و شهرسازی(پروژه حکمت هنر اسلامی)

پاورپوینت بررسی معماری مساجد و ابنیه در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

پاورپوینت بررسی معماری مساجد و ابنیه در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم


تاریخ ایجاد 06/05/2016 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 47 اسلاید   قیمت: 9900 تومان     تعدادمشاهده  3


بخشی از مطلب
 سخن از معماریِ عصر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم ، به سبب کمیِِ منابع و اطلاعات، کار چندان ساده ای نیست. آنچه روشن است این که فن ساختن بنا در آن دوران، تا حدّی ساده و به دور از هرگونه ظرائف خاصِ هنری و ملهم از معماری عصر جاهلیت است. معماری در میان عرب عصر جاهلی، چندان دارای پیچیدگی و مهندسی خاصی نبوده، بلکه عمدتاً از معیشت صحرایی و بدوی آنان و طبیعت خشک و خشن، الهام گرفته است. مسألة امنیت و حفاظت از توفان های شن و باران های سیل آسا، دو مقولة مهم و مورد توجه از نوع معماری آن دوران بوده است. عربِ عصر جاهلیت را به دو دستة «اهل مدَر» و «اهل وَبَر» تقسیم کرده اند.
 
مَدَر به معنای گِل است؛ زیرا آنان خانه های خود را از گِِل و خشت می ساختند.
 
و وَبَر به معنای پوست است؛ زیرا صحرانشینان خیمه ها و محل سکونت خود را ازآن می بافتند.
 
از هنگامی که عرب بدوی به شهر نشینی و سکونت درشهر روآورد، تحوّلی در معماری پدیدآمد. مدینه یا یثرب، که از شهرهای مهم عرب محسوب می شد، به سبب هجرت پیامبر خد صلی الله علیه و آله و سلم و پذیرش دین جدید از سوی مردم آن شهر، تحوّلات قابل توجهی در معماری آن پدید آمد. ساخت مسجد و عبادتگاه، به ویژه مساجد مهمی چون قبا و مسجد النبی، که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خود در کار ساختن آن ها نقش داشتند و هم چنین ساختن خانه هایی به وسیلة مهاجران و علاوه بر آن، ساختن قلعه هایی به دست یهودیان در مدینه و منطقة خیبر، که از استحکام بسیار عالی برخوردار بود، از جلوه های مهم تکاملی در این عرصه است.
 
در این پژوهش و تحقیق، بر آنیم تا معماری عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در دو محورِ «بنای مسجد» و نیز «ساخت ابنیه» (شامل خانه ها و اطم ها ) تشریح و با شیوه ها، مصالح، مهندسی، ابزارها و در مجموع هنرِ ساخت آن ها آشنا شویم.
مقدمه
 
«کذب أصحاب الحجر المرسلین آتیناهم آیاتنا فکانوا عنها معرضین وکانو ا تیحیتون من الجبال بیوتاً آمنین».
 
«و همانا مردمِ حِجر (ثمود و قوم صالح) فرستادگان خداوند را دروغگو شمردند. نشانه های خود را به آنان دادیم. پس، از آنها روی گردانیدند، آنان، ازکوه ها، خانه ها می تراشیدند، در حالی که ایمن و آسوده بودند]»[i]
 
این آیة شریفه، اشاره به نوعی خاص از معماری عرب در عصر قبل از اسلام دارد، که امروزه شهر پترا در اردن مصداق آن تشخیص داده شده است؛ زیرا در آنجا اقوام ثمود و صالح می زیستند . این شهر به طور کامل در دل صخره ها و کوه ها ایجاد شده است. قصر، معابد، گورها، خانه ها و حتی ورزشگاه شهر در داخل کوه ها و صخره ها تراشیده شده اند و امنیت بسیار بالایی دارند. این تمدّن در تاریخ عرب، به تمدّن صخره ای یا عربستان صخره ای معروف است. این نوعی از معماری در شمال غربی عربستان قدیم (شبه جزیره) است.
 
براین اساس، بخشی از ساکنان شبه جزیره و اعراب این منطقه، دارای چنین ویژگی و نوع خاص از معماری بوده اند. البته آنان بر اثر عذاب الهی از میان رفته اند اما آثارشان امروزه در شهر یاد شده مورد بازدید سیّاحان است.
 
معیشت بخش دیگری از مردم عربستان، در صحراها و بادیه ها بوده است و به همین علت، آنان در کتیبه های عبری، «عربه» به معنای بادیه نشین یا صحرانشین و به عبارتی، بدوی نامیده شده اند. صحراهای سوزان، لم یزرع و خشکی که مساحت یکی از آن ها پانصد هزار کیلومتر مربع (الربع الخالی) و حدود یک پنجم عربستان است و نیز بیابان هایی که شرق، غرب، شمال و جنوب عربستان را از یکدیگرجداساخته است. براساس وضعیت اقلیمی و توپوگرافیِ، نوعی سکونت و معیشت را بر این مردم رقم زده است که با جابه جایی و نقل و انتقال و عدم ثبات بر روی زمین همراه است.
 
جایی که ثبات نباشد، شهری پدید نمی آید و وقتی شهری نباشد، تمدّن، معماری و آبادانی پدید نمی آید. بنابراین، اقلیم و آب و هوا در پیدایی معماری و حتی نوع آن، تأثیر گذار است. اعراب اهل مَدَر؛ همان کسانی بودند که زندگی ثابتی داشتند و یکجا نشین بودند. آنان خانه های خود را از مَدَر؛ یعنی گِل می ساختند. لذا شهر پدید آوردند و خانه ها ساختند.
 
اما دستة دیگر، اعرابِ اهل وَبَر هستند که خانه های خود را از خیمه های بافته شده از پوست (وَبَر ) بر پا می کردند. خانه های آنان باید آنچنان سبک باشد که هرگاه بخواهند آن را از زمین برکنند و با خود ببرند و در جای دیگری برپا سازند. خیمه ها معمولاً با چند شاخه درخت خرما استوار می گشت . اینجا جای خفتن و استراحت بدوی از گرمای شدید آفتاب و توفان بادهای موسمی و باران های پراکنده و نیز سرما بود. اثاث خانة عرب بدوی، مشک آبی بود و ظرفی برای گرم کردن، خوردنیِ مختصری و نیز شتری بارکش و شاید هم گوسفندی.
 
درگیری بر سر آب و چراگاه، از رخدادهای روزمرة زندگی آنان بود. بدیهی است این نوع زندگی که یراساس وضعیت اقلیمی به آنان تحمیل شده است، آنان را با شهر و شهرنشینی بیگانه می سازد، مگر آن که حادثه ای خاص رخ دهد؛ مانند وضعیتی که در سده پنجم میلادی رخ داد و در زندگی مردم این مناطق دگرگونیِ محسوس پدیدآمد. تغییر مسیر جادة کاروان رو، موجب پیدایش شهرها وشهرک های تازه گردید و پیدا شدن این شهرها، بیابان نشینان را به خود جذب کرد. ازآن هنگام زندگی اجتماعی عرب تا ظهور اسلام در دو بخش صحرانشین و شهر نشین تداوم یافت. شهر نشینان جدید، با الهام از طبیعت پیرامونی خویش در صحرا، به ساختن خانه هایی از گِل و خشت و چوب و نخل پرداختند. خانه هایی که بتواند آنان را از گرمای سوزان، باران های سیل آسا و نیز سرما حفظ کند و بر این اساس نوعی از تکامل در زندگی اجتماعی عرب صحرا نشین، که اکنون شهرنشین شده بودند، پدیدار شد که مهمترین جلوة آن، در معماری و شهرسازی بود. این وضعیت تا زمان ظهور اسلام استمرار داشت . دورانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث شد، ازچنین ویژگی هایی برخوردار بود. اما آن حضرت، با هجرت به شهر مدینه، تحوّلی بس عظیم در معماری عرب پدید آورد و آن، گره زدنِ این نوع از معماری با مذهب بود؛ چیزی که تا آن زمان پیشینه نداشت، یعنی ساختن بنای که به نام او و مسجدالنبی صلی الله علیه و آله و سلم اشتهار یافت. این بنای مذهبی و مقدس، که پیرامون آن خانه های زیادی ساخته شد و مانند نگین انگشتری در مرکزیت شهر قرار گرفت، نخستین تجربة اعراب در زمینة معماری در عصر اسلامی بود و بدین وسیله مسلمانان را با میراث معماری قبل از اسلام پیوند می زد.
 
معماری در عصر پیامبر پرداختن به معماری عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دوران حیات ایشان، کاری است دشوار؛ از یک سو، سادگی معیشت مسلمانان و محل سکونت ونیز شهر نشینی آنان، و درحقیقت بومی بودن معماری وعدم اقتباس والگوگیری ازمعماری های سرزمین های متمدّنی چون روم، ایران و مصر و از سوی دیگر، سکوت منابع عمدة تاریخی و معماریِ پیرامون این مباحث و نیز برجا نماندن آثاری از آن دوران، پژوهش و تحقیق در این زمینه را با دشواری های زیادی مواجه می سازد. رشد چشمگیر معماری و هنر در سده های پس از رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم ، که بیشتر به یک معجزه شبیه بود و آثار باشکوه آن در اقصی نقاط سرزمین های تحت سلطة مسلمین؛ از هند تا ایران، آسیای صغیر، شامات، آفریقا و مصر و نیز اندلس که در مساجد، ابنیه ها، کاخ ها، قصرها، خانه ها، کاروانسراها و رباطه ها و ... محققان و پژوهشگران عرصة هنر و معماری را مجذوب خود ساخته و آن را محور اصلی کار ایشان قرار داده است. لذا نسبت به بحث پیرامون معماری عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنان را غافل ساخته است. با این وجود در آثار تاریخی و متون جفرافیایی و حدیثی، می توان تا حدودی وضعیت روشنی از معماری آن عصر به دست داد. ما بحث معماری در آن دوران را بر محور مسجد، خانه ، اطم و قلعه ها دنبال می کنیم:
الف ـ مسجد
 
مسجد و به تعبیر دیگر عبادتگاه مسلمانان، تحوّلی عظیم در معماری ایجاد کرد. مسلمانان همواره کوشیدند تا این مکان مهم عبادی و سیاسی را ـ که محلّ اجتماع و تصمیم سازی های سیاسی و اجتماعی نیز بوده است ـ به بهترین وجه استوار سازند. آن را تزیین کنند و بیشترین ظرافت های هنری را در آن به کار ببرند. براین اساس، مسجد دارای جایگاه ویژه ای در معماری اسلامی است. نخستین مسجد در اسلام، که به دست پیامبرخد صلی الله علیه و آله و سلم برپا شد، به عنوان کانونی فروزان در مدینه یا یثرب، دل ها را تا عصر حاضر متوجه خود ساخت. این مسجدکه به صورتی بسیار ساده ساخته شده بود، چون نگین انگشتری، در میان شهر می درخشید؛ به ویژه این که خانة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درکنار مسجد ونیز خانه های صحابه درپیرامون آن، شکل وماهیت مدینه را دگرگون کرد. اهمیت بر پایی مسجد تا آنجاست که در قرآن کریم، عمارت کنندگان آن ستوده شده اند و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نیز بلافاصله پس از مهاجرت به مدینه، به بزرگترین و مهمترین کار؛ یعنی ساخت و بر پایی مسجد دست زد. این امر اهمیت و ضرورت چنین اقدامی را روشن تر می سازد و نخستین کار رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پس از ورود به قبا، ساختن مسجد قبا و پس از ورود به یثرب ساختن مسجد النبی صلی الله علیه و آله و سلم بود. جایی که در همان آغاز تأسیس، تبدیل به مرکز فرمان جامعه در حال رشد مسلمانان گردید. این مکان غیر از عبادت، کارکردهای متنوعی چون محل شورا، قضاوت، تقسیم بیت المال، مداوا کردن مجروحان جنگ، ملاقات با گروه ها و وفود، عقد پیمان های سیاسی و اقتصادی نیز داشت و به عبارتی دارالحکومة مسلمانان بود. «مساجد بعدها به لحاظ نظری وفاداری به این هر دو جنبه را حفظ کردند و فقدان نهادهای رسمی در دنیای اسلام، با فقدان متقابل بناهای رسمی عمومی؛ نظیر تالار شهر و یا محاکم، به نقش دوگانة مسجد اهمیت بیشتری بخشید. بدین ترتیب طی فراگردی طبیعی به مرکز جامعه، اعتقادی جدید گردید»[ii].
 
در این مسجد مقدمات تشکیل امت واحد، براساس انعقاد پیمان نامة وطنی یا مدنی، که تشکیل جامعة مدنی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را نوید می داد، فراهم شد؛ امت واحدی که آن حضرت در مدینه شکل داد، شهری بر همان مبنا نیز ایجاد کرد؛ شهری ایده آل که مسجد نسبتاً سادة آن، در مرکز شهر، همة نگاه ها را به خود معطوف می ساخت و مردم را به هنگام نماز به سوی خود فرا می خواند. این نقطة ثقل و دایرة شهر اسلامی است. «این فضا، فضای عرصه و نمایشی است که جنبة مذهبی و همچنین اجتماعی دارد. امت، اجتماعی است که برخی از افراد آن، آداب و روش زندگی را مشترکاً رعایت می کنند، به سوی قبلة واحد روی می گردانند. تصوّر ذهنی امت در جامعة اسلامی ایده ای ارگانیک دارد که در قرآن به صورت بنیان مرصوص مطرح شده است. کلمة بنیان؛ یعنی بنا و کلمة مرصوص به معنای ساختمانی است که با رصاص سفید (قلع) و رصاص سیاه (سرب) محکم کاری شده؛ به طوری که در مقابل عوامل انهدام مقاوم شده است ».[iii]
 
مسجد، مکانی است که پیروان دین، درصف های طویل (در عرض) می ایستند و نگاه خود را به سوی قبله معطوف می دارند، مسجد مانندکلیسا یک سالن اجتماع است، با این تفاوت که این سالن، محور بزرگ آن در عرض جهت یابی شده است. این سالن به جای آن که در عمق یا طول توسعه یابد، در عرض گسترش می یابد و این حالت جدا از اختلاف سبک ها، حالتی به مجموعه می دهد که آن را از بناهای مسیحی متمایز می سازد.[iv] براین اساس است که عرض مسجدالنبی صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر از طول آن است؛ 60 ذرع (طول)، 70 ذرع (عرض) و همین طور مسجد قبا و سایر مساجد عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم .
 
مسجد النبی به تعبیر قرآنی، مسجد النبی، نخستین مسجد در اسلام است که به دست پیامبر خد صلی الله علیه و آله و سلم بنا گردید؛ }.[v]
 
پیامبرخد صلی الله علیه و آله و سلم در نخستین روز ورود به مدینه یا یثرب، به ساختن مسجدی پرداخت که نخستین تجربه جمعی اعراب در معماری بود. صحابه؛ اعم از مهاجر و انصار و حتی شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نیز زنان در ساختن آن دخیل و سهیم بودند. چون این مکان برای همه بنا می شد، باید در ساختن آن نیز همه شریک می شدند.[vi] پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حقیقت طراح مسجد و به عبارتی ناظر و همکار در معماری آن محسوب می شوند؛ زیرا ایشان با دستان مبارک خود، خطی بر روی زمین به صورت مستطیل کشیدند و حد مسجد را تعیین کردند. با یک نیزه ویک خط، به تقسیم زمین به مکانی برای زیستن (خانه اش در کنار مسجد) و فضایی برای نیایش؛ به تعبیری، زندگی مادی و معنوی را با هم توأم ساخت و دین و دنیا را با هم مرتبط کرد و مرکزیتی مقدس برای برپایی و شکل گیری شهری اسلامی و مذهبی فراهم ساخت.
 
در زمین انتخاب شده برای مسجد، چندین قبر از مشرکان قرار داشت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد آن ها را نبش کردند و نیز کمی پستی وبلندی داشت که آن را هموار نمودند و نیز نخلی داخل آن بود که قطع کردند و آن را آمادة ساختن دیوارها کردند. طول مسجد هفتاد ذرع (35 متر) و عرض آن شصت ذرع(30 متر) که مساحت آن 4200 ذراع برابر با 1025 متر مربع می شد . پایه ها و پی دیوارها را از سنگ قرار دادند و دیوارها را از لَبِن (خشت خام ) غیر قابل احتراق (آجرِ نسوز ) برپا ساختند . پیِ دیوارهای مسجد به عمق سه ذراع (حدود 1/5 متر ) با سنگ پر شد و دیوار نیز با پهنای 75 سانتیمتر بنا گردید.[vii]
 
د رانجام این کارها، رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیز همراه مهاجران و انصار به ساختن مسجد می پرداختند و خشت و سنگ را منتقل و تا کنار دیوارها می آوردند. در این حال بود که صحابه اشعاری را زمزمه می کردند.[viii]
 
سقف مسجد و ستون ها
 
دیوارهای مسجد تا 5 ذراع (2 متر ) بالا رفت. صحابه اموالی را گرد آوردند و آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تقدم کردند که با آن مسجد را تزیین و مسقّف کنند و از آن حضرت پرسیدند: آیا آن را مسقف کنیم؟ فرمودند: «مابی رغبة عن أخی موسی، عریش کعریش موسی»[ix] و به عبارتی دیگر « ابْنُوا لِی عَرِیشاً کَعَرِیشِ مُوسَی، ثمامات و خشبات و ظله کظلة موسی أو الأمر العجل من ذلک » پرسیدند: «و ماظلّة موسی» قال : «کان إذا أقام أصاب رأسه سقف».[x]
 
یعنی «من میل دارم مانند برادرم موسی، سایه بانی داشته باشم» عریش، سایه بان را گویند. اعراب آن را از چوب ثمام که نوعی گیاه معروف در بادیه بوده، می ساختند و به آن «مظال» می گفتندکه به معنای سایه بان است. این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یکی حکایت از سادگی بنا دارد و دیگر آن که به کار نبردن آجر و خشت در سقف و استفاده از برگ ها و شاخ های نخل خرما می تواند نور لازم را برای فضا فراهم سازد و آن را روشن گرداند و علاوه بر آن، به سبب وجود بادهایی که معمولاً در این اقلیم می وزد هوای مطبوع را داخل فضا به جریان در آورد و باعث خنکی محلً اقامة نماز گردد.
 
ابن رسته اشاره می کند که این سقف با خاک رُس اندود نشده بود، به هنگام ریزش باران، مسجد پر از گِل می شد.[xi] بر این اساس لازم بود ستون هایی تعبیه و استوار سازند تا بر فراز آن ستون ها سایه بان یا به عبارتی سقف را قرار دهند. بدیهی است، این ستون ها جز تنة درختان خرما و به عبارتی ستون چوبی مدوّر، چیز دیگری نخواهد بود؛ مصالحی که در مدینه و عربستان فراوان است. وجود نخلستان های انبوه در مدینه ودستیابی به تنة درختان خرما و برگ های نخل، معماری این شهر و سرزمین خشک وصحرایی که دارای تابستان های طولانی وگرم وبادهای سوزان و زمستان های کوتاه را شکلی دیگر بخشیده است.
 
بدیهی است کاربرد چوب و تنه های درختان، به سبب گرمیِ هوا، برخلاف مناطق سردسیر و رطوبت زا، مصالح مناسبی محسوب می شوند که مناسب این توپوگرافی و وضعیت اقلیمی خاص هستند و درحقیقت دچار انبساط و انجماد نمی شوند. این همان تأثیر آب و هوا در معماری است که در عصر حاضر بدان توجّه ویژه وجود دارد. اسکلت بندی از تنة درخت، با برپا کردن چندین تنه و پوشاندن روی آن با برگ های نخل برای سقف مسجدالنبی، حلقة ارتباطی معماری عصر اسلامی و عصر جاهلیت عرب است که اعراب مناطق صحرانشین از دیرباز به این نوع راه حل، برای زدن سقف، البته در سطوح کم عرض، روی می آوردند.[xii]
 
حدود یازده ستون در فضای مورد نظر بر افراشته شد و روی آن، از برگ های نخل که به یکدیگر بافته شده و با شاخه های محکم به صورت کلاف بر روی سطح تنه ها قرار می گرفت پوشیده شد. یا به عبارت صالح لمعی، پل هایی از چوب بر روی تنة نخل ها استوار و روی آن با برگ نخل پوشیده شد که حدود 2 متر ارتفاع سقف را تشکیل می داد.[xiii] تعدادی از این یازده ستون، پس از چندی، یادآور خاطره های مهمی از دوران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گردید و هر یک نامی به خود گرفت که اکنون پس از 14 قرن، آن ستون ها، البته با بازسازی هایی استوار و نام های آن ها بر فرازشان یادآور حوادث تاریخیِ عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند؛ مانند ستون توبه. البته برخی کارکردهایی هم داشتند، مانند ستون «مخلقه» که عطر و خلوق بر آن می آویختند تا فضای درونی مسجد را خوشبو سازند و نیز ستون «وفود» که محل دیدارهای پیامبر با قبایل بود؛ نوعی محلّ بار عام. همچنین ستون «محرس» که محلّ نگهبانی از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.[xiv]
 
این ستون ها سقف سمت مصلاّ و قبله را پوشش می داد و بقیه به صورت صحن و بدون سقف ماند.[xv]
 
و اما تعداد ستون هایی که سقف مسجد بر روی آن استوار گشت:
 
1. ستون های میان منبر و محلّ اقامت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (روضةالنبی صلی الله علیه و آله و سلم )؛ در طول، 6 ستون قرار داشته که امروزه با سنگ های سبز و سفید مجزّا و مشخّص شده اند و در عرض، 22ستون که البته بر اساس نظر شیعه در داخل روضه قرار دارند.
 
2. ستون های حدّ اولیة مسجد؛ دو صف از ستون های غرب و دو صف از ستون های شمال، پس از روضة شریفه، حدّ اولیة مسجد را نشان می دهندکه در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مسقف بوده است. این مکان اولیة مسجد، تا قبل ازتوسعه توسط پیامبر بعد از غزوة خیبر است.
 
3. ستون های پس از توسعه، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ؛ دو صف از ستون ها در غرب و چهار صف در سمت شمال را دربر می گیرد.
 
4. ستون های حدّ غربی مسجد پس از توسعه در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ؛ درغرب مسجد، یازده ستون در یک صف، حدّ مسجد پس از توسعة خیبر را شکل می دهند.
 
5 . ستون های حد شمالی مسجد پس از توسعة عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ؛ یک صف شامل ده ستون در شمال مسجد، در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که مسجد و صحن امروزی را ازهم جدا می کند.[xvi]
 
اما این ستون ها درآغاز، درسمت قبله قرار داشت؛ البته زمانی که قبله به سمت بیت المقدس بود و زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قسمت دیوار شمالی را با دو ردیف ستون مسقّف ساخت، در این حال قبله به دیوار جنوبی تغییر یافت و سمت مسقف در دو ستون، در این دیوار نیز برپا شد و درِ سمت جنوبی بسته و اینجا محلّ برگزاری نماز جماعت شد. [xvii]
درهای مسجد
 
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس از پایان کار بنای دیوار وسقف، سه ورودی برای مسجد قرار دادند و سه درِ چوبی ساخته، روی پایه ها ی سنگی آن باب ها استوار کردند. این سه در، هریک به نامی معروف شد:
1. باب جبرئیل(ع)
 
و آن، از درهای مهم مسجد در عصر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بود که به نام های باب الجبر و باب الجنائز نیز معروف بود. این در، بر دیوار شرقیِ مسجد (میانة دیوار ) قرار داشت. بعدها در توسعة مسجد، در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ؛ یعنی پس از غزوة خیبر حدود چند متر به پایین تر، به سمت شمال منتقل شد. این باب، هنوز هم البته کمی بیرون تر از مکان اصلی باقی مانده است.
2. باب الرحمه
 
این در، بر دیوار شمال غربی مسجد قرار گرفت و اکنون با فاصلة بسیار، با جای اصلیِ خود به سمت غرب، همچنان پا برجاست.
3. باب عاتکه
 
این در، بر دیوار جنوبی، مقابل خانة عاتکه، دختر عباس قرار داشت. در داخل مسجد، ابتدا محل نماز پیامبر به سمت بیت المقدس، در پایان حد مسجد، از سمت شمال بود؛ به گونه ای که ستون عایشه پشت ایشان و کمی به سمت شمال مایل می شد تا به موضع ستون پنجم در موازات باب جبرئیل قرار می گرفت و باب جبرئیل بر شانة راست ایشان واقع می شد.[xviii] پس از تغییر قبله، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سمت دیوار جنوبی نماز گزاردند و درِ جنوبی را بستند.
کف مسجد
 
کفِ مسجدالنبی دارای پوششی ازسنگریزه های کوچک بود وچون نمازگزاران باید بدون کفش وارد مسجد می شدند، رسم پوشاندن کف مسجد معمول شد. پیامبر نیز خود گاهی به هنگام نماز از زیرانداز (حصیر) استفاده می کردند. [xix]
 
ابوسعید خدری در روایتی گوید: در مسجد بر پیامبرخد صلی الله علیه و آله و سلم وارد شدیم و پرسیدیم: ای پیامبر خدا، کدام مسجد بر اساس تقوی بنا نهاده شد؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مشتی سنگ ریزه از کف مسجد برداشت و آن را بر زمین پاشید و فرمود: «هذا مسجدی و مسجدکم»؛ یعنی مسجد مدینه.[xx]
4. ایوان صفه
 
در شمال مسجد نیز ایوان و سایه بانی برای مهاجران فقیر ساختند که به ایوان صُفّه معروف شد.گفته اند حدود هفتاد تن از مهاجران، که جایی برای سکونت نداشتند،[xxi] بر روی آن زندگی می کردند. این ایوان در کنار دیوار شمالی ساخته شد و مسقّف گردید. این کار پس از تغییر قبله انجام شد که در دومین سال از هجرت بود. ایوان صفه، البته اندکی با تغییر مکان، همچنان موجود است.
5 . منبر مسجدالنبی
 
منبر محل وعظ و خطابه و از مهم ترین آثار داخل یک مسجد و مکان مقدس و مذهبی است. منبر معمولاً در سمت راست محراب یا محل اقامة نماز قرار می گیرد. نمونة مشابه منبر، در مراسم عبادی مسیحی، سکوی وعظ و خطابه است. آمبو (Ambo) کلمه ای که در کلیسای اوایل قرون وسطی برای اشاره به سکوی خطابه دار کلیسای بیزانس به عنوان نامی برای تخت استفاده می شد. نزدیکترین نوع سکوی خطابه، منبر بود. [xxii]
 
پیامبر خد صلی الله علیه و آله و سلم هنگام خواندن خطبه در مسجد النبی صلی الله علیه و آله و سلم به تنه درختی از خرما تکیه می دادند و چون از حالت ایستاده، اظهار خستگی کردند، به روایتی، غلام عباس بن عبدالمطّلب و به روایتی دیگر زنی از انصار برای ایشان پلکانی که دارای سه پله بود به صورت منبر ساخت و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در روز جمعه ای بر روی آن نشست و خطبه خواند.[xxiii] آن حضرت روی پلة سوم نشستند و پاهای خود را بر روی پلة دوم گذاشتند. با گذشت ایام، منبر یکی از لوازم حتمی مساجد عمده شهرهای بزرگ شدکه برای مسلمانان نشانه ای بود از حکومت الهی، به معنای تلفیق قدرت های سیاسی، نظامی و مالی با دین و نه نشانگر جنبة مذهبی صرف.
 
منبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نشانة کامل این قدرت ها بود. یکی از نخستین شکل های نمادین اسلام را به وجود آورد و به مثابة یک شکل زیبا شناختی، تحوّلِ نسبتاً چشمگیری یافت.[xxiv]
 
برخی نیز گفته اند: منبری که برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ساخته شد، مرتفع و از گِل بود؛ یعنی پله نداشت. برخی دیگر گفته اند: مانند کرسی یا صندلی بوده که از چوب گزساخته شده بود.
 
توسعة مسجد در زمان پیامبر خدا در سال هفتم هجرت، پس از غزوة خیبر، به سبب گسترش جمعیت مسلمانان، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم احساس کردند که مسجد گنجایش نمازگزاران را ندارد و باید آن را توسعه دهد، لذا دیوارهای مسجد را تخریب و ابعاد آن را به 100 ذرع در 100 ذرع؛ یعنی به صورت مربع 49*49 متر در آوردند. در حالی که پیش از آن،ا مستطیل شکل بود. مربع یکی از شکل های هندسی است که نقشی بزرگ در معماری اسلامی داشته است و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در این توسعه، مسجد را با نقشة مربع برگزید که نمایانگر شکل بنیادین کعبه است. شکل مربع، غالباً در کهن ترین مساجد دیده شده است. از جمله مسجد کوفه و به مرور شیوة کاربرد مربع در معماری مساجد بسیار دقیق تر از نقشة ساده و کلی آن شد و به این ترتیب، نخستین فرایند معماری که از عربستان و از خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آغاز شد.[xxv] مساحت توسعه یافته، به ده هزار ذراع؛ یعنی برابر با 4900 متر مربع تقریباً بیش از سه برابر مساحت قبلی رسید. ایشان ستون هایی را به ستون های پیشین افزودند که پیش تر اشاره شد. همچنین بر ارتفاع سقف مسجد افزودند و آن را از 75/1 متر به 5/3 مترمربع رسانیدند که هفت ذرع بود.[xxvi] این توسعه سنتی شد برای خلفای پس از ایشان، که مساحت مسجد را گسترش دادند.
نمازگاه میّت
 
در سمت شرق مسجد النبی، که البته اکنون در داخل مسجد و در شرق حجره و مرقد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قرار یافته، مکانی برای نماز بر مردگان ساخته شد که به «مصلّی الجنائز» معروف گردید. مؤمنان اموات خود را به این مکان می آوردند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر آنان نماز میزاردند که این رسم همچنان برقرار است و از آن جا میت را به سوی بقیع، برای دفن می برند. گفته اند در این مکان، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یک مرد و زن یهودی زناکار را رجم کرده اند. این کار درکنار دیوار، در نزدیکی باب مسجد انجام شد.[xxvii]
ب) معماری خانه ها
 
با ساختن مسجد النبی صلی الله علیه و آله و سلم شهر مدینه تحوّلی عظیم یافت. علاوه بر پیدایی یک کانون اجتماع و حضور گستردة عبادی برای مردم، هر یک از مهاجران از مردم مکه، در کنار مسجد خانه ای برای سکونت خود بنا کردند و پس از مدت کوتاهی، ده ها خانه در کنار و اطراف مسجدالنبی برپا شد.
 
خانة پیامبر خدا از مهم ترین خانه هایی که بنا شد، خانه و حجره های پیامبرخد صلی الله علیه و آله و سلم بود. آن حضرت پس از سکونت در منزل ابو ایوب انصاری، که البته شش ماه طول کشید، به احداث مسجد پرداختند و در کنار آن، خانه ای برای خود ساختند. خانة رهبر دینی، که با استقبال باشکوه مردم وارد این سرزمین گردیده، باید به گونه ای طراحی شود که بتواند بخش هایی از وظایف رهبری را، علاوه بر وظایف مربوط به زندگی مادّی، در آن انجام دهد تا هم برای جامعه و هم برای خانواده اش کاربرد داشته باشد. بر ما چندان روشن نیست که معماریِ این خانه، متأثر از نوع معماری مردم مکه بوده یا نه.
 
در معماریِ مکه، آنچه بیش تر نمود می یافت، استفاده از خِشت و گِل در سقف و استحکام بنا از نظر استفاده از سنگ و مصالحِ محکم بود که براساس وضعیت اقلیمیِ مکه به سبب باران های سیل آسا و گرمای طاقت فرسا بود، اما در مدینه، به دلیل داشتن هوای نسبتاً مطبوع و بارش باران کم و به ویژه غنی بودن این سرزمین از نخل خرما و چوب، مصالح بیشتر خانه ها و معماری آن ها را چوب تشکیل می داد که در سقف ها به کار می رفت . ویژگی خاص این بنا، سادگی بی نهایت آن بود؛ همانند مسجدی که آن را ساخته بود. او به دنبال ساخت دارالخلافه و یا قصر نبود، بلکه سرپناهی برای آسایش و آرامش خود و همسرانش می خواست. او ابتدا یک اتاق از خشت برای همسرخود سوده ساخت که دوتنة نخل خرما سقف آن را تشکیل می داد و سال بعد اتاق دیگری برای عایشه و سپس برای حفصه و آنگاه دو اتاق دیگر برای دو همسر دیگرش ساخت، در نهایت سادگی و بی پیرایگی.
 
براساس گفتة هیلن براند؛ «وجه شاخص دیگر این خانه، ابعاد قابل توجه آن است. خانه در واقع میدان مربع بازی را تشکیل می داد که هریک از اضلاع آن 56 متر بود و اتاق ها پهلو به پهلوی یکدیگر در ضلع شرقی مسجد ساخته شدند و ویژگی دیگرش آن که این بنا صرفاً کارکردی مسکونی یافت .حجره ها در داخل محصوره بودند، نه در خارج از آن، و بدین ترتیب کنه متناقض این بنا نمایان می شد؛ بنایی که ظاهراً به عنوان یک خانة مسکونی ساخته شد. و آن با توجه کامل به دیگر کارکردها طراحی گردید. به بیان دیگر، نیّت آن بوده که بیت محمد به عنوان کانون جامعة جدید اسلامی عمل کند.»[xxviii]
 
اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواست زندگی ساده و بی پیرایة خویش را به عنوان یک شهروند، در خلوتی بی سر و صدا داشته باشد، بعید بود آن را به شکلی که گفته شد می ساخت. البته مأموریت او اسلوبی از زندگی با طبیعتی عمومی را ایجاب می کرد و خانة او نیز به همان نسبت خانه ای عمومی بود.[xxix]
 
این اتاق ها مانند دیوارهای مسجد، سبک بوده اند . ابن سعد گفتة یک شاهد عینی را نقل می کند که ناظر تخریب اتاق های همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده و می گوید:
 
«من اتاق های همسران پیامبر را که از شاخ و برگ درخت خرما ساخته و جلو درهای آن ها پرده هایی بافته شده از موی سیاه بزآویخته شده بود، دیده ام.»[xxx]
 
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اتاقی عمومی برای پذیرایی منظور نکرده بود و احتمالاً این کار را در حیاط، که همان مسجد بوده، انجام می داد؛ زیرا در مجاورت درِ خانة آن حضرت به سوی مسجد (البته از خانة عایشه که باب النبی خوانده می شد)، ستونی به نام سریر وجود دارد که آن حضرت تختی بر کنار آن زده و روی آن می نشستند و نیز ستونی دیگر که نام وفود بر خود گرفته بود. وفود یا دسته ها برای دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در کنار آن می نشستند و با ایشان پیمان می بستند . این نشان می دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیدارها و بخشی از امور مربوط به رهبری و دعوت را در خارج از منزل و در مسجد به انجام می رسانده است.
 
به گفتة پاپادوپولو، این قسمت، به مثابة تالار بار رسمی طبعاً جزئی از منزل بود (همانجا) . ساختمان و بنای خانة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بسیار سبک بود؛ مانند الگویی از زندگی بدوی و چادرنشینی عرب صحراگرد و ترکیبی از درخت خرما. جریان هوا وآفتاب، سایه گاه ها نگران کننده می نمود، اما نمونة خوب و گویایی بود از معماری مجرد و غیر عادی بادیه نشینان و توحید، بدون امتیازی که با توجه به عدم شناخت قبایل عرب از هرگونه هنر تزیینی و نقاشی، منزل را کاملاً برهنه و بی زیور نشان می داد. براین اساس، دیدگاه های زیبا شناختی هرگز در اندیشة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان آن عصر نبوده، بلکه رفع نیازهای کیش و آیین جدید و ادارة جامعة نوین به وسیلة امکانات معمولی محیط که از لحاظ فنی در دسترس بود، مدّ نظر قرار می گرفت.[xxxi]
 
نکتة قابل ذکر دیگر در شکل معماری و هندسی منزل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مربع بودن آن در ابتدای احداث است . منزل عایشه و سوده، هر دو به صورت مربع، حدود 50 متر ساخته شد. مربع از شکل های هندسی است که نقشی بزرگ در معماری اسلامی داشته است. این نقشه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگزید، درست هندسی ودقیقاً مربع، که شکل بنیادی کعبه است.
 
به گفتة سمهودی، اتاق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که به آرامگاه ایشان تبدیل شد، همچنان باز و آشکار بود تا این که عمر بن عبدالعزیز، در زمان خلافت ولید، در هنگام بازسازی مسجد، حفاظی پنج ضلعی نامنظم برگرد آن احداث کرد و این کار ناشی از هراسی بود که مبادا با پیروی از همان شکل مکعب کعبه، این اتاق نیز به صورت قبله در آید و به سوی آن نمازگزارده شود.[xxxii]
 
نکتة دیگر که «پایا دو لو» به آن اشاره دارد، این است که: هر چند این دیوارها به ارتفاع 5/3 متر با خشت خام ساخته شده بود، لیکن می توانست برای پیامبر و پیروانش در صورت حملة دشمن، که بارها رخ داد، به منزلة یک پناهگاه ویا احتمالاً یک دژ کوچک عمل کند و این نکتة مفهوم مربع را ـ که یک شکل منطقی دفاعی و بسان اردوگاه های رومی و دژهای متعدد بیزانس بود ـ آشکار می سازد. ازاین رو، این دیوارها نه فقط به حریم مکانی مقدس و نه تنها منزل پیشوای امت، که برپناهگاه و دژ اسلامی نیز دلالت داشت.[xxxiii] این نظرِ پاپادپولو، به هیچ رو نمی تواند درست باشد؛ زیرا بعید است که چنین کارکردی مورد نظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده باشد. در هر حال، این خانة کوچک، همانند مسجد با خشت و شاخه های درخت خرما بنا گردید. سقفی کوتاه داشت که دست بدان می رسید و هم چنین دارای دو درِ یک لنگه، بدون قفل بود که یکی از غرب خانه به مسجد و دیگری از ضلع شمالی آن به بیرون گشوده می شد.[xxxiv]
 
ابن سعد، توصیف می کند که عبدالله بن یزید پیش از تخریب خانه ها به دست ولید، آن ها را دیده و چنین توصیف کرده است:
 
«چهار خانه با دیوارهایی از گِل و کاه (خشت) که شاخة درخت خرما در آن به کار رفته بود، به اتاق های مجزّا تقسیم می شد و پنج خانه ای که از شاخه های گل اندود نخل بنا شده بود، فاقد تقسیمات داخلی بود. بالای درها پرده هایی از پارچه موئین سیاه آویخته شده بود که هر ضلع آن سه ذرع طول داشت. ارتفاع سقف ها به اندازه ای بود که دست به آن ها می رسید.»[xxxv]
 
و نیز از محمد بن هلال نقل شده است که خانه های همسران رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم که از شاخه های نخل خرما، که سطحی از مو بر روی آن پوشیده شده بود، در جنوب ساخته شد.[xxxvi] هم چنین گفته شده است که دیوارهای خانة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با خشتی که قابل احتراق نبود و شاخة خرما که کنار هم در مساحت و ارتفاع گذاشته شده بود، ساخته بودند. هریک از حجره ها دری کوچک به سوی مسجد داشت و بر آن، پرده ای از مو آویزان شده بود. از داود بن قیس نقل شده است که گفت:
 
«حجره های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم که دیوارهای آن از شاخه های نخل ساخته شده بود و بر سطح خارجی آن لایه ای ازمو پوشیده بود.»
 
عرض خانه از درِ اتاق تا درِ خانه، حدود هفت ذرع (5/3 متر) و طول آن حدود ده ذرع (5 متر) بود و نیز از حسن بصری نقل شده که داخل خانة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شدم، دستم به سقف می رسید. برای هر خانه اتاقی و هر اتاقی از چوب عرعر(سرو) پوشیده (تزیین) شده بود. [xxxvii] پیامبر خد صلی الله علیه و آله و سلم پس از وفات در همین مکان؛ یعنی در جایی که با عایشه زندگی می کرد در نیمه ای از منزل عایشه دفن شد. در زمان عمربن عبدالعزیز خانه های محل سکونت سایر همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خراب شد و قبرهای سه گانه پدیدار گشت. عمر خود شخصاً دست به کار مرمّت قبرها شد و وردان را مأمورکرد تا دیوارهای خانه را تا پیِ در، بردارد و پی را نیز بکند.[xxxviii] بسیاری از صحابه از تخریب خانه ها ناراحت شدند و می گفتند: ای کاش خانه ها به همان وضع باقی می ماند تا مردم می دیدند که پیامبرشان چه محلّ سکونت ساده ای داشته و چگونه به چند خشت گِل قناعت و اکتفا کرده است! کسی که کلیدهای خزائن دنیا به دست اوست.[xxxix] ترتیب خانه ها این گونه بود: حجرة حفصه، اولین اتاقی که درِ کوچکی از آن به سوی خانة عمر گشوده می شد. در سمت جنوب و سپس کنار آن (در غرب) حجرة عایشه بودکه قبر پیامبر خد صلی الله علیه و آله و سلم در داخل آن قرار گرفت و پس از آن، حجرة فاطمه÷نزدیک باب جبرئیل و پس از آن حجرة امّ سلمه و آخرین حجره نیز در سمت شمال، اتاق جویریه بود.[xl] خانة حفصه چسبیده به خانة عایشه بود از طرف قبله و بین دو خانه، راه باریک و تنگی به اندازة عبور یک نفر وجود داشت که از پهلو حرکت کند. آن دو، با یک دیگر از داخل اتاق ها صحبت می کردند. [xli]
 
اما سادگی دیوارهای حجره ها آن گونه بود که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نمی پسندید در آن مالِ زیادی صرف شود. امّ سلمه در حجرة خود به جای جرید (شاخه نخل) از آجر وخشت نسوز استفاده کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی آن را دیدند، پرسیدند: این چیست؟ گفت: می خواهم چشم مردم را از دیدن خود (خانه ام ) بازدارم . پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای امّ سلمه، بدترین راهی که انسان به سوی آن می رود، خرج کردن مال مرد مسلمان برای ساختمان و بنا است.[xlii]
ج) خانه های صحابه
 
به هنگام مهاجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صحابه ایشان از مکه، شهر مدینه دچار تحوّلی چشمگیر در معماری و شهر سازی شد. مدینه به شهری اسلامی تبدیل گشت که مرکزیت آن را مسجد شکل می داد و به عبارتی مسجد چون نگینی در داخل انگشتری قرار یافت و صحابه معاجر پیرامون مسجد به صورت حلقه وار، خانه های خود را بنا کردند و سجد النبی را چون نگینی در بر گرفتند. رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم برای برخی از آنها به تقسیم و توزیع زمین پرداخت. ایشان با دست مبارک خود برای آنان خطی روی زمین کشیده و حدود آن را تعیین می کردند.[xliii] برخی از آنان در خانه های انصار ساکن شدند و بسیاری خود به ساخت خانه پرداختند. از آنجا که سرزمین مکه و مدینه به لحاظ موقعیت جغرافیایی و توپوگرافی متفاوت بودند نوع معماری این دو منطقه نیز متفاوت بود. براین اساس مردم مکه از معماری مدینه در خانه سازی خود تأثیر پذیرفتند بدان نحو که چون در مدینه نخلستانها فراوان و تنه های نخل و شاخه های خرما به عنوان مصالح ساختمانی استفاده می شد آ نان نیز که د رمکه عادت کرده بودند خانه هایشان به و یژه سقف ها را از سنگ بنا کنند و ستونهای محکم از سنگ و به صورت مربع یا مدور استوار سازند، در مدینه تحت تأثیر معماری شهر و شرایط جدید، استفاده از چوب ونخل و تنه درخت برای زدن سقفها بهره بردند و برای دیوارها نیز از خشت و آجر نسوز (لِبن) و سنگ بهره بردند و چوبهایی که بر فراز آن تزیین شده بود بر بالای درب ها می گذاشتند . این موضوع از گفته عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روشن می گردد که وقتی رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم برای وی خطی جهت ساختن خانه اش بر روی زمین کشیدند و وی از بنای آن فارغ شد با صدای بلند گفت: «بنیتها باللِبن و الحجارة.... والخشبات فوقها مطارة .... یا ربنا بارک لاهل داره ....» و رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم نیز فرمود: «اللهم بارک فی هذه الدارة» «من این خانه را با (لِبن) خشت و آجر نسوز و سنگ بنا کردم و چوبهایی که بر بالای آن بر آمدگی هایی ایجاد کردم بر فراز آن گذاشتم، خداوندا! این خانه را برای ساکنانش مبارک بگردان و رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم نیز دعا فرمودند: خداوند برای ساکنان آن برکت قرار ده} رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم هم چنین ناودانی برای سقف این خانه قرار داد و این کار را با گذاشتن پاهای مبارک بر روی شانه های عباس انجام دادند[xliv] که این تقریباً ارتفاع دیوارها و سقف را نشان می دهد.
 
آنها خانه های خود را در کنار مسجد النبی، که مکانی مقدس برای عبادت بود بنا کردند وهر یک دو درب برای خانه هایشان قرار دادند، یکی دری که مستقیماً به مسجد باز می شد تا انها را با این مکان مقدس مرتبط سازد و درب دیگری که به کوچه و بیرون باز می شد و محل تردد آنان به خارج از خانه بود.پس از توسعه خیبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امر فرمود که همه درهایی که به مسجد باز می شد جز درب خانه علی(ع) بسته شود « امر بسد الابواب الا باب علی » و این کار به فرمان خداوند انجام شده بود.
 
در این نوع معماری به گفته اگوست شوازی «پایه عربی » یک تنه درخت نخل است که بین دو تخته متصل گردیده است. اعراب تخته های بریده شده به انضمام چند اتصال از طریق گچ، سقفهایی با کیفیت استثنایی بوجود می آوردند، چوب در آب و هوای گرم نقش مهمی بازی می کند به کمک قطعات کوچک چوب متصل به هم که در وسط با هم تلاقی میکنند و نوعی شبکه را تشکیل می دهند انجام می گیرد. چون نقوش و نمایش تصاویر حیوانات زنده از طرف قرآن ممنوع گردید .، از این رو تمامی دکوراسیون افسانه ای از هنر حذف شده است. طبق یک عادت نژادی، اعراب ساکن، در دکوراسیون معماری خود از دکورهای پرده ای استفاده کرده باشند یعنی دکورهایی که در دوران زندگی بادیه نشین ها تنها تزیینات امکان پذیر منازل آنها بود.[xlv]
 
آویختن پرده هایی از پوست مو و بز بر روی درب خانه ها و یا اتاق ها معمولاً رسم بود. گاهی نیز پرده ای بافته شده از پارچه نیز بر درب اتاقها آویزان و نوعی تزیین محسوب می گردید. نمونه ای در دست داریم که حضرت فاطمه(س) بر روی درب اتاقشان پرده ای زیبا آویختند و فرشی در کف گسترانیدند و چون رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم وارد منزل وی شدند و این زینت را نپسندیدند، فاطمه(س) آن را به سرعت برداشتند، آن ها را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسانیدند و گفتند تا بین مستمندان تقسیم کنند.[xlvi]
 
در این معماری تا آن جا که ممکن بود از پشت دری، مشبک ها و پرده های تسبیحی برای تخفیف تابش خیره کننده نور آفتاب به هنگام نفوذ به داخل ساختمان استفاده می شد. پاهای برهنه در تماس با حصیر پوش آرام می گرفت . فقدان اثاثیه در درون فضاها به جریان آزاد هوا کمک می کرد. پنجره ها معدود بودند .ترکیب تمام ابن عناصر جوی کم نور و مذهبی را به وجود می آورد که روح و جسم را آرامش می داد.[xlvii]
گسترش فضا در سطح وارتفاع
 
اما مواردی البته به ندرت هم در دست داریم که برخی خانه ها در دو طبقه ساخته می شدند مثل خانه ابو ایوب انصاری که وقتی رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه آمدند برای سکونت در یکی از منازل به خانه او رفتند و در طبقه پایین ساکن شدند و ابوایوب در طبقه بالا، که البته ابو ایوب بعد از چندی از این امر نگران شد که مبادا بی حرمتی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کرده باشد، چون بر بالای سر آن حضرت زندگی می کند لذا به طبقه پایین آمد و رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم به طبقه بالا رفتند.[xlviii]
اطم (قلعه کوچک)
 
برخی از خانه ها نیز حالت قلعه و حصن داشته است وبه صورت بسیارمستحکمی از سنگهای کوهی بنا می شده است که به آنها اُطم می گفتند. این شیوه معماری مخصوص یهودیان مدینه بود که آنها از هنگام سکونت در مدینه 40 اَطم ساختند .قلعه های یهودیان بنی نظیر و بنی قریظه در مدینه معروفند. وقتی رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه آمدند و به اخراج یهودیان پرداختند صحابه می خواستند اطم های آنان را اخراب کنند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانع شدند. این نوع معماری مورد تقلید اعراب مدینه هم قرار گرفت لذا چند نمونه ازآن ساخته شد، یکی خانه حسن بن زید بود[xlix] و دیگری اطم حسان بن ثابت بود که بسیار مستحکم و مرتفع بود. حسان بن ثابت از شعرای عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که در آن جا می زیست. این اطم در سمت غرب مسجد قرار داشت. دیوارهای آن بسیار بلند و شکلی هندسی زیبا داشت.
 
اما کف برخی از خانه ها را نیز سنگفرش می کردند مثل خانه ابراهیم بن هشام در کنار خانه حسن بن زید در مجاورت مسجد النبی که سمهودی ذکر می کند با بلاط (سنگ مفروش در کف) تزیین شده بود. او محدوده سنگفرش خانه وی را در جهات مختلف مشخص می کند.[l]
زقاق (کوچه )
 
اما برخی از گفته ها حکایت از آن دارد که این خانه ها که البته نزدیک یکدیگر ساخته می شدند به وسیله کوچه هایی با پهنای 5/2 متر به هم مرتبط و راه عبور و مرور مردم را تأمین می کرد . هر یک از این کوچه ها نامگذاری می شد مثل زقاق القشاشین که پهنای آن سه متر بود و یکی دیگر از این کوچه ها معروف به زقاق المناصع است. بر اساس گفته یاقوت حموی کوچه ای بوده که از خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خارج مناطق مسکونی مدینه در شرق و کنار چاه ابو ایوب راه داشته است و شبها زنان به آنجا رفته و قضای حاجت می کردند. چیزی شبیه توالتهای عمومی . از عایشه نیز روایتی در دست است که زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم برای این کار شبها به سوی آنجا می رفتند که بسیار وسیع و پهن بوده و پیرامون آن نیز دیواری کشیده شده بود. این کار به رسم عصر جاهلیت صورت می گرفت[li]. تا این که بعدها دیوار آن خراب شده و زنان در داخل خانه خود دیوار و حائطی برای این کار درست کردند.[lii]
رباط (میهمانسرا)
 
برخی از متمولان و کسانی که از وضعیت مالی خوبی برخوردار بودند برای خود دوخانه بنا می کردند یکی خانه ای بزرگ که برای دیدار و پذیرایی از میهمانان و خانه ای که محل سکونت آنان بود از جمله عثمان به عفان، که در جهت شرقی مسجد مقابل باب جبرئیل دو خانه متصل بهم داشت یکی معروف به دارالکبری و دیگری دارالصغرای[liii]. روایتی دیگر حاکی از آن است که دارالکبری ابتدا خانه کوچکی بود که رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم به عثمان به اقطاع اگذار کرده بودو او خانه هایی در کنار آن را خرید و به توسعه خانه اش پرداخت وا ز سمت جنوب آن را توسعه داد[liv] یکی از کاربردهای خانه ها، میهمانسرا و محلی برای ضیافت مسلمانان بود علاوه بر دار عثمان، خانه عبدالرحمان بن عوف نیز به همین منظور ساخته شد این خانه به دارالضیفان معروف شد که به منزله میهمانسرای امروزی است و نام دیگرش دارالکبری، چون بسیار بزرگ بود .این اولین خانه ای با این بزرگی و وسعت بود که توسط یکی از مهاجران برای پذیرایی از میهمانان رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم ساخته شد[lv]. این مکان را نیز رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم برای او ترسیم و خط بنای آن را کشیده بود. آن حضرت برای بنی زهره در سمت پایانی مسجد خط خانه هایشان را در روی زمین کشیده و مشخص کرد و سهم عبدالرحمن زمینی پر از گیاه شد که او آنها را قطع وخانه یاد شده که به عبارتی می توان ان را قلعه یا اطم نیز نامید بنا کرد[lvi].
 
اما برای توسعه خانه ها نیز علاوه بر گسترش در طول وعرض در ارتفاع هم نمونه هایی روشن درد ست است از جمله خانه خالدبن ولید چون بین خانه جبلة بن عمرو و عمروبن عاص قرار داشت و خانه او کوچک و تنگ بود به رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم ازکوچکی آن شکایت کرد و آن حضرت به او فرمود: «ارفع فی السماء و سل الله السعه ».[ آن را به سوی آسمان بالا ببر که خداوند آن را برای تو برکشد و گسترش دهد][lvii] که البته به نظر می رسد بیشتر از دو طبقه ساخته نمی شده است. و ما نمونه ای ازخانه های سه طبقه نداریم . اما برخی از خانه ها نیز بسیار باشکوه و عالی ساخته می شده است و غیر از خانه عثمان، ابو سفیان خانه ای عالی داشته که با شکوه ترین خانه در مدینه از لحاظ بنا و مرتفع ترین آنها بوده ا ست شاید بتوان گفت چون عنوان مرتفع تر آمده شاید خانه اش یا سه طبقه بوده و یا دیوارهای آن خیلی بلند بوده است « کانت اشرف دار بالمدینة بناء و اذهبها فی السماء».[lviii]
جنابذ (گنبد)
 
چنانکه روشن است طراحی گنبد در معماری اسلامی الهام یافته از خیمه عربی و بدوی (صحراگرد)است که به صورت مدور از پوست بافته می شد. در معماری عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یک نمونه از گنبد یا به عبارتی قُبه که کوچکتر از گنبد است در دست داریم که نشان می دهد این نوع اثر هنری درعصر رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم البته به طور بسیار نادر وجود داشته است. اعراب آن را جُنبذ می نامند و این همان دلیلی است که می توان به صراحت اقتباس "گنبد " که همان جنبذ به عربی است در معماری ایرانی را از اعراب صحراگرد دانست.
 
در توصیف قبه های بهشت اشاره شده است« فیها جنابذ من لؤلؤ» [ در بهشت گنبدهایی از مروارید ساخته شده است].[lix]
 
در متون آن عصر هم چنین از قرائن که همان قرینه باشد یاد شده و قرینه به معنای جنبذ یا گنبد است[lx].
 
ابن شبه گوید : عبدالرحمن بن عوف پیرامون مسجد خانه ای ساخت که بر فراز آن سه قبه قرار داشت[lxi] و نیز خانه ملیکه دختر خارجة بن سنان هم دارای قبه ای بوده است که در توسعه عمر بن عبدالعزیز این خانه ها و قبه ها تخریب و در توسعه مسجد وارد شد.[lxii] عنوان قرائن در شعری از ابی قطیفه در آن عصر نیز آمده است.[lxiii]
حش (بوستان)
 
در شهر سازی عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم «حش» به معنای باغی مصفا برای نشستن و تفریح مردم (پارک عمومی ) یا باغ و نیز چاه جایگاه ویژه ای داشته است هفت چاه در اطرف مسجد النبی و در داخل مدینه در عصر پیامبر حفر شد مثل بئر حاء، بئر رومه، بئر بضاعه و بئر اریس که از طریق این چاهها زمین های پیرامون را آبیاری و نخلستانها را آباد و یا از آب آن برای آشامیدن بهره می بردند .این چاهها از جهت دیگری نیز تقدس داشت و آن وضو گرفتن رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم وخوردن آب آن توسط ایشان بود که برای صحابه تبرک و تقدس ویژه ای داشت .برخی از این چاهها تا 50 سال قبل نیز وجود داشتند . برای نمونه از این چاهها و باغها می توان به بئر حاء اشاره کرد که در جهت شمال مسجد النبی قرار داشت ومتعلق به ابی طلحه انصاری بود و او در آنجا باغی مصفا داشت که از آن چاه برای آبیاری بهره می برد .این مکان به «حش ابی طلحه انصاری » معروف بود. وقتی آیه «لن تنالوا البر حتی تنفقو ا مما تحبون» نازل شد ابوطلحه انصاری این چاه را صدقه قرار داد تا مردم از آن بهره برند.[lxiv]
سقیفه
 
اما علاوه بر خانه ها مکانهایی عمومی نیزبه صورت مسقف ساخته می شد تا رؤسای قبایل گردهم آیند و پیرامون مسائل جاری و روزانه قبیله به مشورت بنشینند. این مکانها به عبارتی دارالشورا و مجلس مشورتی بود. در عصر جاهلیت در مکه دارالندوه و در عصر مقارن ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه سقیفه بنی ساعده از این نمونه ها است .هر قبیله ای برای خود سقیفه ای در مدینه داشت که چون مسقف بود آنها را سقیفه می نامیدند .اما یکی ازآنها در تاریخ بسیار معروف شد و آن سقیفه بنی ساعده متعلق به قوم خزرج بود که در آن سرنوشت خلافت بعد از رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم تعیین شد و انتخاب ابوبکر در آنجا رقم خورد.این مکان به عبارتی سایه بانی بود که نزدیک بئر بضاعه قرار داشته است.
 
نوع معماری آنها چنین بوده است معمولاً سقیفه های معروف درباغهای مدینه ساخته می شد، دیواری از غرب و سپس دیواری از شرق و نیز دیواری در جنوب که از خشت و اجر نسوز پیرامون آن را احاطه می کرد و در دیوار شرقی معبر و به عبارتی دربی برای آن قرار داده می شد و به وسیله چوبهای درخت خرما، شاخه های آن ونیز حصیر مسقف می گردید و جهت شرقی آن باز می ماند بدون دیوار زیرا در تابستان به خنکی داخل سقیفه کمک می کرد. برخی از آنها بزرگ بود و برخی کوچک که این به تمکن مالی بنا کننده آن بستگی داشت. معمولاَ سقیفه ها به همین صورت و شکل ساخته می شد.[lxv]
 
موقعیت سقیفه بنی ساعده در سمت شمالی مسجد النبی به فاصله 500 متری آن قرار داشت. این سقیفه حدود سال 1360 شمسی که دیوارهای خشتی آن همچنان موجود بود تخریب و اکنون شهرداری مدینه به جای ان ساخته شده است.
نتیجه
 
معماری عصر رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم همانند سایر اعصار با دوران گذشته خود مرتبط و ازان الهام یافته است. این معماری بیش از هر چیز متأثر از شرایط اقلیمی و جغرافیایی بود. و آب و هوای عربستان در آن تأثیر زیادی داشته است. استفاده از چوب در سقفها به سبب خشکی آب و هوا و گرمی آن و استفاده از شاخه های نخل خرما و یا باز گذاشتن جهتی از بنا بدون دیوار برای به جریان در آوردن باد و ایجاد فضایی خنک و مطبوع درروزهای گرم و نیز استفاده از سقفهای کوتاه برای گرم ساختن مکان سکونت در شبهای سرد زمستانی و خشک، استفاده از خشت های خام لِبن (آجر نسوز) و استفاده از سنگ در دیوارها همگی متأثر از شرایط جغرافیایی خاص شبه جزیره است.
 
ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به یثرب و پایه گذاری شهری مدنی به عنوان مدینة النبی بر اساس معماری جدید و نوین که دستمایه های مذهبی در آن بیشتر نماد داشت در مرکزیتی مذهبی و مقدس مثل مسجدا لنبی تبلور یافت. این مسجد درمرکز شهر به عنوان مکان عبادت ونیز تالارعام و اجتماعات که البته چند منظوره ساخته شده بود چون نگینی در وسط شهر قرار گرفت و درکنار آن یعنی پیرامون محیط خارجی آن صحابه مهاجر خانه های متعددی بنا و در حقیقت شهری اسلامی را پایه گذاری کردند که تا عصر حاضر شهرهای اسلامی الگویی روشن از آن عصر را در خود دارد، زیرا مسجد در مرکز اصلی شهر واقع ودر پیرامون آن خانه ها و نیز بازار به عنوان دو رکن معنوی و مادی شهر اسلامی را شکل می دهند. نکته قابل ذکر دیگر تحول درمعماری این خانه ها در مدینه پس از ورود رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم توسط مهاجران است . زیرا مهاجران و مردم مکه معماری متفاوتی از مردم مدینه داشتند، آنان خانه های خود را از سنگ های تراشیده شده و محکم می ساختند، چون مکه سرزمینی کوهستانی بود و سنگ به وفور در آنجا وجود داشت ؛برعکس مدینه که شهری مسطح و با نخلستانهای انبوه و آب و هوای مطبوع و خنک بود لذا وقتی مهاجران مکه به مدینه آمدند در بنای خانه هایشان از تنه های نخل و شاخه های خرما برای سقف استفاده کردند. کاری که در مکه رایج نبود. رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم بعنوان معمار و طراح مسجد النبی و خانه های صحابه، علاوه بر آنکه در ساختن مسجد شخصاً سهیم بود ونوع معماری و طراحی آن را مشخص می کرد ند به تقسیم زمین ها و توزیع فضاا برای احداث بنا و خانه ها با کشیدن خط هایی می پرداختند و حتی به توسعه آنها در عرض و طول و نیز ارتفاع فرمان می دادند . نمونه هایی از احداث خانه های دو طبقه درمدینه نیز حکایت از توسعه در ارتفاع دارد.با این وجود سادگی معماری و دوری از پیچیدگی های خاص و تزیین و زیبایی سازی از ویژگی هایی منحصر به فرد معماری در عصر رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم است.


کلمات کلیدی مرتبط:
بخشی از مطلب , سخن از معماریِ عصر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم ، به سبب کمیِِ منابع و اطلاعات، کار چندان ساده ای نیست. آنچه روشن است این که فن ساختن بنا در آن دوران، تا حدّی ساده و به دور از هرگونه ظرائف خاصِ هنری و ملهم از معماری عصر جاهلیت است. معماری در میان عرب عصر جاهلی، چندان دارای پیچی,
مقالات مرتبط در این دسته
پاورپوینت تاریخچه کاشی در ایران
معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی چفد
پاورپوینت بررسی نقوش اسلیمی
پاورپوینت مسجد جلوه گاه هنر اسلامی
پاورپوینت راز گره‌های هندسی اسلامی
پاورپوینت بررسی تاریخچه مناره در معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی گنبد ایرانی و جایگاه آن در معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی مشخصات بنیادین معماری اسلامی ـ ایرانی
پاورپوینت بررسی معماری مسجد جامع یزد، شاهکار معماری اسلامی با ایوان رفیع
پاورپوینت بررسی معنای رویکرد به آزادی در معماری اسلامی ـ ایرانی
پاورپوینت بررسی سیر تاریخی بناهای حرم حضرت معصومه(س)
پاورپوینت بررسی مفهوم معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی معماری مکروه در معماری اسلامی
پاورپوینت بررسی اصول معماری ایرانی اسلامی
پاورپوینت بررسی لزوم وجود آب در اماکن مقدس
پاورپوینت بررسی معماری سامانیان
پاورپوینت بررسی گرافیک در معماری اسلامی
پاورپوینت مسجد دانشگاه مطالعات اسلامی قطر -مسجدی با معماری نوین
پاورپوینت هنر کاشیکاری اسلامی در قم

پاورپوینت سبک اصفهانی - سبک شناسی معماری ایرانی

پاورپوینت سبک اصفهانی - سبک شناسی معماری ایرانی


تاریخ ایجاد 05/05/2016 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 183 اسلاید   قیمت: 10000 تومان   حجم فایل: 3757 kb  تعدادمشاهده  1


پاورپوینت سبک اصفهانی -  سبک شناسی معماری ایرانی
 
معرفی سبک
دوره زمانی این سبک
علت موفقیت سبک در عصر صفوی
معرفی شهر اصفهان
شکل گیری محورها و اندام های اصلی شهر
محورها و گره های اصلی شهر
شکل گیری اندام های شهری
تصاویر دوران صفویه
معماری این شیوه
دوره ی نخست
دوره ی دوم(شیرازی)
نیارش این شیوه
کاستی های  این شیوه
عناصر  این شیوه
شهر سازی
عناصر  این شیوه
ساخت وساز (افزیر):
ویژگی قوس های این شیوه
تغییرات در پلانها(ته رنگها)
تغییرات درپوششها و جایگذاری پایه ها و دیوارها
آمودها(تزیئنات یا الحاقات غیر سازه ای)
آرایه های  این شیوه
نقش بر دیوار
رنگ
نقاشی و دیوارنگاری در عصر صفویه
دیوار نگاره های اولیه ی کاخ چهلستون 
رنگ در معماری  ایرانی 
ویژگی های زیبایی شناسی ظاهری 
رنگ های بکار رفته در نقاشی های چهلستون 
بست های بکار رفته در نقاشیهای زمان صفویه
آرایه های  این شیوه
آیینه کاری و گچ بری
آجرچینی و آمودهای چوبی
تزیینات چوبی در
برخی از ساختمان های دوره دوم (انحطاط)
برخی از ساختمان های دوره شاه اسماعیل
تحلیل کالبدی کاخ ها
تحلیل کالبدی کلیساها
تحلیل کالبدی بازار
تحلیل کالبدی راه ها
تحلیل کالبدی تقاطع ها
تحلیل کالبدی پل ها
تحلیل کالبدی مادی
تجهیزات و تزیینات شهری
نماهای شهری
اتصال به شبکه ارتباطی
بررسی چند نمونه
میدان نقش جهان
مسجد امام
مسجد شیخ لطف الله
کاخ عالی قاپو
چهارباغ
کاخ هشت بهشت
مدرسه چهارباغ
مدرسه خان
پل الله وردی خان
پل خواجو
کاخ خورشید
مجموعه وکیل شیراز
بازار وکیل
مجموعه گنجعلی خان
مدرسه گنجعلی خان
ضرابخانه
مجموعه ابراهیم خان
بازار ابراهیم خان
مدرسه ابراهیم خان
خانه مدرس
حمام ابراهیم خان
مدرسه آقا
مدرسه سلطانی
ارسن باغ دولت آباد
شیوه دوم اصفهانی
(شیوه شیراز)
باغ نظر شیراز
عمارت کلاه فرنگی
باغ دلگشا
خلاصه شیوه اول
خلاصه شیوه دوم
منابع
 


کلمات کلیدی مرتبط:
پاورپوینت سبک اصفهانی - سبک شناسی معماری ایرانی , ,معرفی سبک ,دوره زمانی این سبک ,علت موفقیت سبک در عصر صفوی ,معرفی شهر اصفهان ,شکل گیری محورها و اندام های اصلی شهر ,محورها و گره های اصلی شهر ,شکل گیری اندام های شهری ,تصاویر دوران صفویه ,معماری این شیوه ,دوره ی نخست ,دوره ی دوم(شیرازی) ,نیارش این ش,
مقالات مرتبط در این دسته
دانلود پاورپوینت ,بررسی جامع معماری گنبد
دانلود پاورپوینت مدرسه و مسجد آقا بزرگ
پاورپوینت بررسی نقوش هندسی در معماری ایرانی
دانلود پاورپوینت تفاوت باغ های , ژاپن و باغ های ایران
دانلود هنرهای و عناصر معمارى ایران در دورهٔ اسلامى
دانلود پاورپوینت مفاهیم معماری مذهبی
دانلود بررسی هنرهای معمارى ایران در دورهٔ اسلامى
پاورپوینت معماری در جهان اسلام
پروژه مسجد شیخ لطف الله (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) .ppt &doc
پروژه هنر و معماری اسلامی در ایران و آسیای مرکزی (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) . doc
پاورپوینت مساجد دوره اسلامی (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت آرامگاه ها و زیارتگاه ها (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت طاق و قوس و گنبد درمعماری اسلامی (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت کاخ ها (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت کاروانسراها (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت مدارس (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت مساجد (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت اصول معماری ایرانی (استاد پیرنیا) (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
دانلود تحقیق تاریخچه کاشی و کاشیکاری
دانلود تحقیق آشنایی با معماری اسلامی

پاورپوینت بررسی معماری دوران صفوی

پاورپوینت بررسی معماری دوران صفوی


تاریخ ایجاد 05/05/2016 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 154   قیمت: 10000 تومان   حجم فایل: 10721 kb  تعدادمشاهده  1


دوره صفوی
چگونگی شکل گیری صفویان
پایتخت های صفویان
(قزوین نقشه عمومی شهر در دوره صفوی،کتاب پایتختهای ایران،ص 582)
(عمارت اَشرَف کاخ دیوانخانه بهشهر،کتاب پایتخت های ایران،ص 618)
اصالت خاندان صفویان
زبان رسمی صفویان
سبک
ابداع مجدد مفهوم شار (مکتب اصفهان)
ایجاد مجموعه های شهری جدید 
شیوه اصفهانی
ویژگی های شیوه اصفهانی:
عهد صفوی سبک معماری قدیم ایران 
تزیینات‌ یا الحاقات‌ غیرسازه‌ای‌
کاشى‌ هفت‌ رنگ‌:
رنگ‌
نقش‌ بر دیوار
 نورپردازی
آینه‌کاری‌ و گچ‌بری‌:
اثرگذاری بر دیگر تمدن‌ها
شهر نشینی از آغاز حکومت صفویه:
آثار معماری دوره صفوی(در اصفهان)
ترکیب فضاها
میدان نقش جهان
مسجد امام(شاه
(از مرکز اسناد دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت کتاب سبک شناسی معماری،ص 294)
(نقشه مسجد، اکبر تجویدی،1384،ص 65)
(مسجد شاه ،نصرالله کسرائیان،1381،ص 172)
(نمایی از مسجد، اکبر تجویدی،1384،ص 67)
(تصویر دو پوسته گنبد،اکبر تجویدی،1384،ص 66)
مسجد شیخ لطف الله     
(پلان مسجد، اجرای نقشه کاوه صابر،1383،ص 100)
(نما مسجد شیخ لطف الله کتاب سبک شناسی معماری،ص 398)
(مسجد شیخ لطف الله-سه بعدی از مرکز اسناد دانشگاه معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ،کتاب سبک شناسی معماری،ص 300)
(گنبد خانه مسجد، سید عبدالحمید بهشتی،1383،ص 102)
(داخل گنبد مسجد شیخ لطف الله،اکبر تجویدی،1384،ص 69)
(راهروی مسجد،سید عبدالحمید بهشتی،1383،ص 100)
(منطقه کاخهای اصفهان در زمان صفویان،1374،ص 297)
عالی قاپو
(پلان کاخ،کتاب سبک شناسی معماری،ص 301)
(اجرای نقشه بنا از کاوه صابر،1383،ص 78)
(نمایی از کاخ عالی قاپو کتاب سبک شناسی معماری،ص 302)
(تالار موسیقس،سید عبد الحمید بهشتی،1383،ص 79)
(تزئینات داخلی کاخ، سید عبدالحمید بهشتی،1383،ص 77)
(دیوار نگاره اثر رضا عباسی،اکبر تجویدی،1384،ص 72)
تحلیل کالبدی کاخها
شکل کالبدی و ابعاد :
کاخ چهلستون
(پلان کاخ چهل ستون،اجرای نقشه بنا از کاوه صابر،1383،ص 82)
(عمارت چهل ستون،نصرالله کسرائیان،1381،ص 115)
قصر هشت بهشت (کوشک)
(پلان کاخ هشت بهشت،اجرای نقشه بنا از کاوه صابر،1383،ص 84)
(کاخ هشت بهشت برش(از فرانته)کتاب سبک شناسی معماری،ص 312)
پیدایش مدارس در دوره صفویه
مدرسه چهارباغ
(مدرسه چهارباغ،غلامرضا ذابح،1383،ص 108)
(تصویر مدرسه چهارباغ به قام پاسکال کاسته،1383،ص 110)
(کتاب سبک شناسی معماری،ص 334)
کاشیکاری مدرسه،سید عبدالحمید بهشتی،1383،ص 108)
(حجره متعلق به شاه سلطان حسین،سید عبدالحمید بهشتی،1383،ص 109)
پل سازی در دوره صفویه
کیفیت جایگیری پل ها در شهر
کارکردهای پل :
پل الله وردی خان
پل خواجو
(پلان طبقه تحتانی و برش عمودی،اجرای نقشه کاوه صابر،1383،ص 124)
( کتاب سبک شناسی معماری ایران،ص 322)
چهار باغ
باغ های مشهورچهارباغ :
آب انبار
حمام 
کاروانسرا 
گورستانهای شهر اصفهان در دوره صفوی
مزار تخت فولاد
مزار بابا رکن الدین: 
(بارگاه امام رضا ((ع))کتاب سبک شناسی معماری ایران،ص 246)
(بازار بزرگ اصفهان،اجرای نقشه کاوه صابر،1383،ص 131)
(اصفهان نقشه ارسن بازار ،از کتاب بازارهای ایران-اسفندیار بیگلری،ص 287)
(اصفهان حمام شاه دوره صفویه                        کرمان حمام گنجعلی خان اوایل  دوره صفویه
جایگاه کتیبه در معماری عصر صفویه
کاربرد ارزش های تزیینی هنر اسلامی بر عناصر شهری
فرهنگ اسلامی و ساخت شهر
پایان یافتن حکومت صفویه
منابع
منابع مصوّر:
 
 


کلمات کلیدی مرتبط:
پاورپوینت بررسی , معماری دوران صفوی ,دوره صفوی ,چگونگی شکل گیری صفویان ,پایتخت های صفویان ,(قزوین نقشه عمومی شهر در دوره صفوی،کتاب پایتختهای ایران،ص 582) ,(عمارت اَشرَف کاخ دیوانخانه بهشهر،کتاب پایتخت های ایران،ص 618) ,اصالت خاندان صفویان ,زبان رسمی صفویان ,سبک ,ابداع مجدد مفهوم شار (مکتب اصفهان) ,ا,
مقالات مرتبط در این دسته
دانلود پاورپوینت ,بررسی جامع معماری گنبد
دانلود رایگان آرایه های تزیینی گچبری دوره سلجوقی
دانلود پاورپوینت مدرسه و مسجد آقا بزرگ
پاورپوینت بررسی نقوش هندسی در معماری ایرانی
دانلود پاورپوینت تفاوت باغ های , ژاپن و باغ های ایران
دانلود هنرهای و عناصر معمارى ایران در دورهٔ اسلامى
دانلود پاورپوینت مفاهیم معماری مذهبی
دانلود بررسی هنرهای معمارى ایران در دورهٔ اسلامى
پاورپوینت معماری در جهان اسلام
دانلود رایگان پاورپوینت درونگرایی در معماری
پروژه مسجد شیخ لطف الله (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) .ppt &doc
پروژه هنر و معماری اسلامی در ایران و آسیای مرکزی (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) . doc
پاورپوینت مساجد دوره اسلامی (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت آرامگاه ها و زیارتگاه ها (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت طاق و قوس و گنبد درمعماری اسلامی (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت کاخ ها (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت کاروانسراها (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت مدارس (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت مساجد (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt
پاورپوینت اصول معماری ایرانی (استاد پیرنیا) (آشنایی با معماری اسلامی) .ppt