معماری

معماری www.nbpars.ir 09128380245

معماری

معماری www.nbpars.ir 09128380245

تاریخ معماری ایران دوره تیموریان و پس از آن

تاریخ معماری ایران دوره تیموریان و پس از آن


تاریخ ایجاد 06/02/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 66   قیمت: 5000 تومان   حجم فایل: 612 kb  تعدادمشاهده  15


 
تیموریان    1
لشگرکشی تیمور :    1
مساجد تاریخی ایران    5
دوره عباسی :    6
دوره آل بویه :    7
دوره سلجوقیان :    8
مسجد جمعه اردستان    9
زوره    9
دوره ایلخانان :    10
دوره تیموریان:    11
دوره ترکمانان:    12
دوره صفویه:    13
مسجد شیخ لطف    14
مسجد جمعه یا مسجد اعظم    15
دوره قاجار:    16
مسجد و مدرسه سپهسالار(شهیدمطهری)    16
مفاهیم و نگرش ها    25
باغ مقبره ها - مقبره شاه نعمت الله ولی    38
بلخ و بنا های تاریخ آن    46
علل پیدایش شهر مزارشریف    47
آرامگاه حضرت علی کرم الله وجهه    49
منار زادیان    50
خانقاه مولانا    51
آتشکده نوبهار    51
مسجد خواجه پارسا    51
مسجد نه گنبد    52
میرروزه دار    53
بالاحصار بلخ    53
مدرسهء سبحانقلی    54
پل مامکری    54
ظرافت اندیشه    54
نگاهی به کتاب طاق و قوس در معماری ایران    55
در بخش ترسیم قوس ها آنها را به سه نوع تقسیم می کنند:    56
به عنوان مثال استاد پیرامون «قوس خنچه پوش تخت» چنین می نویسد:    58
* قوس منفرد:    58
* طاق خنچه پوش:    58
به طور کلی ساختن قوس خنچه ای دو مرحله دارد:    59
تاریخ و اهمیت فرهنگی هرات    62
 
 


کلمات کلیدی مرتبط:
,تیموریان 1 ,لشگرکشی تیمور : 1 ,مساجد تاریخی ایران 5 ,دوره عباسی : 6 ,دوره آل بویه : 7 ,دوره سلجوقیان : 8 ,مسجد جمعه اردستان 9 ,زوره 9 ,دوره ایلخانان : 10 ,دوره تیموریان: 11 ,دوره ترکمانان: 12 ,دوره صفویه: 13 ,مسجد شیخ لطف 14 ,مسجد جمعه یا مسجد اعظم 15 ,دوره قاجار: 16 ,مسجد و مدرسه سپهسالار(شهیدمطه,
مقالات مرتبط در این دسته
پاورپوینت تاریخ معماری با عنوان - معماری هنر دیرین انسان
دانلود پاورپوینت ,معماری صدر مسیحیت
دانلود تحقیق مدرنیسم معماری و شهرسازی منشور آتن
دانلود پاورپوینت شش مورد از بناهای معروف یونان
دانلود پاورپوینت تاریخچه معماری ایران
دانلود تحقیق بررسی آثار تاریخی و هنری دوره‌ قاجار در شهرستان رفسنجان
دانلودبتن در معماری معاصر
دانلودپاورپوینت بررسی بنیادین معماری معاصر جهان
دانلود پاورپوینت مبانی نظری معماری دوره پارتی
دانلود پاورپوینت معماری هخامنشیان
مقاله بررسی تاریخ معماری متاثر از مذهب شیعه
دانلود تحقیق در مورد عجایب هفتگانه
پاورپوینت عجایب هفت گانه جهان
پاورپوینت خانه در معماری ایرانی (پس از اسلام)
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری روم
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری روم و اتروسک ها
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری بین النهرین
دانلود پژوه ارگ بم
پاورپوینت معماری بین النهرین
پاورپوینت معماری صدر مسیحیت

دانلود پاورپوینت بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان

دانلود پاورپوینت بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان


تاریخ ایجاد 31/01/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 34 اسلاید   قیمت: 8500 تومان     تعدادمشاهده  21


بخشی از مطلب
 
 
بررسی هنر معماری  ایران در دوره ساسانیان
 
پیشگفتار 
آثار معماری که تا کنون توسط باستانشناسان ایرانی و خارجی در نقاط مختلف شناسایی شده موید عظمت و شکوه معماری ایران در ادوار مختلف است. در فرهنگ معماری یک جامعه دو مسئله عمده همواره مورد نظر بوده: یکی بافت شهری و دیگری ساختمانهای عمومی و شخصی، که هر دو شدیداً دارای جنبه‌های قومی- اجتماعی هستند. از آنجا که هنر معماری همواره مهمترین و ارزنده‌ترین مظهر قدرت حکومتها بوده، می‌توان گفت یادگاری معماری این سرزمین اسنادی گرانبها و پر ارزش است که نشان دهنده قرنها تکامل و ذوق و اندیشه هنری مردم این سرزمین از دورترین ازمنه تاریخ می‌باشد. معماری ایران در سیر تکامل خود از تجارب گذشتگان بهره‌مند شده و از تداومی بی‌نظیر برخوردار است. به دنبال این تکامل و پیوستگی که از ویژگیهای معماری سنتی ما ایرانیان است، معماران چیره‌دست ایرانی بخوبی توانسته‌اند آثار بسیار ارزشمندی که وابستگی کامل به زندگی دارد به وجود بیاورند.
بدون شک یکی از راههای شناسایی اینر هنر ارزنده ایران، مطالعه و تحقیق درگذشته این هنر است. بی‌تردید تاریخ معماری ایران بدون در نظر گرفتن پیشینه معماری ایران قبل از اسلام و اوایل اسلام، تنها نشان دهنده از هم گسیختگی و بی‌توجهی به هنر معماری این سرزمین است. به همین دلیل، با نگرشی کوتاه و اجمالی به معماری قبل از دوره سلجوقیان به موضوع اصلی می‌پردازیم. در این نگرش کوتاه، قصد وارد شدن در تحقیقات عمیق را نداریم. زیرا در سرزمین ما آثار معماری فراوانی از دوران باستان و اوایل اسلام به جای مانده که پرداختن به هر یک از این آثار- که مایه افتخار هنر معماری ما ایرانیان است- نیاز به مطالعه و تحقیق فراوان دارد.
در این بررسی، ویژگیهای معماری، عناصر معماری و تکنیکی، تاثیر معماری قبل از اسلام، بویژه دوره ساسانی، نقشه و سبک و شیوه ساختمانی آثار، نقش تزیینات و عناصر تزیینی (کاشیکاری، آجرکاری، خطوط، کتیبه‌ها، گچبری، و فرسکوسازی)، مواد ساختمانی، و دیگر جزئیات هنر معماری به تفصیل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
بررسی هنر معماری این دوره، از معماری مساجد آغاز می‌شود، زیرا مسجد که اولین پایگاه و مرکز تجمع مسلمانان بوده، در نظر مسلمان خانه خدا و محل عبادت است و، به همین دلیل، در تمامی ادوار مختلف اسلامی و در تمام سرزمینهای اسلامی بنای آن اهمیت فراوان دارد. و سپس معماری مناره‌ها، مدارس، کاروانسراها، برجهای مقبره‌ای یا آرامگاه‌ها، و مختصری از شهرسازی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در بررسی هر یک از انواع این معماری ضمن ذکر علل به وجود آمدن و کاربرد آنها، با ارائه شواهدی از آثار به جای مانده از این دوره، سعی شده تا شناخت کاملی از هنر معماری دوره سلجوقی به هنر دوستان و علاقه‌مندان به هنر معماری عرضه شود. آثار معماری مورد مطالعه اکثراً در داخل ایران قرار دارند؛ با توجه به محدوده ایران در زمان سلجوقیان- که شامل ناحیه وسیعتری بود- چند نمونه از شاهکارهای هنر معماری این دوره اکنون در خارج از مرزهای سیاسی ایران واقع شده‌اند. امید است این کتاب بتواند دوره‌ای از تاریخ هنر معماری اسلامی میهن عزیزمان را به دوستاران هنر معماری ایران بشناساند.
بناهای دوره سلجوقی 
بناهای تاریخی زمان سلجوقیان که تاکنون به جای مانده اغلب جنبه مذهبی دارند و از آثار موجود این دوره چنین استنباط می‌شود که سلجوقیان ساختن مساجد، مدارس و مقبره‌ها را بر دیگر بناها ترجیح داده‌اند. زیرا از بنای خاکها، خانه‌ها، و دیگر آثار معماری این دوره اطلاع زیادی در دست نیست. تنها در سالهای اخیر در اثر کاوشهای علمی که در بعضی از نواحی ایران به عمل آمده چند نمونه از این نوع معماری سلجوقی کشف شده است که از بقایای مختصر آن می‌توان تصویری از این نوع معماری در ذهن ایجاد کرد. با نگرشی کوتاه به آثار معماری این دوره ایران، می‌توان به این نتیجه رسید که کوشش سلجوقیان بیشتر در به وجود آوردن بنای ساختمانهای از نوع مسجد متمرکز گردیده است و برای رسیدن به این هدف با استفاده از عناصر معماری ساسانی (گنبد، ایوان، حیاط) و اسلوب ساختمانهای طاقدار و دیگر روشهای مختلف توانسته‌اند خاصیت و کیفیت دقیقی به معماری این دوره ایران ببخشند و در نتیجه معماری شکل مشخص ایرانی به خود گرفته، طرح حیاط چهار ایوانی با رواقهای اطراف آن اساس معماری سلجوقیان را در بناهای مذهبی و غیرمذهبی تشکیل داده است.
الف) بناهای مذهبی 
1- مساجد
در نیمه دوم قرن پنجم هجری، هنر معماری ایران به درجه کمال و شکوفایی خود رسید و صفات خاص این دوره با قدرت سیاسی و شور مذهبی آن در معماری و بنای مساجد که در‌انگیزترین آثار معماری اسلامی به شمار می‌رود تجلی یافت، و معماران زمان سلجوقی با استفاده از فرمهای زمان ساسانی و مهارت در به کار بردن آنها به عوامل و عناصری که بتوان با آن مساجد بزرگ را بنا کرد دست یافتند، و سبک معماری چهار ایوانی در بناهای مذهبی، بخصوص در مساجد این زمان متداول شد و بیشتر ابنیه ایران بر محور معماری چهارایوانی ساخته شدند. این سبک معماری نه تنها در ایران بلکه در بیشتر سرزمینهای اسلامی تحت سلطه سلجوقیان رواج یافت و، در نتیجه، مساجد بزرگی با این طرز معماری در کشورهای اسلامی ساخته شد. با یک نظر اجمالی به مساجد مهم ایران که بعد از دوره سلجوقیان احداث شده است، بخوبی می‌توان دید که طرح مزبور تا چه اندازه سرمشق و نمونه عمومی مساجد در ادوار بعدی گردیده است، به طوری که هم اکنون نیز پیروی از شیوه مزبور ادامه دارد. با در نظر گرفتن اینکه ادامه این شیوه معماری، بعد از دوره سلجوقیان بیانگر همان ویژگی معماری ایران است که از تداوم بی‌نظیری برخوردار می‌باشد. می‌توان گفت معماری ایران در سیر تحولی خود در هر دوره، از تجارب گذشتگان سود جسته و با تکامل آن توانسته است آثار با ارزشی خلق کند که امروزه مایه مباهات ما ایرانیان است. نقشه و طرح کلی مساجد، در شکل کامل خود، در این دوره دارای خصوصیات ذیل است:
«در ابتدای محور طولی بنا، سر در ایوان قرار دارد که در جلو آن صحن باز واقع است. طاقنماهای دور صحن به چهار ایوان ختم می‌شوند که دو ایوان در محور طولی و دو ایوان در محور عرضی قرار دارند و شبستانها در پشت طاقنماها واقعند؛ ایوان اصلی در محور طولی مسجد و روبروی ایوان ورودی، که سوی دیگر صحن است قرار دارد، و به شبستان مربع شکلی باز می‌شود که گنبد دارد و در دیوار جنوبی آن، در انتهای محور طولی مسجد، محراب واقع است.» مهمترین مساجد دوره سلجوقی که همه این عوامل را دارند عبارتند از: مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع زواره، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع برسیان، مسجد جامع گلپایگان، و مسجد جامع قزوین.
مسجد جامع اصفهان 
مسجد جامع اصفهان، نمونه کامل‌ترین مسجد چهار ایوانی دوره سلجوقی و یکی از زیباترین بناهایی است که مجموعه کاملی از تزیینات دوران اسلامی ایران را داراست. «این مسجد در عهد سلجوقی و به دستور ملکشاه سلجوقی در محل مسجد قدیمی ساخته شد که در دوره‌های بعد بارها تغییراتی در ان داده‌اند و مسجد توسعه یافته، ملحقاتی چند نیز به آن افزوده شده است. از مسجد قدیمی اثری به جا نمانده است اما به گفته مورخین و سیاحانی چون ابن حوقل، مقدسی، مافروخی، و ناصر خسرو که آن را دیده و در کتابهایشان ذکر کرده‌اند مسجد دارای فرمی ساده و شامل صحن بزرگ و رواقهای متعدد بوده است». با بررسیها و خاکبرداریهایی که در سالهای اخیر در بعضی از قسمتهای این مسجد جامع کنونی که در حقیقت مجموعه‌ای از شیوه‌های معماری و آثار هنری دوره‌های بعد از اسلام تاریخ ایران است شامل قسمتهایی می‌باشد که بررسی و مطالعه آن گویای تحولات معماری دوره‌های اسلامی ایران در مدت هزار سال اخیر است. لذا سعی می‌شود اجمالاً به بررسی بعضی از قسمتهای این مجموعه نفیس پرداخته شود.
 
کلیاتی درباره معماری دوره سلجوقیان 
در این فصل، کوشش شده تا ویژگیهای عمده معماری و عناصر تشکیل دهنده آن در دوره سلجوقی مورد بحث و تجزیه و تحلیل نهایی قرار گیرد. بدین منظور با همکاری آقای پرفسور یلمازانگه، استاد دانشگاه هنر و معماری قونیه ترکیه، این بررسی را در تقسیمات زیر انجام می‌دهیم.
1- معماری ویژگیهای بناهای چهار ایوانی.
2- تزیینات، شامل: کاربرد آجر، کاشیکاری، گچبری، و مقرنس‌کاری.
3- خصوصیات معماری مقبره‌ها و آرامگاهها.
در آخر این بحث، عوامل و عناصر به وجود آورنده بنای مقبره‌ها و تزیینات آنها جداگانه مورد بحث و گفتگو قرار می‌گیرد. علت جدایی این فصل از دیگر فصول، وجود سبکها و طرحهای مختلفی است که در ساخت بنای این مقبره‌ها به کار برده شده است، در نتیجه هر کدام ویژگی خاصی را عرضه می‌دارند. به علاوه پراکندگی این مقبره‌ها در مناطق مختلف کشورمان و وجود چند نمونه از آنها در خارج از مرزهای کنونی ایران موجب این بررسی جداگانه شد، زیرا نوآوری در معماری هر کدام از این مقبره‌ها نشان‌دهنده تحول عظیم معماری این دوره از تاریخ هنر معماری اسلامی ایران نیز می‌باشد.
 
 
الف- معماری و ویژگیهای بناهای چهار ایوانی 
ترکان سلجوقی قومی بیابانگرد بودند که میراث فرهنگی ناچیزی داشتند، اما زمانی که در ایران جایگزین شدند، سرکرده‌های سرسخت و خشن آن قوم به حمایت از ادب و هنر ایران برخاستند و هنرمندان و صاحبان حرف را در مقر حکومت خود یعنی در مرو، هرات، اصفهان، و نیشابور گردآوردند. سلجوقیان اگر چه ترک بودند اما بزودی تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی قرار گرفتند. کارهای سیاسی، اداری، و فرهنگی بکلی در دست ایرانیان بودن و در میان ایشان وزیر بزرگ، نظام‌الملک طوسی، در تاریخ ایران نامی بسیار بزرگ و مقامی ارجمند دارد. او یکی از معروفترین وزرا و سیاستمداران شرق به شمار می‌رود و برای عدالت و حسن تدبیری که در اداره امور مملکت به کار می‌برد و نیز علاقه زیادی که به صنایع، مخصوصاً ساختن بناهای مهم داشت، شهرت به سزایی دارد. در این عصر اقدامات زیادی جهت توسعه و تکامل زندگی شهری و رونق تجارت و صنعت صورت گرفت و بناهای بزرگی که تعدادی از آنها تا کنون باقی مانده است، ایجاد شد. شهرهای بزرگ با باروهای بلند آجری برپا و انتقال مرکز زندگی از شهرهای کوچک قدیمی به شهرهای بزرگ باعث تاسیس شهرستانهای بزرگی شد. در اثر توسعه تجارت و صنعت، و رفت و آمد کاروانیان در داخل و خارج ایران، کاروانها دارای سازمان و تشکیلات منظمی شدند و در بین راهها برای استراحت و اترقا این کاروانها، رباط‌ها و کاروانسراها ایجاد شد. بر اثر این تحولات شهرها گسترش یافت و در نتیجه آثار هنری و تزیینات در امر شهرسازی و معماری راه پیدا کرد و موقعیت خاصی کسب کرد. بنای مساجد، مدارس، و مقبره‌ها در شهرها رواج یافت و بازارهای بزرگی به وجود آمد.
شهر مرو که زمانی پایتخت سلطان سنجر بود، در زمان سلجوقیان موقعیت خوبی داشت. این شهر در این زمان در اوج شهرت و شکوفایی بود. در آن زمان شهر مرو دارای دو خیابان - از شمال به جنوب و از شرق به غرب- بود که بازار شهر در تقاطع این خیابانها قرار داشت. بنا به منابع و اطلاعات قدیمی که وضع شهر را شرح می‌دهند، سقف این بازار- واقع در مرکز شهر- با قبه پوشیده شده بود. صاحبان حرف و هنر هر کدام از سازمان و تشکیلات قابل ملاحظه‌ای برخوردار بودند. دکانهای زرگرها، ریخته‌گرها، فلزکاران، و سفالگران به صورت گروهی، در محلهایی مخصوص قرار داشتند. کاخهای سلجوقی و مساجد و مدارس در قسمتهای مرکزی شهر قرار گرفته بود و مقبره سلطان سنجر در کنار مسجد ساخته شده بود که به قول یاقوت در معجم‌البلدان، گنبد آبی رنگ این مقبره از مسافت دو روز راه به خوبی دیده می‌شد. از افتخارات این شهر سلجوقی وجود کتابخانه بسیار غنی آن بوده است. در موقع استیلای مغول، جمعیت این شهر در حدود هفتصد هزار نفر و حتی به روایاتی در حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر بوده است. از دیگر شهرهای این دوره، می‌توان شهر جرجان را ذکر کرد. خرابه‌های این شهر که در چهار کیلومتری شرق شهر جدید گنبد قابوس در جنوب‌شرقی دریای مازندران واقع شده، در دوره اسلامی اهمیت خاصی داشته است. با کاوشهایی که در سال 1350 توسط مرکز باستانشناسی ایران در ویرانه‌های این شهر اسلامی شروع شد آثار و شواهد زیادی از شهرسازی و معماری عهد سلجوقیان کشف شده است. وجود خیابانهای آجرفرش با پیاده‌روهای دو طرف آن و همچنین کانال انشعابی در وسط خیابان و تنبوشه‌های اطراف آن که آب مورد نیاز را به خانه‌ها می‌رسانده، همگی دلیل بر اهمیت شهرسازی در این دوره است. طرحهای به کار برده شده در تزیین این خیابانها بسیار زیبا و جالب توجه است، زیرا نظیر این طرحها را در تزیینات دیواری این دوره از معماری ایران می‌بینیم. طرح این آجرچینی‌ها به فرمهای جناغی، افقی، عمودی، و شکسته است و برای استحکام بیشتر خیابان آجرها را عمودی چیده‌اند. در دو طرف این خیابانها آثار ساختمانی متعددی مانند ستونها، دیوار خانه‌ها، دکانها، چاههای متعدد، کانال، و حوضهایی که همگی با آجر ساخته شده، از زیر خاک بیرون کشیده شده‌اند. کاوش در این شهر هنوز تمام نشده، بنابراین نمی‌توان اطلاعات کاملی را ارائه داد. امید است این مطالب مختصر راهگشای کسانی باشد که در زمینه شهرسازی این دوره از تاریخ کشورمان تحقیق می‌کنند. چنانکه ذکر شد، سلجوقیان حامی و مشوق هنرمندان و صنعتگران بودند. این حمایت شامل معماران نیز می‌شد. و در رشته معماری از ایجاد سبکها و بناهای موثری حمایت کردند به طوری که این حمایت به فرمهای پیشین معماری اسلامی در ایران، خاصیت و کیفیت دقیقی بخشید. دونالد ن. ویلبر نویسنده کتاب معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان معتقد است که «این حمایت موجب شد تا اشکال معماری قدیم به صورتی معین متبلور شود. اگر این پشتیبانی در کار نبود امکان داشت که معماری ایرانی مدتی دراز همچنان به صورتی کم ارزش و بی‌اهمیت باقی بماند. در حالی که هنر معماری در این دوره درخشان و شکوفا به درجه کمال رسید و بسیاری از دانشمندان و باستانشناسان اسلامی بر این عقیده‌اند که معماری اسلامی ایران در این زمان به نهایت درجه ترقی خود رسیده است. مسئله جالب توجه در هنر معماری سلجوقی، سهم ذئوق و اندیشه معماران ایرانی در ایجاد چنین دوره درخشان و تثبیت شده‌ای در هنر است. متاسفانه برخی از نویسندگان تاریخ هنر ایران به غلط تصور کرده‌اند که این بدایع هنری را سلجوقیان از موطن اصلی خود به ایران آوردند. این اشتباهی بزرگ است، زیرا الپتکین و سبکتکین یا ملکشاه و سلطان سنجز، همگی در ایران اقامت داشتند و موطن اصلیشان، یعنی ترکستان، هنر تازه‌ای نداشت که به ایران بیاورند. آنان وارد سرزمینی شدند که یادگار‌های پرعظمتی چون تخت جمشید و تیسفون را به جهان معماری عرضه کرده بود».
اوژینوگالدی ایتالیایی که مدتی در مسجد جامع اصفهان به کار کاوش و تحقیق پرداخته است می‌گوید: «معماران دوران سلجوقی برای برپاکردن ساختمانهای خود از اصول دوران ساسانی اقتباس کرده‌اند». و اضافه می‌کند: «پیش از دوران سلجوقی در زمان حکومت پادشاهان دیلمی سبک معماری بخصوصی در ایران به وجود آمده بود که راه را برای معماران دوره سلجوقی هموار می‌کرد».
با مرور و بررسی تحولات معماری ایرانی بعد از حمله اعراب می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که دوران حکم‌فرمایی سلجوقیان دارای ثبات سیاسی بوده است. در این دوره برای نخستین‌بار پس از انقراض امپراتوری ساسانی، هنر و فعالیت معماری پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشته است. بناهای تاریخی زمان سلجوقیان که تا کنون بر جای مانده‌اند غالباً دارای خصوصیات مذهبی هستند و کوشش آنها بیشتر در ساختمانهایی از نوع مسجد متمرکز شده بود. اگرچه خلفای عباسی با اقتداری که داشتند، توانستند در ابتدای امر بنا به دلخواهشان به ساختن مساجدی از نوع عربی دست بزنند، اما نتوانستند روح یک معماری بیگانه را به آینده این سرزمین تحمیل کنند. بنابراین طولی نکشید که طرح مسجد عربی از معماری زنده ایران محو شد و همین که سده پنجم هجری به پایان رسید دیگر از آن خبری نبود. از آن پس، هم طرح و هم ساختمان، هر دو کاملاً ایرانی شدند. جای تعجب نیست که اسلام وقتی ایران را فتح کرد به اقتضای زمان، برای اجرای مراسم مذهبی، ابنیه موجود را با تغییر وضع به همان حال که بود مورد استفاده قرار داد، اگرچه از این قبیل مساجد فقط چهار طاقیی ساسانی یزدخواست را می‌شناسیم ولی این تنها مسجد از این نوع نیست. با منسوخ شدن طرح مساجد اولیه که همان سبک مساجد عربی است می‌بینیم که از سده دوم هجری تاثیر و نفوذ معماری عهد ساسانی در ساختمانهای مساجد و دیگر بناهای مذهبی ایران پدیدار و بتدریج اصول معماری این گونه بناها بر شالوده معماری عهد ساسانی گذارده می‌شود و احداث ایوانها و گنبدها و انجام اصول ساختمانی مختلف در بناهای مذهبیی ایران تماماً به شیوه بناهای دوران ساسانی صورت می‌گیرد؛ با توجه به طرح شبستانهای مسجد تاریخانه و مسجد جامع نائین بخوبی دیده می‌شود که فاصله بین دو ردیف وسط پایه‌ها و ستونهای آنها نسبت به فاصله سایر ردیفها زیادتر است، در نتیجه، طاقهای ضربی ردیف وسط بلندتر از سایر قسمتهای شبستان می‌شود و چنین وضعی هیئت و روحیه ایوان وسط جبهه مساجد را در نظر مجسم می‌کند و می‌توان آن را مقدمه احداث ایوان بزرگ وسط هر یک از جبهه‌های صحن مساجد دانست. معماران دوران سلجوقی با در نظر گرفتن معماری مساجد قبل و استفاده از تجربیات معماری گذشته ایران توانستند مساجدی بسازند که بعد از آنها در تمام ایران و آسیای میانه معمول شد. ساخت این مساجد شاید بزرگترین تغییر و تحول از نقطه نظر معماری و منعکس کننده تغییرات عمده و اوضاع سیاسی و اجتماعی این دوره می‌باشد، زیرا تحولی را که مساجد جامع در این دوره تاریخی به خود می‌بیند، باید بزرگترین تحول در معماریی اسلامی ایران و سنت مسجدسازی به شمار آورد. مسجد در این زمان به صورت نهادی در می‌آید که کلیه فعالیتهای مربوط به مردم شهر را در بر می‌گیرد؛ مرکز ثقل حرکتهای اجتماعی به شمار می‌رود و به دلیل برقراری روابط اجتماعی به عنوان مرکز فضاهای جمعی شهر، یک نیاز عمومی به حساب می‌آید. احتمالاً این عوامل و تعصب زیاد سلجوقیان نسبت به دین اسلام، در تغییر بنای این مساجد موثر بوده، زیرا بخوبی آشکار است که تمام هنرها در این عصر در خدمت بنای مساجد به کار گرفته شده است. در این زمان تمام عوامل برای ساختن مساجد چهار ایوانی یعنی حیاط مرکزی با چهار ایوان در اختیار بوده است. گذشته از ارائه یک تکنیک تازه، ایرانیان که در صدد عدم پیروی از شیوه‌های مساجد عربی بودند، می‌خواستند بدین وسیله به گونه‌ای استقلال فکری خود را مطرح کنند. در بناهای ایجاد شده، فرمهای معماری که از روزگار ساسانیان به ارث رسیده بود با کمال استادی به کار گرفته شد و خصوصیات اساسی ساختن گنبد، ایوان، محوطه‌ای به شکل مستطیل، و هلالی که از یک طرف کاملاً گشوده است برای همه دوره‌های بعد تثبیت شده است، ولی با همه اینها، دیده می‌شود که هنوز معماران زمان، برای تحقق بخشیدن به یک نقشه متحدالشکل جهت بنای مسجد، در کار آزمایش و تجربه‌آموزی بودند. تمایل آنان این بود که گنبد، ایوان، و اضلاع جانبی مسجد را گرداگرد حیاطی گشوده بسازند- راه حلی که در زمان تیموریان و صفویان برای این مشکل یافته شد و طرح مسجد سرانجام شکلی معین یافت- و احتمالاً زاییده معماری باستانی سراسر خاک ایران و مناطق مجاور بود. نقشه و طرح بناهای بزرگ سلجوقیان که با تاثیر از عوامل و عناصر معماری ساسانی قبل از اسلام شکل خاص خود را گرفت، دارای ایوان و شبستانهای بزرگی برای نماز است و در دو طرف این شبستان بزرگ، شبستانهای کوچک و راهروهایی است که می‌توان مستقیماً از صحن وارد آنها شد. بر فراز این شبستان بزرگ عموماً گنبدی بزرگ قرار گرفته است. با پدیدار شدن گنبدهای بزرگ و ایوانهای جلو آنها، طرح مسجد چهار ایوانی خاص معماری ایرانی شد. از این دوره به بعد برنامه ساختن مسجد تقریباً در تمام قلمرو آیین اسلام رنگ ایرانی بیشتری به خود گرفت و سرچشمه الهام بخشی برای معماران این کشورها به شمار آمد. با همه توصیفی که درباره بنای مساجد این دوره به عمل می‌آید باید گفت که اگرچه ساختمان مسجد با نقشه‌ای کلی و واحد در زمان سلجوقیان آغاز شد، ولی همان‌طوری که اشاره شد تا بعد از پایان سده هشتم هجری (چهاردهم میلادی) عمومیت نیافت. تنها می‌توان گفت که تعدادی از مساجد دوره سلجوقی تحول تدریجی الگوی کلی مساجد ایرانی را نشان می‌دهند، ولی وحدت ترکیب در این نوع مساجد در اواخر این دوره صورت گرفت. تغییرات در عناصر به وجود آورنده این نوع مساجد چهار ایوانی را بخوبی می‌توان در سقف‌سازی بناهای این دوره دید. طاقهای هلالی شکل تبدیل به یک سلسله گنبدهای کوچک گردید. به علاوه سبکهای جدید بسیاری در قراردادن گنبد بر روی پایه‌ها معمول شد. از حیث روشهای ساختمانی، سازندگان این بناها بر مدلهای زمان ساسانی یعنی استفاده از دیوارهای عظیم و پرتوان و ستونهای بلند آزاد تکیه دارند. از حیث مواد ساختمانی معماران به جای استفاده از سنگ یا سنگ و آجر به استفاده از آجر راغب‌تر بوده‌اند و از جنبه تزیینی نیز هنرمندان به گچبری و الگوها و طرحهای آجری رغبت بیشتری نشان داده‌اند. با آنکه در ادوار بعد ساخت بناها ساده‌تر، سبک‌تر، و استادانه‌تر شد و با آنکه تزیین نمای بیرونی بناها به غایت پیشرفت کرد، ولی خصوصیات معماری زمان سلجوقیان همچنان بر جای ماند. ناگفته نماند که کامل بودن معماری سلجوقیان، در بنای مساجد، بیشتر در تناسب و شکل ساختمان است نه آرایش آن، زیرا مساجد از بیرون چندان مجلل نبوده، بجز نمای روبرو، بر بناهای مجاور امتیازی نداشتند. ولی عظمت و اهمیت مدخل بنا از ممیزاتی است که در ساختمانهای این دوره مشاهده می‌شود و تقریباً در تمام آنها عمومیت دارد، تا آنجا که ساختمان به واسطه آن شکلی خاص و امتیازی بی‌مانند گرفته است. این نوع سبک و تنوع در تمام ابنیه دوره سلجوقی مانند مدارس، مساجد، کاخها، و کاروانسرها در آسیای صغیر دیده می‌شود وو در همه آنها سردتر، اهمیت بسزایی داشته است. در حقیقت سردر با تزیینات و اشکال گوناگون خود به بنا شکلی خاص می‌دهد و گرچه، در بناهای سلجوقی آسیای صغیر (ترکیه) به جای ایوانهای مجلل و با شکوه ایرانی، دروازه‌های سنگی به مقیاسی بسیار کوچک بنا شده ولی به علت کارهایی که بر روی آنها انجام گرفته است، دارای نوعی شکوه و عظمت هستند. این نوع تزیینات در شهر قونیه و اکثر بناهای این دوره به چشم می‌خورند.
در سال 481 هجری در مسجد جامع اصفهان- که نمونه‌ای از کاملترنی طرحهای چهار ایوانی است- زیباترین گنبد آجری ایران در ضلع شمالی و گنبدی عظیم بر فراز محراب مسجد در جنوب آن برپا شد و مسجد را از حالت مساجد با شبستان ساده به یک مسجد چهار ایوانی زیبا تغییر شکل داد. بدین ترتیب فضای پیوسته و ساده شبستانها و صحن با ایجاد ایوانها و دو گنبد گسسته شده حال و هوای یک کوشک را به خود می‌گیرد. اگرچه کاوشهای انجام گرفته در مسجد جامع اصفهان هر روز برگ تازه‌ای بر قدمت این مجموعه ساختمانی پر ارزش می‌افزاید و بسیاری از ابهامات را برطرف می‌سازد ولی باید قبول کرد که تحول اساسی معماری مسجد در دوران سلجوقی صورت پذیرفته و این حرکت زنده‌ای بود که به دنبال رکودی شدید ناشی از تحولات اجتماعی و تاریخی ایران پدیدار شد. این فصل تازه نه تنها به دلیل ابتکار مساجد چهارایوانی توسط سلجوقیان آغاز می‌شود، بلکه بر بسیاری از جنبه‌های دیگر معماری اثرات فراوانی به جا می‌گذارد، تا آنجا که پس از ساختمان گنبد نظام‌الملک و گنبد تاج‌الملک در این مسجد، تالار گنبددار، در تمام ایران معمول شد و هر جا که تالار ستونداری قسمت اصلی مسجد را تشکیل می‌داد خراب و به جای آن تالار گنبدداری بناشد. بنای این دو گنبد که نشانه کمال معماری عهد سلجوقی است سرمشقی برای دیگر گنبدهای این زمان شد. گنبد کوچکتر آن، کاملترین گنبدی است که تا به امروز باقی مانده و هلال طاق آن ظریف‌ترین طاق هلالی است. تزئین هماهنگ داخلی ناشی از قوسها و هلالهایی است که در هم آمیخته و با نظمی منطقی ادامه یافته‌اند. این مضمونها و ادامه تکمیل آنها همواره مورد توجه معماران هر مکتبی قرار گرفته است. این بنای با عظمت یکی از بزرگترین آثار معماری جهان است. طرح این مسجد نه تنها اساس معماری مساجد مهم ایران در دوره‌های بعد شد بلکه بناهای دیگری همچون مدارس، کاروانسراها، و زیارتگاهها نیز با همین طرح ساخته شدند، به طوری که از نیمه دوم سده پنجم هجری به بعد، اغلب ابنیه مذهبی ایران بر محور معماری چهار ایوانی بنیاد شده است. در واقع این طرح یکی از خصوصیات بارز و ویژه معماری و مسجدسازی در ایران می‌شود. در مورد مدارس و کاروانسراهای این دوره می‌توان گفت: همان اصول مسجدسازی در بنای ساختمان این ابنیه نیز رعایت شده است و بنا به فراخور احتیاج و استفاده مورد نظر از آنها، به جای شبستانهای مختلف که در کنار صحن ساخته می‌شد- به استثنای ایوانها- اتاقهایی برای سکونت طلاب یا توقف مسافران و احتیاجات دیگر احداث کردند و عموماً در وسط صحن کاروانسراها، آب انبار بزرگ زیرزمینی می‌ساختند که بام آن سکوی محل اجتماع کاروانیان بود. مدارس نظامیه در ایران و بغداد که نخستین دانشگاههای بزرگ عالم اسلام بودند و الگوی دانشگاههای اروپا در قرون وسطا شدند. از یادگارهای نظام‌الملک، مرد سیاست و مرد علم این دوره از تاریخ ایران هستند.
ب) تزیینات
در این زمینه تزیین در معماری اسلامی نیز با عناصری روبرو هستیم که در معماری ایران قبل از اسلام به کار برده شده است، یا به عبارت بهتر می‌توان گفت، بخش عمده‌ای از پدیده‌های اساسی و بنیادی معماری دوران بعد از اسلام در ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی، متکی است بر آنچه که در دوران پیش از اسلام در سرزمین ایران خلق شده و در جریان اجرا تکامل یافته، سپس به دوران بعد از اسلام انتقال یافته است. برای شناخت این عناصر تزیین و کاربرد آنها در معماری دوره سلجوقی ضروری است به شرح موارد ذیل بپردازیم:
کابرد آجر 
معماران عهد سلجوقی بعد از دستیابی به عوامل و عناصری که با آنها توانستند بناهای بزرگ ایرانی را به وجود آورند، ظاهراً از سبک ساختمانی خود راضی شدند و از آن پس هم خود را مصروف تزیینات بناها کردند؛ در این کار ابتدا از آجر به عنوان یک عنصر تزیینی استفاده کردند و مصالح آجری در بناها به شیوه بسیار ماهرانه‌ای به کار گرفته شد به گونه‌ای که تمام سطوح خارجی بناها را با نماسازی آجری نمایش داده‌اند. این روش در دوره‌های بعد هم رواج پیدا کرد. در دوره ایلخانان دیوارهای ابنیه بدون هیچ‌گونه پوشش اضافی با همان نماسازی آجری عرضه شد و تزیینات، جزئی از معماری و عناصر به کار رفته در آن را تشکیل می‌داد. قبل از سلجوقیان یعنی در دوران آل بویه و غزنویان تزیینات آجری در بناها مود استفاده قرار گرفته، مراحل تکامل را طی کرده بود که این مراحل در معماری عهد سلجوقی به درجه کمال رسید. در این دوره غنی‌ترین طرحها و فرمهای تزیینی در دیوارها، پوششها، سایه روشن و طرحهای تازه و ایجاد حالات مختلف، به تزیینات زیبایی دست یافتند که با این مصالح حتی کاشی را همان‌طور به صورت آجر و به همان اندازه می‌ساختند، در نتیجه آن را عاملی از معماری داخل گنبد نظام‌الملک در مسجد جامع اصفهان گویای این مطلب است. در تزیین این بنا هنرمند معمار از انواع امکانات کاربردی آجر استفاده کرده و توانسته است با قدرت و توانایی بسیار مفاهیم و خواستهای فکری خود را با طرحها و ترکیبهای بسیار عالی و ابتکاری در معرض دید قرار دهد و به گونه‌ای خاص با آنها ارتباط برقرار کند. این تزیینات که در ترکیب با گچبری اجرا شده‌اند، تاکید مزیدی بر تناسب بی‌نقص این مجموعه می‌نهد، بدون اینکه هیچ بخشی از عناصر آن از نظر مخفی بماند. احتمالاً در اینجا به کاربردن آجر تنها جنبه تزیینی نداشته، بلکه اگر دقت شود متوجه می‌شویم که در بناهای دوره سلجوقی کلیه نیروهای مختلف فشاری و کششی و حتی برشی توسط آجر به صورت حساب شده و دقیقی منتقل شده، به طوری که بنا بعد از گذشت هفت قرن هنوز پا برجاست و ایستایی خود را بخوبی حفظ کرده است. از آنجا که نمای ابنیه در دوره سلجوقی، آجری و شکل ساختمان آنها از ظاهرشان هویداست، می‌توان فهمید که آنها در طرز چیدن آجرها و ایجاد قرنیزهای آجری و کتبیه‌های زیبا مهارت داشته‌اند و نمونه این تزیینات در اکثر بناهای این دوره دیده می‌شود.
آجر که از بهترین مصالح ساختمانی است می‌توانست جهت فشار را مشخص و همچنین مناسبترین زمینه را برای پوشش گچبری یا کاشیکاری فراهم کند. اندازه این آجرها متغیر بود و به فراخور فضایی که می‌بایست پر کنند تغییر می‌کرد. شاید بتوان علت کاربرد این عنصر تزیینی را در معماری سلجوقی بیشتر از فراوانی مواد اصلی آن یعنی گل دانست، زیرا گل به آسانی و ارزانی تهیه می‌شد و قالبگیری آن هم بسادگی انجام می‌گرفت. در این زمان معماران تا بدانجا در مورد خصوصیات ساختمانی و تزیین این مصالح مهارت و دانش کسب کرده بودند که این دوره را آوازه‌ای بلند بخشیدند. در عصر سلجوقی، نکات تزیینی در آجرکاریی عبارت بودند از بافت آجرکاری، مفاصل ردیفها، پستی و بلندی آجرها، حالت و رنگ سطوح آجری، و حتی سایه‌هایی که با آجرهای برجسته و فرو رفته تشکیل می‌شد. شکلهای مورد استفاده در تزیین بناها، شامل مربع، مثلث، دایره، باثت مشبک، حصیری، شکسته و طرحهای لوزی، طرحهای خفته و راسته، زیگزاگ و انواع شبکه‌ها بود. گاهی سطح برهنه آجری به وسیله آجرهای تقلیدی به الوان مطلوب پوشانده می‌شد. این آجر تقلیدی، در واقع نوعی گچ سخت بود که به صورت نمای آجری منقوش بود. روش مزبور در اواخر دوره سلجوقی متداول شد. از این تاریخ به بعد این تزیینات آجری بتدریج در درجه دوم اهمیت قرار گرفته تزیینات رنگی و گچبری جای آجر تراشی را گرفت و محرابهای زیبایی از گچ ساخته شد. در پایان این مبحث می‌توان ادعا کرد که این هنر تا اواخل سده ششم هجری راه تکامل خود را پیموده است.
کاشیکاری
هنرکاشیکاری، که از ویژگیهای خاص هنر و معماری ایرانیان در عصر اسلام است، دارای پشتوانه‌ای قوی در معماری دورانهای کهن ایران نظیر دوران ایلامیان و هخامنشیان است، این هنر که در تزیینات مساجد، مدارس، مقبره‌ها، و کاخها به کار می‌رفته، در بناهای باستانی ایران هم مورد استفاده قرار گرفته است. کاشیکاری بسیار زیبای کاخ هخامنشی در شوش، گویای پیشرفت این هنر در ادوار گذشته ایران است. کاشیکاری و رنگ‌آمیزی در کاخها و کوشکهای ایران بعد از هخامنشی همچنان رواج داشته، چنانکه اتاقهای ایوان کسرا و داخل طاق بزرگ ایوان کرخه (در شمال غرب جلگه خوزستان) با تصاویری زیبا از گل و بوته با رنگ تزیین شده است. اما در زمان تسلط اعراب و تجلی و ظهور معماری اسلامی، کاشی جای رنگ را گرفته، بر طبق اصول و اسلوبی خاص، داخل و خارج ساختمانها را با آن تزیین می‌کردند. و بدین ترتیب، کاشی و کاشیکاری به صورت عاملی اصلی و برتر در معماریی مذهبی ایران درآمد. اولین بار در معماری اسلامی ایران نمونه‌هایی از این پدیده را در شبستان سرپوشیده گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان و گنبد سرخ مراغه می‌بینیم. این نمونه به شکل موزاییکهایی از گچ سفید، آجر معمولی، و سنگهای خاکستری رنگ مشاهده می‌شود. این تزیینات را می‌توان پایه کاشیکاری‌های زیبای معماری دوران پس از سلجوقیان به شمار آورد. رنگ لعابی که در اواخر این عصر در بناهای ایرانی ظاهر می‌شود، محدود به رنگ فیروزه‌ای است که قدیمترین نمونه آن را روی جبهه اصلی گنبد سرخ مراغه پیدا می‌کنیم؛ اگرچه معمار بنای مزبور به خاطر زیبایی نقطه‌ای چند از گنبد را به کاشی فیروزه‌فام آراسته است، ولی می‌توان گفت که منظور وی از این کار طرح تزیینات رنگین نبوده است زیرا شیوه کار وی این موضوع را به ثبوت رسانده و بیشتر سعی او همانند اسلاف خویش مصروف ایجاد سطوح سایه روشن شده است. این کاشیکاری هر چند از نظر هنری اهمیت چندانی ندارد، ولی مقدمه تجلی هنری بزرگ است. بنابراین گنبد سرخ مراغه مرحله مهمی از معماری اسلامی ایران را نشان می‌دهد و آن آغاز پیدایش کاشیکاری در تزینی خارجی بناهاست. در دومین مقبره مراغه (برج مدور) رنگ کاشیها وضع بهتری به خود گرفته است و ترقی سلیقه جدید معماری را نشان می‌دهد. در اینجا نوشته‌ها و نقش و نگار ساختمان از کاشی لعابی تشکیل می‌شود. به کاربردن آجرهای کاشی لعابدار که در اوایل امر استعمالش منحصر به بناهای بزرگ و نشان دادن جاهای بخصوصی از بنا یا نمایانتر و خواناتر کردن کتیبه‌ها بود، در دیگر بناها و جاهای مختلف آن نیز مرسوم می‌شود. در اواخر سده ششم هجری ساختن این کاشیها ترقی زیاد کرده، به سمت کمال رفته و متداول شده است. این مراحل تکمیل و ترقی را در دو اثر آخرین این دوره یعنی مقبره مومنه خاتون در نخجوان گنبد کبود مراغه به خوبی می‌توان مشاهده کرد. از این کاشیکاریها چنین معلوم است که این وضعیت بسیار زود و بسرعت ترقی کرده و معرقکاری نیز رونق بسزایی یافته است. بدنه این مقبره‌ها با کاشیهایی که دارای طرحهای چندوجهی هستند پوشانده شده است. علاوه بر این شواهد، از نمونه‌های متعدد پیدا شده واضح است که استعمال کاشی رنگی در این دوره، پایه پیشرفت و توسعه بی‌نظیر این تزیین را در ادوار بعد گذاشته است. مهارت و استادی ایرانیان که این صنعت را از نیاکان خود به ارث برده‌اند کاملاً نمایان است، زیرا کاشیکاری به حدی در تزیین و آرایش بناها و ساختمانهای مذهبی و شخصی معمول و متداول شد که نمی‌توان عمارت یا کاخی ایرانی را بدون اینکه این هنر در آن به کار رفته باشد تصور کرد. و بدین ترتیب، آجرهای زیبای کاشی با رنگ‌آمیزی عالی و اشکال ممتاز، زینت بخش دیوارهای بناهای ایرانیان شد. این هنر نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشورهای اسلامی رواج یافت. آثار این هنر زیبا بخوبی در آسیای صغیر هم دیده می‌شود. زمانی که ترکان آسیای صغیر در سده پنجم از فرمان سلجوقیان عراق و خراسان سرپیچی کردند و استقلال یافتند، از نظر معماری و هنر همچنان وابسته به ایران باقی ماندند. در این دوره هنرمندان ایرانی به آسیای صغیر (ترکیه فعلی) می‌رفتند. در میان کسانی که به شهر قونیه- پایتخت سلجوقیان- رفتند تا به سلطان علاءالدین خدمت کنند گروهی از کاشی‌سازان چیره‌دست کاشانی نیز بودند، و به همین سبب بسیاری از تکه‌های کاشیهای لعابی به شیوه ایرانی در ویرانه‌های کاخ سلطان علاءالدین در قونیه پیدا شده است که شامل کاشیهای ستاره‌ای شکل با تصویر جانوران و نیز آدمیان بر پشت اسب یا به حالت چهارزانو است؛ چنانکه خاص هنر عصر سلجوقیان است. این هنر در تزیین خطوط هم نقش مهمی را ایفا کرده است. خط کوفی یا خط رسمی زاویه‌دار و خط شکسته یا منحنی قوس‌دار نسخ که مورد استفاده‌اش در بناهای این دوره با نحوه تازه‌تری شروع شد، در تزیین عمارتها به کار برده شده است. این خطوط که زیبایی ظاهری بنا را به وجود می‌آورند، توام با کاشیهای فیروزه فام در مقبره‌های این دوره دیده می‌شوند. ابداعات کاشیکاری که در ابنیه مذهبی ایرانیان در عصر سلجوقی به عمل آمد، تاثیر تزیینی خود را پیش از از همه در نحوه پوشاندن سطوح بر جای گذاشت. اگر در گذشته برجها، مقبره‌ها، و مساجد دارای طرحهایی از آجر بودند، بعد از پیدایش هنر کاشیکاری، بیشتر خطوط و نقوش با کاشی آرایش یافته، با ایجاد حواشی، سطوح به شکل صفحه منبتکاری درآمد. طرح نیز که توسط یک لوحه میانی و چهارگوش در بیشتر دیوارها پوشانده می‌شد، به صورت فرشی که از کاشی ساخته شده در می‌آمد. این شیوه تزیین در عصر تیموریان به حد کمال می‌رسد و بر هنر دوره صفویه نیز اثر گذاشته، تمام بناهای مذهبی (مساجد، خانقاهها و مقبره‌ها) چه از داخل و چه از خارج با کاشیکاری آرایش می‌یابد.
 
گچبری
شاهکارهای درخشان و پرجاذبه هنر گچبری بعد از اسلام در ایران چه از نظر تکنیک، نحوه کاربرد و اجرا و چه از نظر نگاره‌ها و نقشها، متکی بر هنر گچبری غنی و وسیع دوران اشکانیان و ساسانیان است. این هنر که در زمان سلجوقیان دارای ارزش فنی بسیار مهمی است نقش ارزنده‌ای در تزیین داخلی و خارجی بناهای این دوره دارد. با اینکه اسلوبهای مختلف و ترسیم موضوعهایی انسانی توسط هنرمندانی که برای شاهزادگان سلجوقی در ایالات مختلف کار می‌کردند به وجود آمد، ولی صفات مشترکی در عموم آنها دیده می‌شود. عناصر عمده طرحهای تزیینی عبارت بود از اشکال نقوش و رسوم آنها و بعضی از طرحهای هندسی از قبیل سه گوش، هشت گوش، ستاره، دایره، گل و برگ و نقوش اسلیمی که از تزیینات اصلی اسلامی است. کتیبه‌های عظیم نیز به خط و حروف کوفی که به تزیینات توریستی (گل و بوته) منتهی و در زمینه اشکال نباتات قرار داده می‌شود نوعی از تزیین است که نمونه آن در برج سلطان مسعود غزنوی به کار رفته است. نمونه‌های دیگر آن در ایالت خراسان در خرابه‌های نیشابور و مرو دیده می‌شود. در بقایای مقبره سلطان سنجر این نوع تزیینات به اشکال گل و بوته و کتیبه‌های به خط کوفی که با آجر بریده گچبری شده است، دیده می‌شود. در اکثر بناهای این دوره روی نمای ساختمان و طاقها، دیوارها، مناره‌ها، و صحنها را پوششی از گچ‌پوشانیده، به وسیله تزییناتی از نوع گل و بوته و نقش و نگار برجسته آنها را مزین ساخته‌اند تا بیننده از یکنواختی کار معماری خسته نشود. در این گچبریها سطوح بسیار وسیع را با نقشهای ساده، و ایوانها، دیوارهای رو به قبله، و محرابها را با نقشهای پر پیچ و خم و پر گل و بوته می‌آراستند. طراحان این آرایش توانسته‌اند برای هر گوشه یا سطحی که معمار خالی گذاشته، آرایشی در خور و مناسب فراهم آورند. نقوش اسلیمی که قبلاً هم در ایران معمول بوده، زمینه‌های خالی صفحات تزیین را پر می‌کرده است. این اسلیمیها که در اغلب آثار هنری ایران و سایر ممالک اسلامی به چشم می‌خورد، زمینه کتیبه‌ها را در معماری مزین کرده، و در واقع همان نقوش گیاهی که خطوط و ابعاد یک بنای دوره ساسانی را در برگرفته بوده، در اینجا هم خطوط کوفی اسلامی را در میان گرفته است. یا همان شیوه تزیینی یعنی شاخه‌هایی که در دنبال بعضی نقوش دوره ساسانی دیده می‌شود، در اینجا نیز از انتهای حروف کوفی بیرون جسته است. در معماری عصر سلجوقیان خطوط کوفی با تزیینات گل و بوته و خط نسخ جزو وسایل تزیین ساختمانها شده است و هنگامی که خط نسخ، ثلث، و نستعلیق با نرمش خاص جای خط کوفی ار گرفت، محرابها و حاشیه‌های اطراف درها با نوشته‌هایی از گچکاری زینت داده شدند، بعد از تبدیل خط کوفی به خط نسخ، تراشیدن آجرها و تشکییل حروف کلمات این خط با دشواریهای مواجه می‌شود. لذا کتیبه‌ها و تزیینات آجری از بین می‌رود و گچبری جایگزین آن می‌شود. یکی از زیباترین کتیبه‌های کوفی دوره سلجوقی در بقایای مدرسه خرگرد خراسان پیدا شده است که این کتیبه نام نظام‌الملک وزیر اعظم سلطان الب ارسلان را دارد و مربوط به سالهای 455 تا 485 هجری قمری است. به طوری که در این کتیبه مشاهده می‌کنیم، برجسته‌کاری از طریق کاربرد دو یا سه سطح مختلف تزیینی با گچکاری به وجود آمده است که این سبک از مختصات برجسته‌کاری دوره سلجوقیان به شمار می‌رود و تا زمان ایلخانان نیز ادامه پیدا کرده است. گاهی اوقات در این گچبریها که در تزیین محرابها، سطوح تحتانی دیوارها، ستونها، سر ستونها و ... به کار می‌رفت، از قطعات کاشیکاری و آجرکاری هم استفاده می‌کردند، تا تضادی بدیع و موثر پدید آید؛ به طور معمول، نقوش گچبری پیچیده هستند و موضوعات عامه پسندی چون طرح اسلیمی، خط نوشته و تزیینات گیاهی و هندسی (عناصر عمده طرحهای تزیینی) را در بر می‌گیرند. این نقوش در جهات مختلف به هم می‌آمیزند و متناوباً تشکیل زمینه و نقش اسلیمی و صلیبی و حیوانات متقارن که بخصوص در اواخر دوره سلجوقی مورد استعمال بوده‌اند، و نمونه بارز آن از شهر ری به دست آمده و فعلاً در موزه پنسیلوانیا است، عبارت از یک صحنه تاجگذاری که در آن نقوش اسلیمی و کتیبه و گیاهان به صورت نقش برجسته گچی دیده می‌شوند. تاریخ این نقش سال 590 هجری است. ناگفته نماند کمال هنر گچبری این زمان که زیباترین و پیچیده‌ترین گچبریها را شامل می‌شود، بر اثر تجربیاتی است که از تزیین ظرفهای سفالی این دوره حاصل شده و به استادان گچبری بسیار کمک کرده است. این تزیینات که بیشتر برای پوشش دیوارها به کار رفته است، نشانه کمال زیبایی و هنر محسوب می‌شود و بیشترین کمال را می‌توان در ساختن محرابهای این دوره دید، یعنی بهترین نمونه این هنر طرحهایی است که کاملاً جنبه تزیینی دارد. نحوه آرایش این محرابها بدین گونه است که با کتیبه‌هایی که نقشهای مفصل و پر کار داشته اطراف محراب را می‌پوشاندند. قسمت بالا و طرف نوک تیز طاقچه را حاشیه‌ای احاطه کرده معمولاً در قسمت بالا حاشیه زیباتری با نقشهای درشت‌تر گچبری شده است. اطراف طاق مرکزی، در حاشیه‌ای مستطیلی منقوش می‌شود و طرحها عبارتند از نقوش اسلیمی، نقش مو و تاک و برگهایی که سوراخ سوراخ شده، شکل لانه زنبور به خود گرفته‌اند. از محرابهای قدیمی این دوره می‌توان، محراب مسجد جامع برسیان، محرابهای مسجد جامع اردستان، و محراب زیبای گنبد علویان در همدان را نام برد که از لحاظ زیبایی تزیین یکی بر دیگری برتری دارند. این محرابها که با آجر ساخته شده‌اند، دارای گچبریهای جالبی هستند و چند نوع نقش تزیینی اسلیمی با یکدیگر ترکیب شده که یکی بر روی دیگری و در زمینه‌ای از اسلیمی برجسته پوشیده شده است.
محراب گنبد علویان همدان که بعضی آن را متعلق به دوره‌های بعد می‌دانند، از زیباترین هنر گچبری این دوره است. در وصف تزیین و گچبری این محراب پروفسور پوپ می‌گوید: «استادی و مهارت در اجرای طرحها، و زیبایی در جزییات این گچبری از شاهکارهای نوع خود محسوب می‌شود». می‌توان گفت که نقش گچبری این مقبره با عالیترین نقش قالی برابر می‌کند. این محراب دارای حاشیه‌ای مزین به خط کوفی است که دور طاق محراب را پوشانده است. نظیر این گچبریها در اکثر مساجد اسلامی این دوره دیده می‌شود. برای مثال می‌توان از خطوط گچبری کوفی مدرسه حیدریه قزوین نام برد. تزیینات گچبری این مدرسه بسیار غنی است، به طوری که اطراف داخلی بنا چند نوع خط کوفی را ارائه می‌کند.
گچبری در دوره سلجوقیان نه تنها برای تزیین مساجد و دیگر اماکن مذهبی به کار می‌رفت، بلکه قصرها و منازل اعیان و اشراف نیز با گچبری تزیین می‌شد. موضوع این گچبریها غالباً عبارت بود از مناظر شکار و مناظر دربار و شاهزادگان و امرا که نوازندگان و ندما و درباریان در اطراف آنها قرار دارند، در این دوره برجسته‌کاری همزمان با کاربرد تصاویر- به رغم سخت‌گیریهای متداول این زمان- و تزیینات با استفاده از تمثالهای زنده در بناها به کار برده شده است و کارهای برجسته بخصوص برجسته‌کاریهای بزرگ و حجیم در ساختمانها ظاهر شد. گاهی اشکال انسانی بقدری برجسته ساخته می‌شده که حکم مجسمه‌سازی را پیدا می‌کرده است. چندین نمونه و شکل کامل از این نوع مجسمه‌سازی در موزه برلین و موزه دیترویت موجود است. یکی از بهترین نمونه‌ها که خوب باقی‌مانده، مجسمه سر شاهزاده‌ای است که اصل آن در موزه متروپولیتن محفوظ است. در این مجسمه فقط مختصات اصلی صورت نمایانده شده، ولی با این حال با مهارت تمام از کار درآمده و حلقه‌های زلف به سبک شرقی تزیین شده است. چنانکه در حجاری و مجسمه‌سازی سده ششم و هفتم هجری دیده می‌شود، نوع نژادی این صورت، ترک و مغولی است. این هنر اگر چه مغایر با دستورات و قواعد مذهبی آنها بوده است ولی این جنبش در وهله نخست در پوشش گچی ابنیه در شهر ری و سایر شهرهای ایران به صورت برجسته‌کاریهای نسبتاً بزرگ و گاه هجیم ظاهر می‌شود. این برجسته‌کاریها نشان دهنده تصاویر نگهبانان یا امرا و خدمه آنهاست که در کنارشان ایستاده‌اند. بنابراین با مناظری روبرو هستیم که بیشتر با تزیین کاخها متناسب می‌باشند. از این نمونه‌ها در آثار سلجوقیان آسیای صغیر هم فراوان دیده می‌شود، در اینجا، علاوه بر طرحهای موجودات زنده، مناظر جنگ، و تصاویر حیوانات با حجمهای کوچکتر و به صورت گچبری، مجسمه‌هایی سنگی نیز به وجود می‌آید که اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. احتمالاً پیدایی هنر مجسمه‌سازی در نتیجه نفوذ ترکستان شرقی است که تا این حوالی نیز رسیده بود. می‌توان گفت سلجوقیان در زمان سیادت و برتری خود میل عجیبی به تزیینات تمثیلی زنده داشته و تا حد طرحریزی آزاد و مجسمه‌سازی نیز پیشرفت کرده‌اند.
مقرنس کاری
یکی از عناصر تزیینی و معماری که در زیبا کردن بناهای ایرانی بخصوص مساجد و مقبره‌ها نقش مهمی دارد، مقرنس کاری است. این عنصر تزیینی در دوران معماری اسلامی چه از لحاظ کثرت استعمال و چه از نظر تعدد مواد و چه از جهت وسعت عالم اسلام اهمیت بخصوصی داشته و شاید به علت همین شرایط بوده است که بعضی‌ها اصولاً این تزیین را یک روش اسلامی دانسته‌اند. در دوره سلجوقی این هنر در مرحله تحول شدید قرار می‌گیرد و در صورت کلی که در ممالک مختلف و نواحی اسلامی بروز کرده بود به سوی عوامل و عناصر ساسانی از جمله تالارهای مربع بزرگ رفت و چون سقف این نوع تالارها به کمک گوشوار ساخته می‌شد، زمینه‌ مناسبی برای توسعه مقرنس فراهم شد. این مقرنسها در حقیقت از جمله وسایل موثر در ساختن گنبدها هستند، زیرا به وسیله آنها ارکان چهار گانه گنبد را بتدریج بالا می‌برند، به کاسه داخلی گنبد می‌رسانند، و در واقع برای تبدیل اشکال مربع به اشکال مدور که گنبد بناها بر آن قرار می‌گیرد به کار می‌روند. چنانکه اغلب در تاریخ معماری اتفاق افتاده، شکلی که در اصل برای مقاصد ساختمانی پیدا شده بود، نه تنها برای همین منظور تکمیل شد بلکه محتوای نظری اولیه خود را از دست داد و بیشتر برای تزیین به کار برده شد. سازندگان دوره سلجوقی گرایشی را که در دوره ایلخانان تکمیل شد، آغاز کردند و قرنیزها را با ردیفهای بیشتر و استقامت داخلی کمتر ساخته، نیم طاقها را برچیدند و جای آن را به سردرها و کتیبه‌ها دادند. گنبدها نیز با مهارت بیشتر بر سطوح وسیع قرار گرفتند. محل قرارگیری این عنصر تزیینی که در بالای دیوارها بویژه سقف و گوشه‌های آن به کار می‌رود و با مواد مختلف و نقوش متفاوت و به اشکال گوناگون صورت می‌گیرد، شباهت زیادی به لانه زنبور دارد. این مقرنسها که بیشتر از دیگر عناصر ساختمانی جنبه تزیینی دارد از قرار گرفتن بر روی یک عنصر معماری مانند سرستونها، قوسها، حاشیه‌ها، کتیبه‌ها، و غیره حاصل می‌شوند. گاهی مانند ایران و ترکستان از گل پخته یا گچ قالبی ساخته شده و گاهی مانند سوریه و ترکیه از سنگ تراشیده شده‌اند. کاربرد این عنصر تزیینی در معماری عهد سلجوقیان تنها در بنای اصلی مساجد، مقبره‌ها، یا مناره‌ها نیست بلکه در زوایای محرابها هم از آن استفاده شده است. این مقرنسها از جهت عمق، طول و عرض متغیر می‌باشند و با گچبری، آجرکاری، یا کاشیکاری تزیین شده، به اشکال مختلف در بنا به کار برده شده‌اند:
1- مقرنسهای جلو آمده که مواد آنها غالباً از مایه مصالح اصلی بنا بوده، اکثراً ساده و در انتهای سطوح خارجی صورت می‌گیرد و استحکام آن زیاد است.
2- مقرنسهای روی هم قرار گرفته که گاه از مایه مصالح اصلی بنا یا قطعات سنگ و آجر و گچ در سطوح داخل و خارج صورت می‌گیرد و دارای ثبات متوسطی است.
3- مقرنسهای معلق، معادل استالاکتیک فرنگی، که غالباً از چسبانیدن مواد مختلفی نظیر گچ، سفال، کاشی، و غیره به سطوح مقعر داخل بناها صورت می‌گیرد و آویزان به نظر می‌رسد و دارای ثبات کمی است.
4- مقرنسهای لانه زنبوری که چون خانه‌های زنبور به چشم می‌خورد.
انواع این مقرنسها در بناهای دوره سلجوقی مورد استفاده قرار گرفته است. از جمله مقرنس گنبد علی در ابرقو که زیبا و نسبتاً بدیع است. مقرنسهای این مقبره بین انتهای ساقه و پایه گنبد در دو ردیف قرار دارد و مانند کمربندی به دور بنا می‌پیچد. مقرنس‌کاری گنبد کبود مراغه، در دو دسته بسیار زیبا به چشم می‌خورد و شامل تعدادی طاقنما یا قوس شکسته است که هر کدام در بالای یک وجه منشور قرار دارد و شامل سه ردیف است. دسته دوم که درست در پایه گنبد قرار دارد عبارت است از تعدادی طاقنمای کوچک و عده‌ای سطوح مدور در بالای آنها. در منار ساربان در اصفهان، علاوه بر نقوش آجری و کتیبه‌های زیبای آن، دو رشته مقرنس آجری دقیق و جالب به کار رفته است. رشته اول آن که در بالای کتیبه بزرگ مناره قرار دارد، مرکب از یک ردیف جرز است که از پایین بریده، آویزان به نظر می‌رسد و در طرفین طاقنماهایی که بعضاً دارای قوس شکسته هستند، قراردارد. ردیف دوم، مثلثهای مقعر شکلی است که در بالای طاقنماهای مذکور قرار دارد. ردیف آخر را مثلثهای مقعر دیگری تشکیل می‌دهند. مقرنسهای این مناره آجری و توام با کاشی فیروزه‌ای رنگ است که در نتیجه زیبا و خوش حالت است. مقرنسهای هر دو تالار مسجد جامع اصفهان، در واقع همان منطقه تغییر حالت حد مربع به دایره در پایه گنبد است. این مقرنس‌کاریها که به صورت ابتدایی، اولین بار در ایوان مسجد دیده می‌شود بعداً به شکل کاملتر در نقاط دیگر مسجد نمایان می‌شود.
 
 
 


کلمات کلیدی مرتبط:
بخشی از مطلب , , ,بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان , ,پیشگفتار ,آثار معماری که تا کنون توسط باستانشناسان ایرانی و خارجی در نقاط مختلف شناسایی شده موید عظمت و شکوه معماری ایران در ادوار مختلف است. در فرهنگ معماری یک جامعه دو مسئله عمده همواره مورد نظر بوده: یکی بافت شهری و دیگری ساختمانهای ,
مقالات مرتبط در این دسته
پاورپوینت تاریخ معماری با عنوان - معماری هنر دیرین انسان
دانلود پاورپوینت ,معماری صدر مسیحیت
دانلود تحقیق مدرنیسم معماری و شهرسازی منشور آتن
دانلود پاورپوینت شش مورد از بناهای معروف یونان
دانلود پاورپوینت تاریخچه معماری ایران
دانلود تحقیق بررسی آثار تاریخی و هنری دوره‌ قاجار در شهرستان رفسنجان
دانلودبتن در معماری معاصر
دانلودپاورپوینت بررسی بنیادین معماری معاصر جهان
دانلود پاورپوینت مبانی نظری معماری دوره پارتی
دانلود پاورپوینت معماری هخامنشیان
مقاله بررسی تاریخ معماری متاثر از مذهب شیعه
دانلود تحقیق در مورد عجایب هفتگانه
پاورپوینت عجایب هفت گانه جهان
پاورپوینت خانه در معماری ایرانی (پس از اسلام)
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری روم
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری روم و اتروسک ها
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری بین النهرین
دانلود پژوه ارگ بم
پاورپوینت معماری بین النهرین
پاورپوینت معماری صدر مسیحیت

دانلود پاورپوینت تمدن اژه ای و یونان

دانلود پاورپوینت تمدن اژه ای و یونان


تاریخ ایجاد 28/01/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 192 اسلاید   قیمت: 6000 تومان   حجم فایل: 2742 kb  تعدادمشاهده  98


دانلود پاورپوینت تمدن اژه ای و یونان
بخشی از مطلب
 
تمدن جزیره کرت(دریای اژه) بانی تمدن یونان است. جزیره کرت محل برخورد فینیقی ها( تجارت و پول) و مصری ها با اقوام آتنی و اسپارت (یونان آینده) بود. تفکیک آب شهری از فاضلاب و سیستم های بهداشتی از مشخصات تمدن دریای اژه می باشد. تمدن کرت پیشینه افسانه ایی تمدن یونان را بوجود می آورد. 
وضعیت طبیعی و جغرافیایی یونان: سرزمینی که تمدن و فرهنگ یونان باستان در آن شکل گرفت,  از یونان و جزایر تشکیل شده بود، که عبارت بودند از: یونان شمالی، مرکزی و جنوبی (پلوپرنز) و همچنین جزایری که در سواحل شمالی (تراس) و شرقی  (آسیای صغیر) دریای اژه قرار دارند. به عبارت دیگر می توان چنین گفت که: شبه جزیره بالکان در جنوب اروپا قرار دارد که قسمت بزرگی از آن در دریای مدیترانه پیش رفته و در همین قسمت کشور یونان قرار گرفته است, بخش اعظم این شبه جزیره را کوههای سخره ای و پر شیب فرا گرفته که تنها در میان جلگه هایی که وسط این کوههاقرا دارند, اراضی حاصلخیزی جهت کشاورزی وجود دارد. 
 
 
 
موقعیت جغرافیایی و طبیعی, در شکل دادن به اوضاع سیاسی اقتصادی و فرهنگی یونان نقش بسیار مهمی داشته است. زیرا همین وضعیت طبیعی موجب شده که در بخشهای مختلف یونان, دولت شهر های کوچک مستقل تشکیل گردند که شرایط خاص طبیعی, یعنی از یک سو به دریا و از سوی دیگر کوهستانهای صعب العبور مانع از آن بودند, که تا این دولت شهر ها مورد تهاجم قرار گیرند.
پیشینه تاریخی یونان: بطوریکه قبلاً اشاره شد. سرزمین اصلی یونان پیش از حمله اقوام شمالی (دورین ها) دارای تمدنی پیشرفته بودنددر بخش شمالی شبه جزیره یونان اقوامی از شاخه های آریا- اروپایی زندگی می کردند که طی سده ها از استب های جنوب روسیه به این قسمت ها مهاجرت کرده  بودند. این قبایل که «دورین» نامیده می شدند, از نظر فرهنگی در سطحی پایین تر از میسنی ها یا ساکنان اصلی یونان بودند. در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد این قبیله ها از شمال به سوی جنوب سرازیر شدند و سرانجام «پلوپونزه»,دژهای مستحکم «مسین» را ویران نمودند. و بدین ترتیب تمدن مسین پایان یافت.
ساکنان یونان در همه جای شبه جزیره یا به اطاعت «دورین ها» در آمدند و یا به جزاژر اژه و سواحل غربی آسیای صغیر کوچ نمودند. پس از این اتفاق در یونان جند قرن رکود هنری حکمفرما بود و حتی خط اولیه یونانی ها نیز به فراموشی سپرده شد. سپس در اواخر «دوره هرمز», یونانی ها با نوع نگارشی جدید که از «فینقی ها» کسب کردند, آشنا شدند. یونانیها حروف صدادار را به این حروف افزوده و الفبای خود را که مرکب از 24 حرف بود پدید آوردند.
تداوم تمدن یونان در واقع با تولد «دولت شهرها» یا «پلیس» ها آغاز گردید. شرایط خاص جغرافیایی یونان, هر طایفه از اقوام «دوری» را به گونه مستقلی تقسیم نمود, در سواحل این کشورکه موانع طبیعی بزرگترین عامل استقلال دولت شهر ها بودند, رفته رفته تمدن باستانی یونان شکل گرفت. ارتباطات که صرفاً از طریق دریا امکان پذیر بود, این دولت شهرها را با فرهنگ و تمدن دیگر جزایر و کشورهای حاشیه مدیترانه آشنا نمود, و از این طریق زمینه های اقتصادی تجاری, ایجاد گردید. در برخورد با این تمدنها و رونق اقتصادی, زمینه های رشد هنر طبیعت گرایی یونان روح و قوت گرفت.
بطور کلی تمدن یونان در سه عنصر ثابت خلاصه می شود که عبارتند از: انسان, طبیعت, عقل. شناخت تمدن یونان, شناخت بخشی از تمدن جدید غرب است و شناخت این تمدن بدون آشنایی با تمدن شرق مدیترانه امکان پذیر نیست. زیرا بطوریکه اشاره گردید, این تمدن سهم بزرگی در ایجاد تمدن و هنر یونانی داشته است.
کشف تئوری انسانی, یا انسانی که تفکر در هر موضوعی او را به شناخت و معرفت می رساند, موجب گردید که یونانی از تفکرات جادویی و افسانه ای گذر نموده و به تفکر عقلانی گام نهد, و در این زمان بود که فلسفه و تاریخ نویسی و علم جانشین تفکرات قدیمی گردید. شناخت فرد به دنبال آن ارزش دادن به مقام او, آزادیهای فردی را پدید آورد. دمکراسی که پایه جمهوری یونان در پنج قرن شناخته شده بود, تنها فرم حکومتی بوده, که در طول تاریخ تا انقلاب کبیر فرانسه به عنوان دمکراسی مستقیم و تصمیم گیری با وجود تمام محدودیتهای آن شناخته شده است. در جهان بینی اومانیستی (انسان گرایی) یونان آنچه اهمیت داشته, انسان بوده و انسان محور مقیاس همه چیز بوده است. علاوه بر همه این ها, آنچه که در تفکرات یونانی, انسان را از سایر موجودات متمایز کرده عقل اوست. طبیعت و زیبایی نیز در تمدن یونانی جایگاه خاصی داشته است. عوامل طبیعی و وجود طبیعت خاص یونان در شکل گیری آثار معماری و سایر هنرها نقش اساسی و تعیین کننده ای را بازی کرده است.
 
 
      
 
هنر اژهای(معماری،سفالگری، نقش برجسته و صنایع دستی)
سرچشمه های فرهنگ میسنی، همانند پایان فرهنگ مینوسی، همچنان مورد بحث است. احتمال می رود که یونیان اولیه، تقریباً همزمان با ساخته شدن کاخهای کهن در کرت به سرزمین اصلی یونان کوچیده باشند که این با آغاز هزاره دوم پیش از میلاد مقارن است.
● هنر میسنی 
سرچشمه های فرهنگ میسنی، همانند پایان فرهنگ مینوسی، همچنان مورد بحث است. احتمال می رود که یونیان اولیه، تقریباً همزمان با ساخته شدن کاخهای کهن در کرت به سرزمین اصلی یونان کوچیده باشند – که این با آغاز هزاره دوم پیش از میلاد مقارن است. بدون تردید حتی در آن زمان، یونانیان از فرهنگ کرت متأثر بوده اند و 
عده ای معتقدند که سرزمین اصلی یونان تا مدتی مستعمره مینوسیها بوده است، هرچند ساکنان سرزمین اصلی یونان سجایای فرهنگی بسیاری خاص خود پدید آوردند و برپا نگه داشتند.
در هر صورت، قدرت مسینی مقارن روزگار فرخنده ساختمان کاخهای جدید در کرت، در سرزمین یونان به روی کار آمد و در ۱۵۰۰ پیش از میلاد، فرهنگ باشکوه جدیدی در یونان رونق داشت که ۷۰۰ سال بعد، هومر مجبور شد آن را با صفت «سرشار از زر» توصیف کند. این امکان وجود دارد که میسینها در این عصر جدید نه فقط با کرت بلکه با مصر نیز ارتباط داشته و در نخستین روزهای پادشاهی جدید با آن علیه حتیها متحد شده باشند و علاقه میسینیها به طلا، با گنجینه هایی که داشتند، احتمالاً حاصل خدمت مزدورانه شان در مصر بوده است؛ زیرا این کشور در روزگار باستان به ولخرجی و حاتم بخشی فلز مزبور شهرت داشت. 
بدین ترتیب، بیداری دنیای میسنی، احتمالاً نتیجه پیدایش ارتباطی سه جانبه میان سرزمین یونان با کرت و مصر بوده است. نابود شدن کاخهای کرت، فرهنگ میسنی (سرزمین اصلی یونان) را در قله برتری قرار داد؛ ولی امواج تازه ای از مهاجران یونانی متقدم یعنی دوریها، سرانجام، تمدن میسنی را در کام خود بلعیدند. رخنه پیوسته این مهاجران به یونان، پیدایش معماری دژ سازانه (بر خلاف جزیره کرت) را به یک ضرورت مبدل گردانید و تقریباً در ۱۲۰۰ پیش از میلاد ارگهای مستحکم سرزمین اصلی یونان به دست مهاجمان نابود شدند. قهرمانان و نبردهای این آخرین سده های تمدن اژه ای، الهام بخش سنتی شدند که صدها سال بعد، هومر در نخستین منظومه های حماسی بزرگ اروپا یعنی ایلیاد و اودیسه آنها را جاودانه ساخت. 
با آنکه به نظر می رسد میسن مرکز فرهنگی سرزمین یونان بوده باشد، بقایای کاخهای بزرگ دیگری در وافیو، پولوس، اورخومنوس، آرن و(اخیراً) در ایولکوس کشف شده است. سالم مانده ترین و گیراترین بقایای فرهنگ میسنی، آثاری هستند که از کاخهای مستحکم تیرونز و میسن به دست آمدند. این دو کاخ در آغاز دوره میسنی پسین در حدود ۱۴۰۰ پیش از میلاد ساخته شدند و در فاصله ۱۲۵۰ و ۱۲۰۰ پیش از میلاد (همراه با کاخهای دیگر) نابود شدند.
در هر صورت، قدرت مسینی مقارن روزگار فرخنده ساختمان کاخهای جدید در کرت، در سرزمین یونان به روی کار آمد و در ۱۵۰۰ پیش از میلاد، فرهنگ باشکوه جدیدی در یونان رونق داشت که ۷۰۰ سال بعد، هومر مجبور شد آن را با صفت «سرشار از زر» توصیف کند. این امکان وجود دارد که میسینها در این عصر جدید نه فقط با کرت بلکه با مصر نیز ارتباط داشته و در نخستین روزهای پادشاهی جدید با آن علیه حتیها متحد شده باشند و علاقه میسینیها به طلا، با گنجینه هایی که داشتند، احتمالاً حاصل خدمت مزدورانه شان در مصر بوده است؛ زیرا این کشور در روزگار باستان به ولخرجی و حاتم بخشی فلز مزبور شهرت داشت. 
بدین ترتیب، بیداری دنیای میسنی، احتمالاً نتیجه پیدایش ارتباطی سه جانبه میان سرزمین یونان با کرت و مصر بوده است. نابود شدن کاخهای کرت، فرهنگ میسنی (سرزمین اصلی یونان) را در قله برتری قرار داد؛ ولی امواج تازه ای از مهاجران یونانی متقدم یعنی دوریها، سرانجام، تمدن میسنی را در کام خود بلعیدند. رخنه پیوسته این مهاجران به یونان، پیدایش معماری دژ سازانه (بر خلاف جزیره کرت) را به یک ضرورت مبدل گردانید و تقریباً در ۱۲۰۰ پیش از میلاد ارگهای مستحکم سرزمین اصلی یونان به دست مهاجمان نابود شدند. قهرمانان و نبردهای این آخرین سده های تمدن اژه ای، الهام بخش سنتی شدند که صدها سال بعد، هومر در نخستین منظومه های حماسی بزرگ اروپا یعنی ایلیاد و اودیسه آنها را جاودانه ساخت. 
با آنکه به نظر می رسد میسن مرکز فرهنگی سرزمین یونان بوده باشد، بقایای کاخهای بزرگ دیگری در وافیو، پولوس، اورخومنوس، آرن و (اخیراً) در ایولکوس کشف شده است. سالم مانده ترین و گیراترین بقایای فرهنگ میسنی، آثاری هستند که از کاخهای مستحکم تیرونز و میسن به دست آمدند. این دو کاخ در آغاز دوره میسنی پسین در حدود ۱۴۰۰ پیش از میلاد ساخته شدند و در فاصله ۱۲۵۰ و ۱۲۰۰ پیش از میلاد (همراه با کاخهای دیگر) نابود شدند. 
● معماری
ارگ تیرونز در فاصله پانزده کیلومتری میسن که هر دو احتمالاً بارها تحت حاکمیت فرمانروای واحدی بوده اند، در نزد هومر به تیرونز صد دیوار و در نزد مردمان روزگار باستان به زادگاه هرکول قهرمان پرقدرت افسانه ای شهرت داشت. پاو سانیاس سیاح و سفرنامه نویس جهان باستان، دیوارهای تیرونز را به اندازه اهرام مصر جالب و تماشایی می دانست. این دیوارهای تنومند در نقطه مقابل کاخهای « بی حصار » کرتی قرار دارند و آشکارا نشان می دهند که جنبه ای دفاعی داشته اند. ساختمانهای درون محدوده دیوارهایی به ضخامت ۶ متر در یک امتداد واقع شده اند و به نظر می رسد که از روی نقشه ای از پیش تعیین شده ساخته شده اند. بر خلاف بی نقشگی و گاه آشفتگی موجود در کاخهای کرتی، نقشه میسنی نمونه ای از ترتیب صریح و ساده قرار گرفتن واحدها در کنار هم به شمار می رود. تالار بارگاه، با نقشه ای سه اتاقه در قلب ساختمان و مرکز زندگی ارگ، تجسمی از نخستین نمونه معابد کلاسیک یونان است. این شیوه بنیادی ساختمان سازی، در کاخهای کرت ظاهر نمی شود ولی با شگفتی تمام در اوایل سال ۲۰۰۰ پیش از میلاد به ظهور می رسد. این تالار که تالاری رسمی بود به شکل مستطیل با یک آتشدان در وسط و چهار ستون برای نگهداری سقف ساخته شده بود. 
نقاشی های دیواری، حکاکیها و دست کم پیکره های عظیم ساختمانی در میسن – دروازه شیران از عبوسی این کاخهای دژ مانند می کاست. این دروازه بیرونی دژ که از سمت چپ به وسیله یک دیوار و از سمت راست به وسیله یک باروی دو پهلوی برجسته حفاظت می شد، از دو تک سنگ عظیم عمودی با یک حمال افقی بر روز آنها ساخته شده است، و ردیفهای فوقانی سنگ به صورت یک تاق برجسته در می آیند و روزنه ای مثلثی شک پدید می آورند که باعث کاسته شدن سنگینی و فشار قطعات بالایی بر حمال افقی می شود. 
فضای تاق نما با قطعه سنگی پر شده که رویش نقش برجسته دو شیر در دو سوی یک ستون احتمالاً مقدس مینوسی حکاکی شده که رو در روی هم ایستاده اند و پایشان را بر قاعده آن نهاده اند. (این ستون دروازه شیران، نمونه سنگی ستونهای چوبی منهدم شده مینوسی است.) سوراخهای روی چهره جانوران نشان می دهد که سر این شیرها، که دیگر وجود ندارد، از تکه سنگ یا فلز جداگانه ای ساخته شده بود. شیران با اندامی ستبر و پرقدرت حکاکی شده اند و کل طرح مزبور به طرز ستایش انگیزی فضای سه بعدی بالای تیر حمال را پر می کند و از لحاظ ابهت، قدرت و مقیاس نوعی هماهنگی با سنگها کوه پیکر دیوارها و دروازه پدید می آورند. گروههای مشابهی از شیران را با نقش ریز بر روی مهرهای کرتی می بینیم و آدمی به محض دیدن این مهرها احساس می کند که این شیرها فاصله چندانی با ترکیب بندی اشارتی هنر بین النهرین ندارند. 
در درون دروازه و سمت راست آن، دایره مقبره ها واقع شده که محوطه ای است مسدود و شامل تعدادی مقبره ساده چاهکی و گودیهای سنگ چین شده به عنوان مقابر پادشاهان و خانواده های ایشان، که رویشان پوشیده و با یک لوح سنگی علامت گذاری شده است. 
اخیراً دایره مقابر مشابهی در بیرون محدوده دیوارهای میسن کشف شد. هر دو دایره مزبور به حدود ۱۶۰۰ – ۱۵۰۰ پیش از میلاد مربوط می شوند. اما در این زمان، مقابر چاهکی تدریجاً جایشان را به مقابر به اصطلاح لانه زنبوری می دادند، که بهترین نمونه باقیمانده آن بنای پرشکوه گنج خانه اَترئوس است که این نام اشتباهاً توسط شلیمان بر آن نهاده شد؛ زیرا او گمان می کرد بنای پرشکوه مزبور در میان گروهی از بناهای مشابه، مخزن گنجهای آترئوس پدر آگاممنون و منلائوس است. بنای مزبور در دل یک تپه ساخته شده و راه ورودیش از یک گذرگاه طولانی یا دوموس می گذرد، شکل لانه زنبوری اتاقک مدور یا گنبد تدفینی با روی هم چیدن رجهای پیش آمده سنگ بر قاعده ای مدور به دست آمد، به طرز باشکوهی در انحنای دیوار جا گرفت و باعث پدید آمدن گنبدی مرتفع شد که ارتفاعش در نمونه کنونی به دروازه متر می رسد. این، بزرگترین ساختمان تاق بندی شده بدون استفاده از تیرهای داخلی در کل جهان باستان تا پیش از ساخته شدن معبد پانتئون رم در ۱۵۰۰ سال بعد بود. 
● سفالگری، نقش برجسته و صنایع دستی
بیشتر مقابر لانه زنبوری، مدتها پیش از کشف دوباره شان در روزگار ما، یکسره غارت شده بودند. از طرف دیگر، در مقابر چاهکی میسن آثار گرانبهای بسیاری به دست آمد. چندین خنجر مفرغی با مرصّع کاری طلا و نقره که در این مقابر به دست آمده، حکایت از نفوذ سبک پیکره سازی مینوسی دارد روی بلندترین تیغه از سه تیغه نشان داده شده، سه شکارچی نیز در حال حمله با نیزه، کمان و سپر به شیری که شکارچی چهارم را نقش زمین کرده و دو شیر دیگر پا به فرار گذاشته اند دیده می شود. موضوع از کارهای مشابه هنرمندان بین النهرین الهام گرفته ولی لباسها کرتی اند و حرکات قوی و روح دار شکارچیان، قدرت توأم با نرمش و جهش شیرها حکایت از سلیقه ای مینوسی دارند. 
در مقبره های چاهکی، چندین نقاب چکش کاری شده (یا کوبیده) که به چهره های امیران مومیایی شده میسنی چسبیده بودند کشف شده است. این نقابها که ویژگیهای چهره شخص متوفی را به طرز رئالیستی نیرومندی ثبت کرده اند، دلیلی بر جریان طلا از مصر به این سرزمین نیز هستند. این واقعیت و تکمیل مراسم تدفین، تأیید محکمی بر این فرض است که انگیزه یا نیروی محرک آغاز این مرحله عالی تمدن میسنی، تا حدودی از مصر و تاحدودی نیز از کرت سرچشمه گرفته است. 
فرهنگ طلایی میسن، شاهکارهای پرارزشی چون جامهای مشهور وافیو از خود به یادگار نهاد.این جامهای زیبا که در یک مقبره لانه زنبوی کشف شدند هنوز مایه مباحثه ای گرم میان کارشناسانی هستند که معتقدند جامهای مزبور از کرت ریشه گرفته اند و کارشناسانی که مصرانه می گویند این جامها علیرغم تشابه قطعی شان به سبک پیکره سازی مینوسی، همچنان میسنی اند. 
جامها یک جفتند، هر کدام از دو ورق طلا ساخته شده اند: یک ورق مخصوص چکش کاری برای برجسته نمایی بیرونی و دیگری برای ایجاد سطح هموار داخلی، ورقهای طلا به یکدیگر متصل و دسته ها به بدنه جامها پرچ شده بودند و سپس برخی از جزییات بر آن حکاکی شده بود. موضوع برجسته کاری جامها به نظر می رسد که مینوسی باشد (مردها به شیوه مینوسی لباس پوشیده اند) و به مراسم گاوبازی مربوط می شود؛ گاوها به تله افتاده و گرفتار شده اند و در یک مورد از یک او ماده برای به دام انداختن آنها استفاده شده است
در روی یک جام، گاوی برای به دام انداختن آنها استفاده شده است. در روی یک جام، گاوی را می بینیم که در یک تور گرفتار شده است. گاو دوم که دیوانه وار یورش آورده، مردی را که دستیارش به کناری افتاده با شاخهایش سوراخ سوراخ کرده است. گاو سوم دیوانه وار از معرکه می گریزد. در جام دوم، صحنه ای آرامتر دیده می شود. 
در سمت راست، گاو نر به سوی گاو ماده پیش می آید، در وسط به گاو ماده می رسد و کنارش می ایستد؛ در سمت چپ، گاو نر که دستگیر شده و پابند به پایش خورده، ماغ می کشد. این سه صحنه با چند درخت و یک مرد به صورتی یکپارچه در می آیند و ترکیب طرح کلی آن به طرز ستایش انگیزی در فضای جام می گنجد. در هر دو جام، فضاهایی که با پیکره های جانور و انسان پر نشده، با موضوعات منظره گونه ای از درخت، کوه و ابر مشابه آنچه در نقاشیها دیده می شود پر شده اند. کم عمقی نقش برجسته و نمایش سنتی درختها منظره سرشاری از نور و سایه همراه با زمینه های گوناگون پدید می آورد. 
دوریها با خودشان سلاحهای آهنی آورده بودند که بر سلاحهای مفرغی و نرمتر میسنیها برتری داشتند و پیروزی ایشان تجسمی از این اعتقاد عامیانه است که می گوید تکنولوژی برتر می تواند بر تمدنی که از جهات دیگر بسیار پیشرفته تر است چیره شود. «عصر ظلمت» چند صد ساله ای را که در پی انهدام فرهنگ اژه ای آغاز شد، گرچه مدارک چندانی از آن بر جای نمانده است، نمی توان صرفاً یک دوره خلاء تاریخی پنداشت. نیروهای تازه ای برهم انباشته می شدند که توانستند یکی از بزرگترین تمدنهای شناخته شده بشری را پی افکنند، تمدنی نو، بی مهابا، متکی به خود و«مدرن».
 
● هنر اژهای 
هومر در وصف قدرت و شوکت اردوی آخایائیها که برای جنگ با تروا صف آرایی کرده بودند، چنین نوشته است: 
بدین ترتیب طایفه از پی طایفه از کشتیها و پناهگاههای موقت چوبی خویش به دشت رودخانه سکاماندروس سرازیر شدند و ... در مرغزارهای پرگل دو سوی رودخانه جای گرفتند، همچون برگها و غنچه های آن فصل برون از شمارش بودند... لوکریسیها .. آتنی ها ... شهروندان آرگوس و تیروئز با دیوارهای بزرگ ... سپاهیانی از دژ بزرگ میسن، از کورنت پرنعمت ... از لاکدایمون ... از پولوس ... از کنوسوس در کرت، فایستوس ... و سپاهیان دیگری که در کرت صد شهر خانه داشتند... 
این فهرست آنقدر ادامه می یابد که شرحی از تمام مردمان و جغرافیای منطقه دریای اژه با همه جزئیات به پایان برسد. تقریباً تا سال ۱۸۷۰ تاریخدانان یونان باستان با آنکه هنر عالی هومر را می ستودند، او را در مقام یک تاریخدان به حساب نمی آوردند و فراوانی نامهای اشخاص و مکانها را در آثار وی به گستردگی دامنه قدرت تخیلش نسبت می دادند.
دوران پیش از تاریخ یونان باستان، آنچنان که تاریخدانان معتقد بودند در پرده ای از ابهام مانده و در دنیای ناگشودنی اسطوره ها گم شده بود. هایتریش شلیمان باستان شناس تفننکار آلمانی که در فاصله سال ۱۸۷۰ تا زمان مرگش در بیست سال بعد برخی از شهرهای قهرمانان تروا و آخایا را که هومر در آثارش ستوده است – تروا، میسن، اورخومنوس، و تیرونز – از زیر خاک بیرون آورد، ثابت کرد که مورخان مزبور جانب عدالت را در بررسی حقیقت گزارش هومر و منابع ادبی یونان باستان به طور کلی نگرفته اند. 
در سال ۱۸۷۰ شلیمان که بر اساس اطلاعات و استنباطات شخصی اش پس از مطالعه ایلیاد نتیجه گرفته بود، حصارلیق در گوشه شمال غربی آسیای صغیر محل شهر باستانی تروا است، در تل وسیعی به حفاری پرداخت و در آنجا به بقایای چندین شهر مستحکم برخورد که یکی بر روی دیگری ساخته شده بودند و مدارک به دست آمده حکایت از ویرانی آنها در اثر آتش سوزی می کرد. شلیمان به حفاریهایش در میسن که در سرزمین اصلی یونان واقع شده بود ادامه داد؛ زیرا معتقد بود که آگاممنون و اخیلس برای گرفتن انتقام اسارت هلن از آنجا راهی دریاها شده اند و در اینجا بود که آثار ارزشمندتری را از دل خاک به درآورد. 
کاخهای دژ مانند عظیم، مقابر پرشکوه، مقادیر کلانی زیور آلات طلا، جامهای زرین و سلاحهای مرصع کاری شده ای که در این حفاریها پیدا شدند از وجود یک تمدن عالی ماقبل باستانی پرده برداشتند. ولی کشفیات بعدی ثابت کرد که میسن مرکز این تمدن نبوده است. در یک افسانه مهم یونانی از مینوس پادشاه جزیره کرت نام برده شده است که چندین دختر و پسر جوان را به زور به عنوان خارج از آتن گرفته بود تا طعمه مینوتور – موجودی نیمه گاو و نیمه انسان – کند که در هزار خمی پهناور سکونت داشت. آیا این افسانه نیز می توانست بر واقعیات تاریخی مبتنی بوده باشد؟ درسی که باستان شناسان از موفقیت شلیمان در اثر مطالعه موشکافانه افسانه های باستانی گرفتند بسیار آموزنده بود. یک باستان شناس انگلیسی به نام آرتور اوانس از مدتها پیش جزیره کرت را عرصه ای ثمربخش برای پژوهش معرفی کرده بود و خود شلیمان نیز اندکی پیش از مرگش اظهار علاقه کرده بود که در محل شهر کنوسوس به حفاری بپردازد. 
● هنر مینوسی وهنر سیکلادی
تمدنهای سواحل و جزایر دریای اژه تقریباً همزمان با تمدنهای حوضه رودهای بزرگ بین النهرین و مصر به ظهور رسیدند. با آنکه تمدنهای مزبور در زمانهای مختلف از نزدیک با یکدیگر ارتباط پیدا کرده و فعالانه بر یکدیگر تأثیر گذارده بودند، هریک از اصالتی درخشان و خاص خود برخوردار بودند، لیکن تمدن اژه ای به عنوان پیشتاز نخستین تمدن حقیقتاً اروپایی – تمدن یونان – اهمیت ویژه ای دارد. جغرافیای منطقه محصور در دریای اژه، شدیداً با جغرافیای منطقه خاور نزدیک متفاوت است، همچنانکه آب و هوای این دو منطقه با هم تفاوت دارند. 
این منطقه در روزگار باستان عرصه رشد یک فرهنگ فعال دریانوردی و بازرگانی بود، از قدرت متمرکز در آن اثری دیده نمی شد و مردمش شیوه زندگی آمیخته با شادی و لذت جویی، تندرستی و سرزندگی را دوست می داشتند. این سخن، مخصوصاً در مورد جزیره کرت یعنی مرکز باستانی تمدن اژه ای که نیروهای خلاقش از آنجا ساطع می شدند، صدق می کند. کرت به عنوان تقاطع بازرگانی دنیای کهن، از لحاظ سوق الجیشی در شرق دریای مدیترانه واقع شده بود و محصولات کشاورزی و صنایع دستی آن به قدری متنوع بودند که به بسیاری از نقاط پیرامون کرت صادر می شدند. 
دریا برای کرت همچون دژی دفاعی در برابر یورشهای پیاپی و ویرانگرانه ای بود که تاریخ تمدنهای محصور در خشکی مانند تمدن بین النهرین را که به خود اختصاص داده اند و نیروهای دریایی پادشاهان دریانشین از یک امپراتوری مرفه و پیشرفته دریایی دفاع می کردند که عامل انتقال اندیشه ها و تأثیرات و کالاها بود. دستیابی کنترل شده نیروها و عوامل بیگانه مخصوصاً تأثیرات تمدن مصر و بین النهرین به کرت، احتمالاً علت اصلی شکل گیری تمدنی بزرگ در این جزیره بوده است. 
فرهنگ کرت بر فرهنگ سراسر جزایر دریای اژه تأثیر گذاشت و دگرگونیهای مختصری که این فرهنگ در سرزمین اصلی یونان و جزایر سیکلاد در شمال کرت پیدا کرد، تشخیص داده شده است. به همین علت هنر جزیره کرت را به نام مینوس پادشاه، هنر مینوسی، هنر سرزمین اصلی یونان را هنر هلاسی و هنر جزایر بین کرت و یونان را هنر سیکلادی نامیده اند. فرهنگ مربوط به میسن در سرزمین اصلی یونان – یعنی فرهنگ میسنی – جزو فرهنگ هلاسی پسین (حدود ۱۵۵۰ – ۱۱۰۰ ق.م) به شمار می آید. 
مسایلی که باستان شناسان و پژوهندگان تمدنهای خاور نزدیک فرا روی خویش یافتند به مراتب از مسایل باستان شناسان و کاوشگران منطقه اژه کمتر بود. در اینجا مدارکی چون تاریخچه ها و کتیبه های مصر و بین النهرین در دسترس نبود که بشود یافته های باستان شناسان را به آنها مربوط کرد و هیچ تاریخ« قطعی » و قابل بیان به صورت عددی نیز وجود نداشت. اوانس مجبور بود بر اساس دوره های مختلف سبک سفال سازی و تزیینی در نقاط گوناگون حفاری شده کرت، جزایر سیکلاد، و میسن، به یک تاریخگذاری « نسبی» متوسل شود. 
تقسیم هنر مینوسی به سه بخش پیشین، میانی و پسین توسط اوانس و در پی آن تقسیم هر دوره بزرگ به سه دوره کوچکتر یا «زیردوره» نمونه کلاسیک تاریخگذاری نسبی توسط باستان شناس – تاریخدان در مواقعی است که هیچ گونه تاریخ قطعی در دست نداشته باشد. وقتی نقاط تماس هنر مینوسی با ترتیب زمانی هنر مصر اثبات شد، ترتیب زمانی هنر مینوسی نیز ثبات بیشتری پیدا کرد. اشیای صادراتی دارای سبکی معین از یک کشور، در چارچوبهای قابل تاریخ گذاری در کشوری دیگر از زیر خاک درآورده شدند: مثلاً بدین طریق معلوم شد که دوره مینوسی میانه تقریباً با پادشاهی میانه در مصر همزمان بوده است. 
دو تا از نخستین کتیبه های به دست آمده در کرت، چنان تهیه شده اند که گویا هنرمندان سازنده این کتیبه ها تا حدودی با خط هیروگلیف مصری آشنایی داشته اند. از کتیبه های بعدی که با خط B و خط A نوشته شده اند فقط رمز خواندن خط B مکشوف شده است (در اواخر سال ۱۹۵۳)؛ این خط شکل ماقبل هومری خط یونانی است. ولی الواحی که به خط مزبور نوشته شده اند تقریباً بلا استثنا سیاهه ها و صورت حسابهای اشیاء هستند و کمکی به شناختن حدود فرهنگ مینوسی نمی کنند. بقایای سفالی ، تا این زمان، بزرگترین مدارک تاریخ مینوسی بوده اند زیرا در اینجا دامنه هنرهای تجسمی بسیار محدود و گاه چنان پراکنده و ناچیز بود که امکان ردیابی یک زنجیره سبک شناختی را فراهم نمی آورد
کاخ کنوسوس ( 1500 – 1600 پیش از میلاد ) 
بزرگ ترین کاخ در دوره ی مینوسی پسین که دارای ساختمانی بی نقشه بود . زمین حیاط بزرگ مستطیل شکلی که تمام واحدهای کاخ گرداگرد آن ساخته شده اند ، در زمان کاخ کهن تسطیح شده بود و شیوه ی حلقه زدن ساختمان ها به دور آن حکایت از این دارد که نقشه اش پیشاپیش تهیه نشده بود بلکه چندین هسته ی مرکزی ساختمانی ، همراه با هم رشد می کرده اند و حیاط مزبور نیز نقش عامل سازمان دهنده ی اصلی را ایفا می کرده است . دومین عامل سازمان دهنده ، دو دالان دراز بوده اند . یک دالان شمالی-جنوبی در ضلع غربی حیاط ، اتاق های اداری و تشریفات را از انبارها که محل ذخیره سازی شراب ، غلات ، روغن و عسل در خمره های بزرگ بودند ، جدا می کرده است . در ضلع شرقی حیاط ، یک دالان شرقی-غربی ، تالارهای مخصوص شاه و ملکه و تالارهای پذیرایی ( جنوب ) را از اتاق های کارگران و پیش خدمت ها ( شمال ) جدا می کند . در کوشه ی شمال غربی کل مجتمع ساختمان ، " میدان " یا " محوطه ی تئاتر " با پله ها ( صندلی پله ای ؟ ) در دو طرف – نخستین نسل تئاتر یونان در دوره های بعد – دیده می شود . در زیر کاخ ، شبکه ی کارآمدی برای فاضل آب از لوله های سفالی ساخته شده است و به همین علت ، احتمال زیاد می رود که کنوسوس یکی از بهداشتی ترین شهرهای جهان تا پیش از سده ی بیستم بوده باشد . این کاخ سه اشکوب با پله کان های ذاخلی داشت که به گرد روشنایی و هواکش های آن ساخته شده بودند . از ویژگی های مشخص کننده ی ستونهای مینوسی ، که در آغاز از چوب ساخته شده بودند ولی بعدها با سنگ بازسازی شدند ( به اعتقاد امروزیان با تناسب های نادرست و بزرگ تر ) ، سرستون های پیازی شکل و بالشتکی و شیوه ی مخروطی شدن تنه ی ستون در سمت قاعده و پهن تر شدنش در رأس بود .
 
 
 
 
 
 
نگاهی به تالار بارگاه ملکه با تالار ستون ها و روشنایی آن شیوه ی نمونه وار تزیین دیوارهای اتاق های مهم کاخ کنوسوس را نشان می دهد . در این نقاشی های دیواری ، بسیاری از جنبه های زنگی کرتی ها ( مسابقات گاوبازی ، رژه و مراسم مذهبی ) و طبیعت ( پرندگان ، چارپایان ، گل ها و زندگی دریایی با دلفین هایی که در میان دیگر جانداران دریایی به جست و خیز پرداخته اند ) تجسم یافته اند .
 
 
 
 
سرزندگی و خودجوشی ، سجیه ی متمایز کننده ی نقاشی دیواری از گاوبازی است . با آن که فقط تکه هایی از این نقاشی دیواری کشف شده اند ، همین تکه ها از لحاظ تجسم حرکات قوی دخترها و مرد جوان که در هوا نشان داده شده و شاید هم شاخ های گاو را گرفته و بر پشتش معلق زده بوده باشد ، فوق العاده اند . تفاوتی که در نقاشی های مینوسی می بینیم در رابطه ی گاو – شاید هم در این جا حتی در مقام یک خدا نمایانده شده – با آدمیان است .
 
 
ارگ تیرونز ( 1400 – 1200 پیش از میلاد )
این ارگ در فاصله ی پانزده کیلومتری میسن قرار دارد . دیوارهای تنومند تیرونز در نقطه ی مقابل کاخ های بی حصار کرتی قرار دارند و آشکارا نشان می دهند که جنبه ای دفاعی داشته اند . ساختمان های درون محدوده ی دیوارهایی به ضخامت 6 متر در یک امتداد واقع شده اند و به نظر می رسد که از روی نقشه ای از پیش تعیین شده ساخته شده اند .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گاه از میان دیوارهای مزبور ، دالان های سنگ چین عبور داده می شد که احتمالا ً به عنوان بخشی از شبکه ی دفاعی یا بخشی از یک راه نمایشی و تشریفاتی که از طریق یک هشتی و یک دهلیز به تالار بارگاه یا اتاق اصلی کاخ منتهی می شد ، مورد استفاده بوده است . 
 
 
بر خلاف بی نقشگی و گاه آشفتگی موجود در کاخ های کرتی ، نقشه ی میسنی نمونه ای از ترتیب صریح و ساده ی قرار گرفتن واحدها در کنار هم به شمار می رود . تالار بارگاه ، با نقشه ای سه اتاقه در قلب ساختمان و مرکز زندگی ارگ ، تجسمی از نخستین نمونه ی معابد کلاسیک یونان است .این شیوه ی بنیادی ساختمان سازی ، در کاخ های کرت ظاهر نمی شود ولی با شگفتی تمام در اوایل سال 2000 پیش از میلاد به ظهور می رسد .این تالار که تالاری رسمی بود به شکل مستطیل با یک آتشدان در وسط و چهار ستون برای نگه داری سقف ساخته شده بود . 
نقاشی های دیواری ، حکاکی ها و دست کم پیکره های عظیم ساختمانی در میسن – دروازه ی شیران – از عبوسی این کاخ های دژمانند می کاست . این دروازه ی بیرونی دژ که از سمت چپ به وسیله ی یک دیوار و از سمت راست به وسیله ی یک باروی دوپهلوی برجسته حفاظت می شد ، از دو تک سنگ عظیم عمودی با یک حمال افقی بر روی آن ها ساخته شده است و ردیف های فوقانی سنگ به صورت یک تاق برجسته درمی آیند و روزنه ای مثلثی شکل پدید می آورند که باعث کاسته شدن سنگینی و فشار قطعات بالایی بر حمال افقی می شود . فضای تاق نما با قطعه سنگی پر شده که رویش نقش برجسته ی دو شیر در دو سوی یک ستون احتمالا ً مقدس مینوسی حکاکی شده که رو در روی هم ایستاده اند و پایشان را بر قاعده ی آن نهاده اند . ( این ستون دروازه ی شیران ، نمونه ی سنگی ستون های چوبی منهدم شده ی مینوسی است . ) سوراخ های روی چهره ی جانوران نشان می دهد که سر این شیرها ، که دیگر وجود ندارد ، از تکه سنگ یا فلز جداگانه ای ساخته شده بود . 
 
 
 
 
 
گنج خانه ی آترئوس 
این نام اشتباهاً توسط شلیمان بر آن نهاده شد . زیرا او گمان می کرد بنای پرشکوه مزبور در میان گروهی از بناهای مشابه ، مخزن گنج های آترئوس پدر آگاممنون و منلائوس است . بنای مزبور از نوع مقابر به اصطلاح لانه زنبوری است و در دل یک تپه ساخته شده و راه ورودیش از یک گذرگاه طولانی یا دوموس می گذرد ; شکل لانه زنبوری اتاقک مدور یا گنبد تدفینی با روی هم چیدن رج های پیش آمده ی سنگ بر قاعده ای مدور به دست آمد ، به طرز باشکوهی در انحنای دیوار جا گرفت و باعث پدید آمدن گنبدی مرتفع شد که ارتفاعش در نمونه ی کنونی به دوازده متر می رسد . این ، بزرگ ترین ساختمان تاق بندی شده بدون استفاده از تیرهای داخلی در کل جهان باستان تا پیش از ساخته شدن معبد پانتئون رم در 1500 سال بعد بود . 
 
 
 
                                                                         
 
منبع متن : هنر در گذر زمان ، هلن گاردنر
 
 
تمدن یونان
آرکاییک:  قرن 5 تا 7 ق.م
کلاسیک: 5 تا 4 ق.م
هلنی: 4 تا 1 ق.م
 از دوران کلاسیک معماری یونانی به معماری سنگی تبدیل شد
در دوران آرکاییک و پیش از آن معماری یونانی خشت و سنگ و چوب است.
دوران آرکاییک دوران جنگ بین آتنی ها(شهرنشین) و اسپارت ها(جنگ آور,دریانورد و دامدار) است.
جنگ ماراتن (450 ق.م) جنگی که برای اولین بار یونانی ها توانستند بر ایران غلبه کنند.دوران طلایی (کلاسیک) پس از پیروزی آنها در جنگ ماراتن بوجود آمد. رهبر یونان با اتحاد دولت شهرهای یونانی قدرت جدیدی را بوجود آورد و بناهای شگفت انکیزی ساخت.
ایکتینیوس معمار سازنده معبد پارتنون (450 ق.م در تپه آتیک). در زمان رومی ها به معبد رومی و در زمان بیزانس به یک کلیسای مسیحی تبدیل شد و بعد به انبار مهمات که منفجر شد.
دوران کلاسیک دوران شکوفایی هنر معماری ست بگونه ایی که در تمام طول تاریخ بشریت تلاش می کند دوباره عظمت و اقتدار آن دوران را بدست آورد. در تاریخ هنر سه دوره اصلی وجود دارد: 1-هنرهای بدوی 2-هنرهای کلاسیک 3-دوران بهره گیری از کلاسیک(تقلید و نوآوری)
دوران کلاسیک بسیار کوتاه است, حدود 150 سال, پدیدآورنده هدوییسم(لذت گرایی) و بیان مستقیم(ناتورالیسم+فیگوراتیو)
حمله اسکندر به آتن و تصرفش پایان دوران کلاسیک است.
معماری یونان
 دوره ی آرکائیک
 دوره های بررسی تاریخ هنر و معماری یونان: هنر و معماری یونان دارای فراز و نشیبهای فراوانی در طول تاریخ بوده است. و بر همین اساس می توان هنر یونان را در چهار دوره معماری را در سه دوره از آن مورد بررسی قرار داد.
 الف) هنر دوره هندسی: به آثار هنری پیش از دوره آرکائیک اطلاق می گردد. که در آن بر روی سطوح ظروف سفالی از طرحهای منظم هندسی استفاده شده است. ب) هنر و معماری دوره آرکائیک (کهن) 630 تا480 ق . م ج) هنر و معماری دوره کلاسیک 480 تا 330 ق . م د)هنر و معماری دوره هلنی330 تا27 ق . م اینک به بررسی معماری یونان در هر یک از دوره های فوق الذکر بویژه سه دوره کهن, کلاسیک و هلنی می پردازیم. 1- معماری دوره کهن )آرکائیک): در این زمان, دوره هندسی جای خود را به مرحله یا «شیوه خاور مآبی»دوره کهن داد. این مرحله, مرحله گذرایی بود و پس از آن عناصر تازه ای از هنر, با هنر اصیل یونانی پیوند خورد و شیوه ای جدید پدید آورد که سبب بنیان و پیشرفت هنر یونان گردید. این دوره را به نام «دوره کهن» نام گذاری کرده اند که از اواخر قرن هفتم پیش از میلاد آغاز شده و تا شروع جنگهای ایران و یونان در زمان خشایار شاه هخامنشی (480 ق م) ادامه داشته است. پیامد روابط جدید با شرق, ظهور پیاپی جانوران و هیولاهای مرکب متعلق به خاور زمین در سطح ظروف یونانی بود, با این مضامین در هنر بین النهرین و مصر آشنا شدیم. شیر, ابولهول, شیربالدار, آدم تنه اسبی(مینوتور). پیکر تراشی: گرایشهای تکامل پیکر تراشی در یونان درست همانند گرایشهایی است که در نقاشی سفالینه هاست. یعنی مرئی و قابل توصیف اند. پیکره های مفرغی پسر و دختر یونانی که در سال680 ق م ساخته شده اند, سرآغاز دوره کهن است. جامه های بلند و مجلل این پیکره ها را می توان دلیلی بر ساخته شدن آنها در ایوانی دانست. زیرا در اینجا بود که دولتهای ثروتمند یونانی, سلیقه و علاقه خاورمآبانه خود را به تزئینات گرانبها و پیکر شکوه در زندگی و هنر گسترش دادند. پیکره سازی یونان فقط مختص پیکر تراشی جدای از معماری نیست, بلکه بخش عظیمی از پیکر تراشی این دوره جزو تزیین ساختمان معابد است، که به صورت نقش برجسته استفاده شده است. بی شک آغاز جنگ های ایران و یونان تاثیری در توسعه هنر دوره کهن داشته است، گرچه از برخی جهات محدودیتهایی داشته، اما با تحولی که به ویژه در شناخت مواد اولیه و استفاده از آن حاصل گردید، موجب تحولات و پیشرفت هنری این زمان شد هنرمند این دوره دقت خود را بیشتر صرف شناخت ماده ای نمود که با آن اثر هنری را پدید آورده است. و براساس سنت حاکم بر جامعه خود را در قید و بند ساختن نمونه ها و انواع محدود هنری گرفتار کرده، و در حقیقت بیشتر به الگو سازی پرداخته است. معماری: در دوره کهن دو مسیر هنری در شهرهای تحت نفوذ یونانیها برقرار بود، یکی از هنر دور یک که مشخص با رسمیت و صلابت و بی پیرایه در سرزمین یونان قرار داشت و دیگری شیوه هنری یونیک که دارای ظرافت بیشتر و خاص خود بود و در ناحیه آتیکا بود و پایتختش آتن واقع در کناره جنوب شرقی سرزمین مرکزی یونان و جزایر اطراف آن در دریای اژه و همچنین بخش غربی آسیای صغیر، آن زمان مجزا بود. آثار معماری این دوره با استفاده از قطعات سنگهای تراشیده شده و بدون ملات ساخته شده اند که در مرحله اولیه در ساخت معابر از چوب برای ستون ها و پوشش سقف ها و آجر برای دیوار و سنگ صرفا برای پی ساختمان استفاده شده است. معابد کوچک و ساده بودند و کم کم فرم اصلی خود را یافتند. از قدیمی ترین معابد این دوره می توان از «معبد هرا» در «آلیمپ» یاد کرد که به شیوه دوریک و در سال 600 ق م ساخته شده است. ابعاد آن 5/18* 50 متر و بلندی ستونهای آن 40/5 متر است. سقف شیروانی آن سفالی است. در داخل مقصوره دو ردیف ستون قرار دارد، و از خشت و سنگ و بویژه در پی از سنگهای نتراشیده استفاده کرده اند. 
                       معبد هرا 
      
 
 معبد «آپولو» در شهر «کورینت» یکی از بناهای قدیمی یونانی است که هنوز بعضی از ستونهای آن به جا مانده است . معبد به شیوه دوریک کهن و در قرن ششم ق م ساخته شده است. در این بنا ارتفاع ستونهای دوریک کوتاه و هنوز در مرحله آغازین بوده است بالشتگ سر ستون نیز از این وضعیت تبعیت کرده است.
  با سیلیکای پستئوم: در جنوب ناپل واقع است و در حدود 550 ق. م شده است. این بنا نمونه ای از سبک دوریک کهن به شمار می رود. پژوهندگان اولیه به دلیل تشابهی که بین این ساختمان و با سیلیکای رومی وجود داشته، آن را «باسیلیکا» نامیدند. لذا بنای پستئوم معبدی است، دور ستونی با ستونهای سنگی و خوش ترکیب و مودب و فواصل فشرده، سر ستونهای بزرگ و جسیم و بالش گونه در زیر اسپری عظیم که ستونها را به طرز متناسبی کوتاه نمایان کرده است. ضخامت ستونها و فاصله کم کم احتمالاً دلیلی ساختمانی دارد. معماران در این دوره نمی توانسته اند به مقاومت مصالح مورد استفاده اطمینان داشته باشند. لذا به طور منطقی بر استحکام کارشان افزوده اند، مثلاً در گوشه های بنا سر ستونهای بالشتکی شکل بزرگتر شده و سطح اتکا به نفس فواصلی که توسط سنگهای حمال پل بندی شده، افزایش یافته است. 
                    باسیلیکای پستئوم
    
 
  گنج خانه سیفونسیها: یکی از بناهای دوره کهن است که به شیوه «ایونیک» و در سال 530 ق.م ساخته شده است. (ش 4) بنا در شهر «دلفی» قرار دارد، با آنکه این بنا هیچ گونه ستون ایونیک ندارد و حمل و نگهداری سقف توسط ستون پیکرها )کاریاتیدها) است ولی جزو سبک ایونیک محسوب می گردد، از ویژگی های متمایز و مشخص کننده دیگر بنا در شیوه ایونیک کتیبه پیوسته ای است که به عنوان بخشی از یک اسپر سنگین دوره کهن است. چون ستون پیکره ها با آن جامه های زیبا و نیمرخهای بسیار مضرشان هیچ گاه نمی توانستند در متن معماری دوریک با آن خطوط خشک و جسیم کم توجه به تزئین بگنجند. 
معبد ارتمیس : در شهر «افسوس» آسیای صغیر واقع است در سال 560 تا 550 ق . م ساخته شده است. معبد دارای ابعادی 55*115 متر است و به شیوه ی ایونیک ساخته شده است. چهار گوشیهای تزئینی آن به نقش برجسته هایی از جنگجویان نیزه بدست مزین است. در بخش سنتوری معبد جنگجویان الهه ی «آرتمیس» با سپری در دست نقش شده است. از دیگر معابد این دوره می توان به معبد آپولون شهر دلفی و معبد آفائیا در شهر آیگینا در قرن ششم ق . م اشاره کرد
 دوره کلاسیک 
دوره کلاسیک، دوران ثبات و شکوفایی تمدن و هنر یونان است. قرن پنجم و چهارم را باید بهترین ایام تحول و تکامل معماری یونان به شمار آورد. این دوره با عظمت، پس از پیروزی های درخشانی آغاز، و با اقدامات کشور گشایانه اسکندر مقدونی پایان پذیرفت. این فصل از حیات یونان نتیجه و مولود دوران باستانی و مقدمه دوران هلنیستی بوده است.هنر دوره کلاسیک که چکیده تاثیرات اجتماعی و مذهبی یک ملت است در نهایت کمال و پختگی عرضه شده در هنرهای باستانی جای ویژه ای را به خود اختصاص داده است. یونانیان موفقیت و پیروزی های خود را در جنگ ها مرهون خدایان می دانستند و همین مسأله در هنر و معماری سرزمین شان کاملاً محسوس است.مرکز فعالیت های هنری عصر کلاسیک در شهر آتن بوده است.
آتنی ها که گردآوری تکه سنگ های پراکنده آکروپلیس آتن را پس از ویرانی شهر در سال ۴۸۰ ق . م کسر شأن خود می دانستند، به رهبری پریکلس نیرو استقلال جدیدشان را با بازسازی کامل آکروپلیس که در واقع یکی از بزرگ ترین پروژه های ساختمانی جهان باستان تا پیش از روزگار رومیان بود، به جهانیان نشان دادند.پلوتارک یکی از مورخین یونانی در ۵۰۰ سال پس از بازسازی آکروپلیس می نویسد: «کارهای پرویکلس مخصوصاً از این لحاظ ستودنی اند که شتابان ساخته شده اند، برای آنکه قدرت های جدید دوام بیاورند زیرا هر کار خاصی که او انجام می داد بی درنگ حتی در آن زمان که تازگی داشته عنوان کاری باستانی شناخته می شد و دلیلش زیبایی و ظرافت آن کار بود و با این حال کار مزبور از لحاظ نیرو و تازگیش، امروز نیز چنین است که گویی تازه انجام شده است. در آن کارها گونه ای شکفتگی و تازگی وجود دارد که غبار گذشت زمان را از چهره شان می زداید.»معماری دوره کلاسیک به رهبری و پشتیبانی فیدیاس معمار و پیکرتراشی که در دولت یونان مقام وزیر هنر را داشت، به اوج و رونق خود رسید. با اینکه درباره معماری این دوره نوشته ها بسیار است، ولی باید به چند بنای مهم اشاره کرد. شهر آکروپل یا ارگ آتن که بر روی تپه ای ساخته شده از اقدامات بزرگ معماری این معمار است.بنا به گزارش سایت آفتاب در کتاب آشنایی با معماری جهان آمده است:معماری این دوره از جنبه های فنی پیشرفت های شایانی کرد. 
سنگ های مورد استفاده دیوارها به طور کامل تراش خورده و با بستهای فلزی با دقت بسیار نسبت به دوره کهن در کنار هم قرار گرفتند نصب سفال های بامپوش نیز بر همین منوال پیشرفت نمود.یکی از مجموعه بناهای باشکوه یونان در عصر کلاسیک آکروپلیس در شهر آتن است. این مجموعه به رهبری «پریکلس» در اواخر قرن پنجم ق . م یعنی هنگامی که آتن به دوره قدرت رسیده بود احیا گردید. بزرگ ترین کاری بود که در تاریخ معماری یونان پدید آمد و موجب آن شد که عالی ترین یادگاری از دوران اعتلای هنر بر جای بماند. همه بناهای آکروپلیس، هنر معماری دوره کلاسیک یونان را در آن هنگام که به کمال رشد خود رسیده بود به منصه ظهور رسانده است.این مجموعه شامل بناهای: معبد پارتنون،دروازه «پروپالایا»، معبد ارختئوم، معبد آرتمیس، معبد الهه پیروزی «نیکه»، نگارخانه «کالکوئیکی»، محل معبد قدیمی آتنا و چند بنای کوچک است.
                       معبد ارختئوم
   
 
 دوره کلاسیک پیشین )پارتنون،ساختمانهای آکرو پولیس( 
 ■ پارتنون 
از بناهایی که در آکروپولیس ساخته شد، پارتنون (معبد مقدس آتنا پارتنوس) نخستین و بزرگترین بنا بود (تصویر 162). معماران آن ایکتینوس و کالیکراتس بودند و پیکره های تزیینی آن به سرپرستی فیدیاس دوست پریکلس و یکی از بزرگترین پیکرتراشان جهان ساخته و نصب شدند. پارتنون از لحاظ نقشه ساختمانی (تصویر 161) یک معبد دورستونی است و عرض آن اندکی از یک دوم طولش بیشتر است. مقصوره ی پارتنون به دو بخش تقسیم شده است: در بخش بزرگتر تندیس آتنا پارتنوس از عاج و طلا، به بلندی تقریباً دوازده متر و کار فیدیاس پیکرتراش قرار گرفته بود: بخش کوچکتر به عنوان گنج خانه اتحادیه دلوس طراحی شده بود، ولی بخش عمده پولی که اعضای اژه ای این اتحادیه به گنج خانه سرازیر می کردند صرف اجرای پروژه های ساختمانی جاه طلبانه پریکلس می شد. درون دو اتاق، به طرق متفاوت آراسته شده بود. خود مقصوره دو ردیف ستون کوچک برای نگه داشتن سقف دارد، هدف از ساختن این دو ردیف، با آنکه مدتها مورد بحث قرار داشته، به گفته بعضیها ایجاد بالاخانه یا رواقی بوده است تا بازدید کنندگان از آنجا بتوانند تندیس آتنا را ه پی اش هنوز بر هم جا مانده است ببینند. این گنج خانه چهار ستون تکی به شیوه یونیک داشت – یکی از چندین ویژگی یونیک در ساختمانی که بدون آنها دوریک می شد، ویژگی بعدی کتیبه پیوسته تندیس است که دورادور دیوار بیرونی و مقصوره می چرخد. پارتنون، صرفنظر از این اجزای یونیک، عصاره ای از معبد کلاسیک دوریک است و اوج پالایش این شیوه به شمار می رود
     
 
ایکتینوس و کالیکراتس، ارتنونٍ، آکروپولیس، آتن 448 – 432 ق م. (نمای غربی ) . 
بنای امروزی پارتنون، یک رستوران است. پارتنون در جریان تاریخ طولانیش دستخوش تحولات بسیار شده است. زمانی یک معبد یونانی بود، زمانی یک کلیسای مسیحی و زمانی دیگر یک مسجد عثمانی شد. مقصوره ی پارتنون در سال 1687 انبار مهمات تُرکهای عثمانی در جنگ با ونیزیها شده بود. یکی از گلوله های ونیزیها به هدف خورد و در نتیجه، مرکز ساختمان را منفجر کرد. در طی یکصد سال گذشته، ستون بندیهای پارتنون را به حالت نخست بازگردانده اند ولی مرکز آن همچنان به صورت یک ویرانه برجا مانده است.
پارتنون با وجود خرابی و وضع ناگوارش، احتمالاً بیش از هر ساختمانی در جهان مورد مطالعه و اندازه گیری دقیق قرار گرفته است. نتیجه این مطالعه کنجکاوانه کشف این حقیقت بود که سازندگان پارتنون می خواسته اند در همه جزییات کارشان به زیبای بی مانندی دست پیدا کنند؛ «ظریفکاریهای» این ساختمان، به صورت موضوعی درجه دوم در تاریخ معماری یونان درآمده است. اگر چیزی وجود داشته باشد که بخواهیم از شیوه جدی دوریک انتظار داشته باشد این است که خطوطش باید به طرزی خشک و هماهنگ مستقیم و شاقول باشند؛ با این حال در بنای پارتنون، تعداد خطوط مستقیم بسیار کم است؛ مثلاً سکوی پله دار آن از چنان تحدب ظریفی برخوردار است که انحنایش تقریباً احساس نمی شود، فقط در صورتی که بیننده در یک انتهای سکو بایستد و از آنجا مستقیماً به انتهای دیگر نگاه کند، انحنای آن را که در سراسر اسپر تکرار شده است خواهد دید. ستونها شیب ملایمی به درون دارند و فاصله های میانشان یکنواخت نیست، بلکه در چهار نبش معبد به یکدیگر نزدیکتر می شوند. گذشته از این قطر تمام ستونها ثابت نیست و در دو سوی نبشها قدری بر قطر آنها افزوده می شود. تحدب خوش تناسب ستونها، که گونه ای شناوری و نرمش کشیده چون عضلات آدمی به نیمرخ آنها می بخشد، از همان ظرافتی برخوردار است که در انحنای خفیف سکوی پله دار و اسپر دیدیم. 
این انحراف از معیار مکانیکی، شاقول و لبه راست، بی هیچ تردیدی، عمداً صورت گرفته است. نمونه هایی از آن در معابد دیگر نیز یافت شده است؛ ولی تفسیرهایی که از این ظریفکاریها به عمل آمده، با یکدیگر «نمی خوانند». برخی گمان می کنند که انحرافهای مزبور جنبه ای صرفاً کارکردی داشته اند و مثلاً انحنای خفیف سکوی پله دار باعث تسهیل زهکشی می شده یا شاید نوعی پیش بینی برای نشست بخش میانی ساختمان بوده است. برخی دیگر معتقدند که هدف از این انحرافات از اصول دقیق فنی، اصلاح خطای دید آدمی بوده است – یعنی خطای دید ممکن است ستونهای دارای نیمرخ دقیقاً عمود را متمایل و ناتوان به نظر برساند. مطابق نظر دیگری، ذوق یونانی این ظریفکاریها را برای تکمیل زیبایی ساختمان و یکپارچه نمایاندن آن با محیطش لازم تشخیص می داده است؛ مثلاً حد انحنای رو به پایین سکوی پله دار، زمین است و باعث می شود که قاعده نمای ساختمان از لحاظ بصری محکم و نیرومند به نظر برسد. حدس منطقی می تواند چنین باشد که هدف از ساختمان پارتنون آفریدن بنایی در ورای منطق مهندسی بوده است. یعنی می بایست همچون پیکره ای عظیم پنداشته و ارزیابی می شد که از نرمش، جهش و سرزندگی پیکره آدمی در قالب یک تندیس برخوردار است. بدین ترتیب، جزییات را طوری طراحی می کردند که با تناسبی ملایم در کنار یکدیگر و به طرزی زنده نما در قالب کل ساختمان بگنجند، که این البته به معنی غلبه خط منحنی بر خط مستقیم است. این مخصوصاً از تحدبهای خوش تناسب ستونهای پارتنون پیداست و نشان می دهد که ستونهای مزبور با بزرگتر شدن خطوط کناری فشرده شان در برابر بار سنگین از خود واکنش نشان می دهند و کارکردشان را نه به طور مکانیکی بلکه به طور ارگانیک بیان می کنند. 
بخشهایی از ساختمان رنگ آمیزی شده بودند. این رنگ آمیزی، زمینه ای پدید می آورد که پیکره آتنا در آن روشنتر دیده می شود و احتمالاً دارای اهمیت بیشتری به نظر می رسید، حدود بالایی ساختمان را در زمینه آسمان درخشان آتن مشخص می ساخت به طوری که نسبتهای اصلی معبد به طرزی شکننده نشان داده می شدند و کسی نمی توانست آنها را به غلط تفسیر کند. رنگ در عین حال باعث متمایز ساختن و مجزا نمایاندن بخشهای مرئی ساختمان از یکدیگر می شد. 
 
گوشه جنوب شرقی پارنتون 
اصرار بر وضوح در استدلال، که به اختراع منطق توسط یونانیان انجامید، در «استدلالهای» طرحهای معماری ایشان نیز با همان قدرت وارد عمل می شود. متأسفانه آن پیروزی اولیه اندیشه یونانی یعنی قیاس صوری را با سه حکمش که به نتایج درست منطقی می انجامند، نمی توان مو به مو بر شیوه دوریک منطبق ساخت. همچنانکه بررسی یکی از گوشه های پارتنون  نشان می دهد، معماری یونانی به اندازه منطق یونانی، «منطقی» یا خردگرایانه نبود. کتیبیه دوریک بر طبق سه قاعده انعطاف ناپذیر، سازمان داده می شد: (1) دقیقاً در بالای نقطه مرکزی هر ستون باید چند سه ترکی وجود داشته باشند؛ (2) در بالای بخش یا نقطه مرکزی فاصله میان ستونها باید یک سه ترکی وجود داشته باشد؛ (3) سه ترکی های واقع در گوشه های کتیبیه باید چنان به یکدیگر برسند که فضایی خالی باقی نماند. 
      
 ولی «استدلال» معماری، درست از آب در نمی آید. قیاس صوری منطقی ناقص است؛ زیرا قاعده سوم یعنی «نتیجه» را نمی توان با قاعده نخست هماهنگ کرد: اگر قرار باشد سه ترکی های گوشه ها به یکدیگر برسند، نمی توان آنها را درست بر بالای نقطه مرکزی ستون نبشی قرار داد. این اشکال، با آنکه چاره ای ندارد، ممکن است به نظر ما، حتی در ساختمانی که هدفش رسیدن به کمال در تمام جزییات بود، عیبی کوچک باشد. یونانیها می خواستند مطمئن باشند و در منطقه، روشی برای منطبق ساختن چندین عبارت بر یک قاعده ابداع کردند تا آنها را معتبر گردانند؛ ولی در معماری دوریک، چیزی برجا مانده بود، یعنی چیزی وجود داشت که در جایی نمی گنجید. این احتمالاً در نظر یونانیان مانند اعداد سنجش ناپذیر یا «اصم» (مانند جذر عدد 2)، چیزی مزاحم بود زیرا هیچ حد یا تعریفی ندارد. (مطابق یک افسانه منحصر به فرد و مهم یونانی، انسانی که نخستین بار به رمز اعداد اصم پی بُرد در یک حادثه کشتی شکستگی به هلاکت رسید «زیرا چیزی که قابل بیان نباشد و بی شکل باشد باید تا ابد از نظرها پنهان بماند»!) درست مانند ریاضی دانان و منطق دانان و به شیوه ای که ایشان با تناقضی گیج کننده در نتیجه گیریهایشان رو به رو می شدند، معماران و هنرمندانی نیز که هدفشان دست یافتن به کمال بود احتمالاً این مسأله سه ترکی های گوشه ای را مایه مزاحمت و حواس پرتی می دانسته اند. در عمل، این اشکال، احتمال دارد که به زوال شیوه دوریک - که در سده چهارم پیش از میلاد آغاز شد - و به پیدایش شیوه های یونیک و کورنتی که با کتیبه های پیوسته شان این اشکال را از میان برده اند، کمک کرده باشد. 
ساختمانهای آکرو پولیس 
 دسته راه پیمایان برای رسیدن به پارتنون، راهش را از سطح پایینی شهر آتن کج می کرد، از شیب آکروپولیس بالا می رفت و از دروازه ای فخیم به نام پروپالایا («سردر ورودی») که یکی دیگر از بناهای پرخرج و با شکوه طرح ساختمانی پریکلس بود می گذشت . ساختمان این سردر ورودی، که در فاصله سالهای 437 و 432 پیش از میلاد به دست منسیکلس معمار ساخته شد، بلافاصله پس از تکمیل بنای پارتنون آغاز شد ولی هیچگاه به پایان نرسید، شاید علت آن تا حدودی تحمیل هزینه های جنگ پلوپونزی بوده باشد. عده ای نیز معتقدند که چون یکی از بالهای آن را از معبد ارتمیس برائورونیا می گذشت ساختمانش متوقف شد. طرح سردر ورودی، شکل تکامل یافته و ظریف دروازه ای است مشتمل بر بخشی از دیوار شهر و تالار دروازه که در دو جناحش ساختمانهایی شامل یک کتابخانه و شاید نخستین تالار نقاشی یا نگارخانه (پیناکوئیکی) در تاریخ جهان ساخته شده اند. در اینجا اشخاص می توانستند پس از پیمودن سربالاییهای تند و پیش از راه افتادن به سوی اماکن مقدس واقع بر قله تل آکرو پولیس در محیطی آراسته و زیبا استراحت و نفسی تازه کنند. در ساختمان سردر ورودی، تغییراتی نسبت به نظم شیوه دوریک دیده می شود، بدین معنی که فاصله بین ستونهای مرکزی بیشتر شده است تا در راهرو جای بیشتر و بزرگتری ایجاد شود و همچون بنای پارتنون دارای برخی عناصر یونیک مانند ستونهای داخلی در امتداد راهرو و بلندتر شدن ارتفاع سقف در موارد لازم برای نگهداری از سقف بنای مرکزی است.
معبد کوچک و زیبای آتنا الهه پیروزی به شیوه یونیک، که در فاصله سالهای 427 و 425  پیش از میلاد به سرپرستی کالیکراتس معمار ساخته شد . کهن ترین بنای تماماً یونیک موجود در تل آکروپولیس است. پیش از آن، شیوه دوریک در ساختمان بنای کامل چند گنج خانه در اولمپیا و دلفی در سرزمین اصلی یونانی به کار گرفته شده بود .مثلاً در گنج خانه سیفنوسیها، و این گنج خانه ها را جزیره نشینان دریای اژه ساخته بودند نه ساکنان سرزمین اصلی یونان، پس از برقراری حاکمیت آتن بر جزایر مزبور بود که راه نفوذ عناصر معماری یونان شرقی و یونیک بدان گشوده شد .
 
این معبد کوچک دارای ستون بندی خلفی و قدامی در نقطه ای قرار گرفته که سابقاً یک دژ دفاعی میسنی در نزدیکی سردر ورودی بود و در مقایسه با شیوه جدی دوریک آن، این ساختمان ظریف و بسیار متناسب، تضادی آشکار داشت و بر تأثیرگذاری هر دو بنا می افزود
 از دیگر بناهای یونیک در تل آکروپولیس معبد ارختئوم  است، که در پایان برنامه ساختمانی پریکلس برپا داشته شد. ارختئوم که در فاصله سالهای 421 و 405 پیش از میلاد ساخته شد نقشه ای بس عجیب دارد و با هر معبد یونانی دیگر متفاوت است. نام این معبد از نام ارختئوس قهرمان افسانه ای آتن گرفته شد و خود معبد نیز تا اندازه ای به او اختصاص داشت. ویژگیها و مشخصات غیرعادی بسیاری که در این معبد دیده می شود تا اندازه ای نتیجه ناهمواری و نامنظمی محل ساختمان و تا اندازه ای نیز نتیجه تعداد زیارتگاههایی است که در درونش گنجانده اند.
 
,.....


کلمات کلیدی مرتبط:
دانلود پاورپوینت تمدن اژه ای و یونان ,بخشی از مطلب , ,تمدن جزیره کرت(دریای اژه) بانی تمدن یونان است. جزیره کرت محل برخورد فینیقی ها( تجارت و پول) و مصری ها با اقوام آتنی و اسپارت (یونان آینده) بود. تفکیک آب شهری از فاضلاب و سیستم های بهداشتی از مشخصات تمدن دریای اژه می باشد. تمدن کرت پیشینه افسانه ا,
مقالات مرتبط در این دسته
پاورپوینت تاریخ معماری با عنوان - معماری هنر دیرین انسان
دانلود پاورپوینت ,معماری صدر مسیحیت
دانلود تحقیق مدرنیسم معماری و شهرسازی منشور آتن
دانلود پاورپوینت شش مورد از بناهای معروف یونان
دانلود پاورپوینت تاریخچه معماری ایران
دانلود تحقیق بررسی آثار تاریخی و هنری دوره‌ قاجار در شهرستان رفسنجان
دانلودبتن در معماری معاصر
دانلودپاورپوینت بررسی بنیادین معماری معاصر جهان
دانلود پاورپوینت مبانی نظری معماری دوره پارتی
دانلود پاورپوینت معماری هخامنشیان
مقاله بررسی تاریخ معماری متاثر از مذهب شیعه
دانلود تحقیق در مورد عجایب هفتگانه
پاورپوینت عجایب هفت گانه جهان
پاورپوینت خانه در معماری ایرانی (پس از اسلام)
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری روم
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری روم و اتروسک ها
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری بین النهرین
دانلود پژوه ارگ بم
پاورپوینت معماری بین النهرین
پاورپوینت معماری صدر مسیحیت

دانلود پاورپوینت تاریخ معماری

دانلود پاورپوینت تاریخ معماری


تاریخ ایجاد 28/01/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 27 اسلاید   قیمت: 5000 تومان     تعدادمشاهده  11


 بخشی از مطلب
 
معماری به عنوان یکی از قدیمی‎ترین اشکال هنر، از پیشینه‎ای کهن برخوردار است. از زمانی که انسان پا به عرصه حیات نهاد، معماری نیز حیات خود را آغاز نمود و تا به امروز پا به پای بشر و سایر پدیده‎های بشری روند تکاملی خود را طی کرده و دگرگونی‎های بسیاری را به خود دیده است. معماری پدیده‎ای است که طی هزاران سال وجود داشته است و نمونه‎های آن به شکل بناها و ساختمان‎های متعدد در سراسر جهان پراکنده می‎باشند. وجود چنین سابقه دیرینه‎ای یک مزیت در پژوهش معماری محسوب می‎شود، چرا که در زمینه تحقیق، کمتر رشته‎ای است که مانند معماری از چنین گنجینه‎ای از مدارک و شواهد برخوردار باشد. 
حقایق مربوط به معماری طی دوران‎های طولانی و از طریق تجربه و آزمون‎های مستمر توسط بشر بدست آمده‎اند. از این رو می‎توان گفت تاریخ معماری مجموعه مدون آزمون‎های تجربی ثبت شده بشر در امر معماری است. اگر از تاریخ دل خوشی نداریم، می‎توانیم نام شواهد تجربی را به آن اطلاق کنیم. بررسی این شواهد برخی از واقعیت‎های معماری را نشان می‎دهد.
شناخت و مطالعه تاریخ معماری بنا به دلایل مختلف که در زیر به برخی از آنها اشاره می‎شود، از اهمیت فراوانی برخوردار است:
1. شناخت هر پدیده مستلزم شناخت تاریخ شکل‎گیری آن است و هیچ پدیده‎ای را نمی‎توان بصورت مجرد و فارغ از زمینه تاریخی‎اش مورد بررسی قرار داد. پژوهش در عرصه معماری نیز بدون تعمق در تاریخ و سیر تحول آن کاری ناقص و یک جانبه خواهد بود.
2. معماری به عنوان پدیده‎ای که جوانب فنی و هنری را یکجا در خود جمع دارد، حرفه‎ای دشوار است. با قبول دشوار بودن معماری، دور از عقل است که نقش انبوه تجارب انسان را در آفرینش معماری‎های جدید نادیده بگیریم. 
3. یک کار مهم تاریخ معماری این است که شواهد و مدارک تاریخی موجود در زمینه معماری را بررسی نماید و آنها را در بافت اجتماع واقعی‎اش تحلیل کند، بطوری که ایجاد رابطه بین شواهد معماری و مردمی که آن را بوجود آورده و از آن استفاده کرده‎اند، امکان‎پذیر شود. در این صورت تاریخ معماری رابطه مردم و معماری را در طی دوره‎ای طولانی مطرح می‎نماید و خود تبدیل به شالوده‎ای برای اندیشیدن به مسائل معماری نوین می‎گردد. 
4. تاریخ معماری به ما کمک می‎کند تا با انطباق مفاهیم و مسائل هر زمان با اثر ساخته شده در آن عصر، بتوانیم عوامل ثابت و عوامل متغیر را در طراحی معماری پیدا نماییم و سعی کنیم که حقایق مربوط به معماری را از آنها استنتاج کنیم. 
در بررسی تاریخ هنر و نیز تاریخ معماری دو رویکرد عمده یا دو روش متفاوت وجود دارد:
 
 
1. رویکرد توصیفی به تاریخ معماری:
در این رویکرد به شکل توصیفی با تاریخ برخورد می‎شود و تاریخ معماری به ترتیب دوره‎های آن تنها روایت می‎شود و اطلاعات متعددی بدون تحلیل چرایی آنها ارائه می‎گردد. در این روش معمولاً مطالعه ارزش‎های فرمال در درجه اول اهمیت قرار می‎گیرد و تنها به کیفیات و روابط فرم‎های خارجی توجه می‎شود. 
2. رویکرد تحلیلی به تاریخ معماری:
در این رویکرد معماری بصورت علمی و تحلیلی و در ارتباط با سایر پدیده‎های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بررسی می‎شود. تاریخ تحلیلی معماری حیطه مطالعات را وسیع‎تر کرده و تمام مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، فلسفی و ... را که منجر به ایجاد معماری‎های مختلف شده است، مورد مطالعه قرار می‎دهد، هرچند که در نگاه اول رابطه آنها با معماری چندان مشهود به نظر نرسد. به عبارت دیگر چرایی ایجاد سبک‎های مختلف را با کمک گرفتن از پدیده‎های مرتبط با معماری بیان می‎کند، مثلاً چرا معماری مصر کاملاً مونومانتال و خارج از ابعاد انسانی است و برعکس در جزء جزء معماری یونان حضور مردم احساس می‎شود. برای مورخی که اینگونه تاریخ را می‎نویسد، یک بنا تنها مجموعه‎ای از طبقات و یا مصالح ساختمانی نیست، در نظر وی معماری پدیده‎ای است که تمام اعمال زندگی بشر را در بر می‎گیرد. 
 
 
 
نظریه معماری
 در یکی از یادداشت‎های پیشین با عنوان لزوم تدوین تئوری معماری، به نکات مهمی درباره جایگاه مبانی نظری معماری اشاره گردید. در ادامه این سلسله مباحث نگاهی خواهیم داشت به مفهوم، اهمیت و جایگاه تئوری یا نظریه معماری (Architectural Theory) در عصر حاضر.
تئوری نظامی از فرضیه‎ها، اصول پذیرفته شده و نظریه‎های هنجاری می‎باشد که در حوزه‎های مختلف دانش برای تجزیه و تحلیل، پیش‎بینی و توصیف ماهیت یا رفتار مجموعه مشخصی از پدیده‎ها تدوین می‎شود. همان‎گونه که از این تعریف بر می‎آید، نظریه علاوه بر توصیف پدیده‎ها به تحلیل آنها نیز می‎پردازد. هدف از تدوین نظریه، ایجاد ساختارهایی مفهومی برای نظم دادن به مشاهدات و تحلیل آنهاست تا بتوان از قابلیت این ساختارها برای تحلیل اتفاقات روزمره و پیش‎بینی اتفاقات آینده استفاده نمود. 
پایه معرفتی و مبانی نظری هر حرفه و دانشی نیازمند یک ساختار قوی و مستحکم است. بر این اساس، در تمامی دانش‎ها برای ایجاد این ساختار بنیادین، اهمیت زیادی به تدوین نظریه داده شده است. نظریات علمی توسط افراد مختلف ابداع می‎شوند و در یک پروسه تحقیقی مستمر بوسیله سایر دانشمندان مورد ارزیابی قرار می‎گیرند و پذیرفته یا رد می‎شوند. بدین ترتیب دانش علمی همیشه تازگی خود را حفظ می‎کند و همواره مطالب جدیدی را به بدنه خویش اضافه می‎نماید. بر خلاف این جریان، معماران حرفه‎ای اطلاعات زیادی را در ذهن خود محفوظ نگهداشته‎اند و جهان بینی معماران کمتر بیان شده است. در نتیجه دیدگاه‎های شخصی یک معمار در دسترس دیگران نیست و امکان آزمون و کاربرد آن وجود ندارد. برای جبران خلاء یاد شده، نگرشی دوباره به جایگاه مباحث نظری در معماری لازم است. 
در کتاب‎های فرهنگ واژگان و بر مبنای تاریخ معماری، نظریه معماری به عنوان تلاشی برای شناخت قوانین شاخص و رایج معماری از جنبه‎های مختلف فرمی و مفهومی و کوشش برای تدوین این اصول در قالب الگوهای آرمانی تعریف می‎شود. آرمان‎شهرهایی که توسط معماران مختلف در سده‎های گذشته طراحی شده‎اند، از جمله این تلاش‎ها به شمار می‎روند. نمونه شاخص نظریه معماری باستان که در حقیقت چندین دهه مورد استناد بود، اثر ویتروویوس با عنوان ده رساله در باب معماری است که در حدود سال‎های نخست میلادی تألیف شده است. در حقیقت کتاب‎های ویتروویوس شالوده تمامی تلاش‎هایی قرار گرفته است که قصد داشتند مبانی علمی معماری را تدوین و آن را نظام‎مند کنند.
در تلاش‎هایی که تاکنون برای تعریف نظریه معماری صورت پذیرفته است، دو رویکرد قابل بررسی است که هرکدام روش خاص خود را دارا هستند:
1. رویکرد تاریخی به نظریه معماری: 
بر اساس این رویکرد، نظریه معماری آن چیزهایی است که مردم درباره موضوع گفته یا نوشته‎اند. از این دیدگاه، روش مناسب برای تدوین مبانی نظری عبارت است از گردآوری و بررسی متون تاریخی، تفسیر بیانات مختلف، سنجش ارزش نسبی بیانات اظهار شده و در نهایت استخراج نتایج جهت تدوین نظریه. در نتیجه در این روش نظریه معماری از نوشته‎ها و ویژگی‎های بناهای تاریخی (به عنوان مثال معیارها و تناسبات ساختمانی آنها) اخذ می‎شود.  
2. رویکرد فلسفی به نظریه معماری:
در این رویکرد، نظریه معماری بر اساس ملاحظات فلسفی و زیبایی‎شناختی تعریف می‎شود. از این دیدگاه، روش مناسب برای تدوین نظریه معماری عبارت است از انجام دادن یک رشته بحث‎های عقلی در هر ساختار خاص نظری و تنظیم و تدوین سلسله مراتبی از مفاهیم برای درک موضوع. 
به نظر می‎رسد برای تعریف نظریه معماری هر دو رویکرد فوق لازم و ملزوم یکدیگرند و بایستی در کنار هم مورد توجه قرار گیرند، چرا که بحث در مورد تاریخ نظریه معماری بدون بررسی ساختار مفاهیم آن همان قدر ناممکن است که بحث درباره ساختار مفاهیم بدون بررسی چگونگی کاربرد آن مفاهیم در تاریخ معماری.
صرف نظر از مباحث مربوط به نحوه تدوین تئوری معماری، نکته مهم چگونگی کاربردی کردن نظریه معماری است. از نظر تاریخی، نظریه معماری در متون نوشتاری و نیز به صورت ترسیمی و مدل سه بعدی معماری ـ و نه در ساختمان‎های واقعی ـ یافت می‎شود. در بین معماران معاصر نیز این دیدگاه وجود دارد که مبانی نظری و کار عملی معماری هیچ ارتباط متقابلی با یکدیگر ندارند. برای اصلاح این نوع طرز تفکر، مبانی نظری باید به موارد مربوط به حرفه معماری بپردازد، در غیر این صورت سودمند نخواهد بود. 
در پایان باید خاطر نشان کرد نظریه‎ها تنها مبانی بحث‎های مربوط به جهت‎گیری حرفه معماری را فراهم می‎آورند. در نتیجه تعریف نظریه یا آزمون آن از طریق پژوهش و تجربه عملی و ارزیابی در فرایندی مداوم امکان پذیر است. این تداوم و پیوستگی امکان پیشرفت رشته معماری را فراهم می‎آورد و تنها در این صورت است که تئوری معماری می‎تواند به مبنایی برای بحث در مورد معماری، به عنوان پدیده‎ای هنری و علمی، تبدیل شود و در زمینه ارزش‎های معماری و اندیشه‎های معماران مختلف به ما آگاهی بدهد و باعث افزایش توانایی و خلاقیت ما در طراحی معماری و حتی لذت بردن از معماری شود. 
مقولات معماری2
 در بخش نخست این یادداشت با اشاره به سه مقوله اساسی معماری یعنی کارکرد، فرم و ساخت، عنوان شد که برای سنجش معماری مطلوب می‎توان از این سه معیار استفاده کرد. بدین ترتیب ساختمان از نظر ظاهری باید زیبا و خوشایند باشد. همچنین بایستی مردم بتوانند در آن به راحتی و بطور کارآمد زندگی یا کار کنند. به علاوه ساختمان باید به‎گونه‎ای خوب ساخته شده باشد که بتواند بدون هزینه‎های نگهداری بالا، برای مدت‎های طولانی پابرجا بماند. پس می‎توان گفت، برای ایجاد یک ساختمان مطلوب و کارآمد، معمار بایستی میان سه عنصر عمده توازن برقرار کند: 
1. عملکرد (Function):
هر ساختمان برای اهداف معینی ساخته می‎شود. یک ساختمان کارکردی ـ چه یک خانه کوچک و چه یک ساختمان اداری غول پیکر ـ آن اهداف را برآورده می‎سازد و به نیازهای کاربرانش با استفاده از شیوه‎های مناسب و راحت پاسخ می‎دهد. همچنین ساختمان بگونه‎ای طراحی می‎شود که در آن گرمای کافی، نور، منابع انرژی و در برخی موارد تهویه مطبوع فراهم باشد.
فعالیت‎های زیادی در یک ساختمان صورت می‎پذیرد. این فعالیت‎ها که به عملکرد ساختمان مربوط هستند، نقش مهمی در طراحی معماری ایفا می‎کنند. به عنوان مثال فعالیت‎های متداول در یک خانه شامل خوردن، خوابیدن، حمام کردن و سرگرم شدن است. هر فعالیت از نظر محل انجام آن، اندازه، نور و دسترسی به اتاق‎هایی که فعالیت در آن صورت می‎پذیرد، دارای ملزومات مختلفی است، برای مثال اتاق خواب یک اتاق شخصی است و باید از بقیه فضاهای زندگی و نشیمن جدا شود، اما در یک خانه تمام افراد از اتاق غذاخوری استفاده می‎کنند و بنابراین این فضا بایستی در مرکزی‎ترین محل خانه واقع شود.
2. ظاهر و نما (Appearance):
معمار ظاهر بیرونی ساختمان را نه تنها بر اساس شکل آن، بلکه بوسیله انتخاب مصالح تعیین می‎کند. سنگ، آجر و چوب با رنگ‎های طبیعی‎شان ـ به تنهایی یا در ترکیب با هم ـ  همواره از مصالح متداول در نماسازی بوده‎اند. در طول سده 1900 شیشه رنگی نیز نقش مهمی در طراحی نمای بیرونی ساختمان ایفا کرده است. 
بسیاری از معماران در طرح‎هایشان توجه ویژه‎ای به بافت نشان می‎دهند. برخی چوب یا سنگ دارای بافت خشن را انتخاب می‎کنند و برخی دیگر شیشه و فلز به شدت جلا داده شده و براق را ترجیح می‎دهند. در طراحی نما، معماران با استفاده از تنظیم ماهرانه مصالح (مثلاً با استفاده از شیشه و بتن، ترکیبات مختلف آجرکاری یا انواع متضاد سنگ)، الگوهای نمایشی و خوشایندی خلق کرده‎اند.
در نمای یک ساختمان علاوه بر مصالح، تناسبات نیز یک مقوله اساسی و حیاتی است. تمام قسمت‎های ساختمان بایستی با یکدیگر متناسب باشند. به علاوه ساختمان از نظر اندازه و شکل باید با سایت و محیط اطراف ترکیب شود، مثلاً یک ساختمان بلند ساخته شده از شیشه و فلز برای منطقه مرکزی یک شهر بزرگ مناسب است، اما در همسایگی واحدهای مسکونی تک خانواری بیجا و بی‎مورد است.
3. پایایی و ماندگاری (Durability):
بیشتر ساختمان‎ها با این هدف ساخته می‎شوند که مدت‎های طولانی پابرجا بمانند. ساختمان برای اینکه سا‎لیان زیادی بدون هزینه نگهداری بالا، پابرجا بماند، باید فونداسیون قوی داشته باشد. به علاوه نما بایستی بتواند در مقابل فرسودگی ناشی از هوا مقاومت کند و همچنین در داخل بنا از مصالح با کیفیت بالا استفاده شود.
نقد معماری
 در پی انتشار یادداشت لزوم تدوین تئوری معماری، مطلبی در هنر و معماری به رشته تحریر درآمده است و در آن پیشنهاد گردیده بجای واژه تئوری از لفظ معیارهای نقادی استفاده شود. در این خصوص و برای روشن شدن مطلب، ذکر نکاتی چند ضروری به نظر می‎رسد:
مبانی نظری معماری مجموعه و نظامی از داده‎ها و مفاهیم است که به توصیف و تبیین پدیده یا گروهی از پدیده‎های معماری (شامل آثار ساخته شده و اندیشه‎های مکتوب) می‎پردازد. به کمک مبانی نظری باید بتوان به دو هدف مهم دست یافت:
1. تولید معماری جدید (Architectural Production)
2. نقد معماری موجود (Architectural Criticism)
در یادداشت مذکور نیز اشاره بر این شده بود که مجموعه مطالب مدون و روشنی وجود ندارد که به کمک آنها بتوان به طراحی معماری پرداخت. پس با توجه به اهداف مبانی نظری معماری، وقتی صحبت از تئوری معماری می‎شود، لزوماً بحث نقد معماری مورد نظر نیست. بدیهی است اگر هدف از تدوین تئوری معماری، نقد معماری باشد، به گفته جناب یوسفی واژه معیارهای نقادی برازنده‎تر و بهتر است، لیکن تئوری یا نظریه معماری شامل زیرمجموعه‎های متعددی است که یکی از مهمترین شاخه‎های آن نقد معماری (Architectural Criticism) است. 
نقد مقوله‎ای است که به توصیف، سنجش و ارزیابی پدیده‎ها می‎پردازد و هدف آن آشکار ساختن حقیقت است. هدف نقد معماری نیز به عنوان زیرمجموعه تئوری معماری، تفسیر، سنجش و ارزیابی اندیشه‎ها و آثار معماری و جستجوی حقیقت مستتر در آنها می‎باشد و زیربنایی برای تدوین نظریه و تحقیق در رشته‎های مختلف معماری محسوب می‎شود. برای نقد معماری باید به مجموعه‎ای از معیارها و ضوابط متکی بود تا بتوان بر اساس آنها آثار معماری را تجزیه و تحلیل نمود. شیوه نقد و معیارهای آن خود مبحث جداگانه‎ای است که حتی در غرب با وجود سابقه دیرینه آنها در مبحث نقد و نقادی، همیشه از مقولات بحث‎انگیز بوده است. برای داوری در مورد یک اثر و نقد آن، بر اساس مکاتب و سبک‎های متعدد موجود در جهان معماری و نیز نظریه‎های نقد ادبی، معیارهای مختلفی برای نقد تاکنون مطرح گردیده است. مثلاً برخی معتقدند نقد یک اثر، داوری درباره کیفیت زیبایی شناسانه آن است و یا برخی دیگر از کیفیات کالبدی، کارکردی به عنوان معیار نقادی نام می‎برند و ... . 
با توجه به مطالب یاد شده، لازم است بین مبحث تئوری معماری به عنوان یک مقوله فراگیرتر و مبحث نقد معماری به عنوان زیر مجموعه تئوری معماری، تفکیک قائل شد. همچنین باید به این موضوع نیز اشاره نمود که مبحث نقد در کشور ما مبحث نسبتاً نوپایی است و لازم است که بحث‎های بیشتری در این زمینه بین صاحب‎نظران معماری صورت گیرد تا بتوانیم به دیدگاه‎های روشنی در این خصوص دست یابیم.
نگاهی به وضیعت معماری معاصر
عوامل گوناگونی بر روند پیشرفت جوامع بشری موثرند که از آن جمله می‌توان به عواملی نظیر: اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست، پیشرفت‌های علمی، فلسفه و... اشاره کرد که همگی این عوامل بر دگرگونی‌های هنر و معماری نیز بسیار موثرند؛ این تحولات در معماری، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهیر معاصر)، از آن یاد می کند با دوره مدرن آغاز می شود و سپس با دو دوره پست مدرن و لیت مدرن پی گرفته می شود.
مدرنیسم در معماری، پس از انقلاب صنعتی و از حدود سال 1920 م آغاز می شود؛ به‌لحاظ شناخت‌شناسانه معماران مدرن به یک سبک جهانی و شاید بتوان گفت به نوعی بی سبکی معتقد بودند. در معماری مدرن فرم، ناشی از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماری مدرن دارای صراحت بیان است، فرم انتزاعی و دارای خلوص و سادگی است. از آنجا که معماری مدرن نفی کننده تاریخ است، لذا ضد هر گونه تزئینات، تمثیل و استعاره‌ای است که رجعتی به تاریخ قلمداد شود. در حقیقت معماری مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل می گیرد و در آن عملکرد، نقش مهمی را ایفا می‌کند؛ بدین معنی که سازماندهی فضایی پروژه تحت تاثیر مستقیم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبنای اقتصادی ترین وضیعت عناصر برنامه به وجود می آید و فرم، صورت اقتصادی طرح است! فرم، عنصری جبری است که ناشی از عملکرد و برنامه است و زیبایی‌شناسی آن زیبایی ماشینی و منتج از فناوری است.
پس از سال 1960م، دو گرایش جدید پست مدرن و لیت مدرن، رخ می‌نمایند، هر یک دارای گرایش های مجزایی هستند، حتی ادامه تفکرات این سبک‌ها تا سال های اخیر هم قابل پی گیری است. در اندیشه معماران پست مدرن، سبک به صورت دوگانه‌ای به وجود می آید و دارای ظاهری عامه پسند و طرفدار عقاید جمع است. معماران این دوره که دیگر معماری مدرن را کارآمد و آرمانی نمی‌یابند، با رجعت به گذشته و تاریخ معماری، نشانه‌هایی را از آنها در معماری خود مورد استفاده قرار می‌دهند.
در معماری پست مدرن نئوکلاسیک، برنامه طرد می‌شود و فرم فارغ از برنامه شکل می‌گیرد؛ در واقع این فرم‌ها هستند که مساله اصلی معماری را تعریف می کنند. فرم‌های اسطوره‌ای ولی بی‌زمان. این معماری با برداشت‌های تاریخی و استفاده از الگو‌های کلاسیک نظیر تقارن، تعادل، تبدیل کثرت به وحدت و... فرمهای انتزاعی را خلق می‌کند که برنامه و عملکرد در ادامه درون آن گنجانده می‌شود. برای معمار پست مدرنیست علی‌السویه است که یک کتابخانه طراحی شود یا یک موزه، یک مدرسه یا یک کارخانه، او تصویر سازی کرده، تمثیل‌ها و استعارات تاریخی را از متن موجود برداشت می‌کند، به طرزی مملو از تزیینات آلی و کاربردی، سپس در نهایت، عملکرد در قالب فرمال ریخته می‌شود و شکل می‌گیرد، حتی به قیمت تغییراتی در برنامه!
اندیشه «لیت‌مدرن» معتقد به سادگی ناخودآگاه است؛ «معمار لیت‌مدرن»، واقع بین است و معتقد به هر فرمی است که حاصل آید. ساختمان حاصل از این سبک دارای فرمی تندیس گونه است، فرمی رمز‌آلود با تکرار فوق‌العاده و خلوص! این بناها در عین سادگی، پیچیده هستند و دارای دوگانگی و اشاراتی مبهم. معماران لیت‌مدرن همانند اسلاف خود با تمثیل و استعاره مخالف هستند لیکن، طراحی آنها به گونه‌ای است که با ساختمان و سازه به‌مانند تزئینات برخورد می‌شود؛ بناهای این سبک بسیار پرزرق و برق و تکنیکی است، قسمت اعظم زیبایی‌شناسی آنها نتیجه زیبایی ماشین است البته با تعابیری نو از آن....
در سال‌های اخیر گرایش‌های جدیدی را در معماری شاهد هستیم که تقریبا همه آنها منتج از این سه جریان عمده هستند که بعضی از آنها را می‌توان به طور مشخص به عنوان سبکی خاص نام ببریم؛ مانند: اما تکثر طرز تفکرات حاکم بر معماری امروز جهان به حدی است که می توان با توجه یه اندیشه، نحوه طراحی، گرایش و موضع‌گیری معماران نسبت به معماری، سبکی خاص را برای هر معمار قائل شد، به طور مثال سبکی که برای معماری فرانک گری قایل هستیم یا سبک معماری افرادی نظیر آیزنمن و یا دانیل لیبسکیند کاملا متفاوت است و آنها را نمی‌توان در یک قالب گنجاند و در عین حال نمی توان نام یک سبک خاص را بر روی آنها گذاشت بلکه هریک از آنها بر اساس اندیشه و استراتژی خود دارای سبکی منحصر به خویش هستند. البته ممکن است سبک کاری آنها توسط افراد دیگری مورد استفاده و اقتباس قرار گیرد. 
در ایران نیز، علی‌الخصوص در دهه اخیر، رویکردهایی خاص به معماری شکل گرفته است که در نگاهی عام می‌تواند به صورت یک رسته‌بندی کلی، حضور و نوع نگاه به معماری را در بین گروه‌های مختلف مطرح در کشور را طبقه بندی کرد؛ طبقه‌بندی اینچنینی هرچند تا به حال شکل نگرفته (یا جدی گرفته نشده است!)، ولی کاملا در درک معماری و ساخت و ساز معاصر ایران می‌تواند راهگشا باشد.
 
 


کلمات کلیدی مرتبط:
بخشی از مطلب , ,معماری به عنوان یکی از قدیمی‎ترین اشکال هنر، از پیشینه‎ای کهن برخوردار است. از زمانی که انسان پا به عرصه حیات نهاد، معماری نیز حیات خود را آغاز نمود و تا به امروز پا به پای بشر و سایر پدیده‎های بشری روند تکاملی خود را طی کرده و دگرگونی‎های بسیاری را به خود دیده است. معماری پدیده‎ای ,
مقالات مرتبط در این دسته
پاورپوینت تاریخ معماری با عنوان - معماری هنر دیرین انسان
دانلود پاورپوینت ,معماری صدر مسیحیت
دانلود تحقیق مدرنیسم معماری و شهرسازی منشور آتن
دانلود پاورپوینت شش مورد از بناهای معروف یونان
دانلود پاورپوینت تاریخچه معماری ایران
دانلود تحقیق بررسی آثار تاریخی و هنری دوره‌ قاجار در شهرستان رفسنجان
دانلودبتن در معماری معاصر
دانلودپاورپوینت بررسی بنیادین معماری معاصر جهان
دانلود پاورپوینت مبانی نظری معماری دوره پارتی
دانلود پاورپوینت معماری هخامنشیان
مقاله بررسی تاریخ معماری متاثر از مذهب شیعه
دانلود تحقیق در مورد عجایب هفتگانه
پاورپوینت عجایب هفت گانه جهان
پاورپوینت خانه در معماری ایرانی (پس از اسلام)
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری روم
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری روم و اتروسک ها
دانلود پاورپوینت آشنایی با معماری بین النهرین
دانلود پژوه ارگ بم
پاورپوینت معماری بین النهرین
پاورپوینت معماری صدر مسیحیت

تاریخ معماری فرهنگ و تمدن سلوکی و اشکانی

تاریخ معماری فرهنگ و تمدن سلوکی و اشکانی


تاریخ ایجاد 27/01/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 34   قیمت: 3200 تومان   حجم فایل: 108 kb  تعدادمشاهده  15


تاریخ فرهنگ و تمدن سلوکی و اشکانی
خشایارشا برای جبران شکستی که در دشت ماراتن به لشگریان پدرش وارد شده بود، در سال 480 ق.م با سپاه‌گرانی که هرودت مورخ یونانی تعداد آنها را به گزاف 2641000 نفر و سایر مورخین 100000 نفر و برخی هم 35000 نفر نوشته اند، عازم یونان شد، و با سپاه ده هزار نفری اسپارت به فرماندهی لئونداس به جنگ پرداخت که ظاهراً فاتح شد و مردم اسپارت شهر را تخلیه کردند و خشایارشا هم آنجا را به آتش کشید و در دنباله اقدام توسعه طلبانه‌اش معبد پارتنون را که متعلق به آتنا دختر زئوس خدای خدایان بود آتش زد.
در بابل نیز چنین کرده بود و مجسمه مردوک خدای ملی بابلیان را که مورد ستایش و احترام مردم بابل و بعضی از مردم کشورهای دیگر امپراطوری بودند از معبد بزرگ بعل خارج کرده بود. همه این خودخواهی‌ها به آشفتگی هر چه بیشتر اوضاع کمک می‌کرد و در نتیجه آتش طغیان و شورش‌ها را تندتر می ساخت و بر شدت نارضایتی‌ها می‌افزود، چنان که آتش کینه مردم آتن بر علیه ایران افروخته شد و پیوسته مترصد بودند که در فرصتی مناسب از پارسیان انتقام گیرند. اگر چه در زمان خشایارشا به علت عدم وحدت در شهرهای یونانی این کار عملی نبود، ولی سرانجام در زمان داریوش سوم اهالی مقدونیه پرچمدار این نهضت و اندیشه در سرزمین یونان شدند.
مقدونیه سرزمینی ثروتمند بود و اساس اقتصاد آن بر پایه کشاورزی خوب مقدونیه نهاده شده بود و همین امکانات طبیعی سبب شده بود ملت واحدی از کشاورز و گله‌‌دار و شبان تحت اداره یک نفر پادشاه در آنجا تشکیل شود. در صورتیکه موقعیت جغرافیایی یونان بگونه‌ایست که مانع شده است از اینکه مقر یک ملت واحد باشد بلکه آن را مجموعه ای از دول کوچک ساخته بود که برای امر معاش خود ناچار متوجه دریا بودند. وانگهی مرد مقدونی حق نداشت اگر آدمی نکشته با دیگر مردان روی یک میز بنشیند مگر بدست خود لااقل‌گزاری کشته باشد. از طرفی اختلافات و کشمکش‌هایی پیوسته بین این دول وجود داشت. چنانکه فیلیپ پدر اسکندر در دوره جوانی مدت سه سال، بطور گروگان در تب، که آن زمان دولت نظامی مهم یونان بود بسر برد و بعد از این اسارت بود که موفق شد سپاهی بنام فلانژ تشکیل دهد در حالیکه آتن و تب با به قدرت رسیدن فیلیپ سخت مخالف بودند اما در جنگهایی که فیلیپ با قبایل مختلف کرد با دولت‌های تب و آتن که با هم متحد شده بودند وارد جنگ شد. فیلپت فاتح شد و بعد تسخیر آتن و تب متوجه اسپارت گردید و آنجا را نیز به تصرف خود درآورد و بعد از این فتوحات بود که فیلیپ، خود را سردار کل یونان معرفی کرد و آنگاه برای انتقام گرفتن از ایران از مردم یونان و مقدونی درخواست کمک و یاری نمود که ظاهراً جزو مردم اسپارت پذیرفته شده؛ چون نظام اجتماعی و حکومتی با آنکه تحت اختیار روسایی بود که مالک زمینهای وسیعی بودند و از نظر کشت و زرع درآمد سرشاری داشتند که می‌توانستند شاه را در جنگ یاری دهند. قدرت دینی و قضایی و نظامی هم در دست شاه بود و فیلیپ توانسته بود یا تشکیلات مجهز و با نیروی نظامی خود موجبات وحدت سرزمین هلاد (یونان قدیم) را فراهم نماید و با اجتماع ملت یونان در  گرد تاج و تخت خود تحت عنوان منتقم یونانیان از پارسیان، توجه و حمایت اهالی آتن و تب را نیز کاملاً جلب کند. ب طوری که سپاهی مرکب از سربازان سنگین اسلحه با نظم و ترتیب خاص آمادگی خود را برای حمله اعلام داشته بودند، که پیش از اقدام به این امر برای مرگ او توطئه‌ای بعمل آمد و فیلیپ را به قتل رساندند.
به نظر می رسد که این سوء قصد توسط عاملین ایرانی یا طرفداران حکومت پارسی انجام گرفته باشد. زیرا قتل فیلیپ هیچگونه تغییری در اندیشه ضد ایرانی مقدونی‌ها نداد و جانشین فیلیپ مقدونی پسر 22 ساله‌اش اسکندر پرچمدار نجات یونانیان از یوغ ایرانیان شد و راه  پدر را دنبال کرد و با حمایت و کمکی که از اهالی آتن و تب گرفته بود با سپاه منظم مقدونی که در ستاد آن مورخان، جغرافی‌دانان، دانشمند و حتی گیاه‌شناسان هم بودند عازم ستیز با شرق شد. او از شاگردان تحصیل کرده مکتب ارسطو بود و از دانش‌های زمان بهره کافی گرفته بود، دارای زیرکی و هوش سرشاری بود او را شکارچی قابل  و مرد کاملی نوشته اند که در این لشگرکشی‌ها برای تهییج سربازان یونانی تصمیم گرفت از همان راهی که خشایارشا به یونان آمده بود راهی پارس شود یعنی از تنگه‌داردانل (هلس پونت)، خود اسکندر اولین کسی بود که از کشتی پا به خشکی نهاد. او از اشتیاق اعمال قهرمانه‌اش بر خود می‌لرزید و در اولین قدم بر طبق نقشه‌اش شهر تروا را در آسیای صغیر تصرف کرد و آنرا به آتش کشید و در این شهر پس از اولین پیروزی اساسی اقدام به حمله را جنگ انتقامی و مذهبی بر ضد آسیا اعلام کرد؛ و آن را یک سفر جنگی تلافی‌جویانه تلقی کرد و برای شادی ارواح قهرمانان یونانی دستور قربانی داد و سپاهیان اسکندر هم که تنها آرزویشان عبور از سواحل مدیترانه بود به شوق آمده بودند.
اما باید گفت که اسکندر پا را راهی گذاشته بود، که فقط جنبه انتقام مذهبی نداشت، زیرا بعداً خواهیم دید که برای مطامع جهانگشایی اسکندر نمی‌توان حدی قائل شد. حتی هدف اسکندر تنها بدست آوردن متصرفات ایرانی مانند سوریه، مصر و بابل نبود، بلکه اشغال خود کشور هخامنشی بود؛ او می‌خواست دنیایی را به زیر سلطه خود درآورد، بخت هم او را یاری کرد چون بدون هیچگونه برخوردی پس از آسیای صغیر وارد مصر شد و راه مواصلاتی خویش را با یونان تعیین کرد و با تسخیر سواحل دریا سپاهیانش را از گزند هر نوع حمله دریایی از طرف داریوش سوم محفوظ نگهداشت. مضافاً به اینکه داریوش هم که  از باده غرور و قدرت سرمست بود به جای مقابله با لشگریان اسکندر، با همه تجهیزات نظامی و امکانات وسیعی که داشت فقط فرمان صادر می‌کرد که اسکندر را این چنین و آن چنان کنید، اسکندر را به زنجیر کشیده به پایتخت شوش بفرستید. غافل از اینکه وقتی اسکندر وارد مصر شد چون مصریان دل خوشی از حکومت ایرانیان نداشتند اسکندر به راحتی آن کشور را منصرف شده بود از طرفی سپاهیان یکدست یونانی اسکندر که برای هدفی تعیین شده می‌جنگیدند، با لشگریان مخلوط داریوش که ترکیب از مزدوران یونانی و ایرانی بودند فرق داشتند و هنگامیکه در گرانیک اولین برخورد بین دو سپاه پیش آمد با همه غیرت و مردانگی که سربازان ایرانی از خود نشان دادند مع‌الوصف کاری از پیش نرفت. آرین می‌نویسد که ممنون سرکرده قوای مهم مزدور یونانی در سپاه ایران به سرداران ایران پیشنهاد نمود که باید عقب نشست و شهر و دهات مسیر حمله اسکندر را آتش زد ولی سرداران ایرانی این پیشنهاد ممنون را نپذیرفتند و سرانجام هم شکست خوردند و فرار را بر قرار ترجیح دادند و اسکندر با موفقیت وارد سارد شد. مرحله دوم جنگ اسکندر جنگ ایسوس بود که در نزدیکی شهری به همین نام روی داد. مورخین، سپاهیان ایران را در این جنگ بالغ  بر 600 هزار تن ذکر کرده اند و سپاه اسکندر را سی‌هزار تن و داریوش خود بر طبق رسم تغییر ناپذیر شاهی در قلب لشگریان قرار داشت و هنگامی که نائره جنگ به طرف او زورآور گردید رو به فرار نهاد و حتی برای سبک کردن ارابة خود سپرش را نیز به دور انداخت.
از این شکست داریوش توسط اسکندر و سردارش، پارمنیو یک تابلوی خاتم کاری که در پومپه کشف شده و در موزه ملی ناپل است تهیه کرده که حکایت دارد که: شاه هخامنشی از حمله نیزه اسکندر سخت وحشت کرده و ارابه چی اسبها را برای فرار از مهلکه با شلاق می‌زند و یک نفر پارسی از آب پیاده شده اسبش را به داریوش می‌دهد که فرار کند و او چنین کرده است. تلفات قشون ایران را در این جنگ بالغ بر صدهزار تن نوشته‌اند. از جمله غنایمی که از این نبود نصیب سپاه اسکندر شد، سراپرده داریوش، مادر و زن و دو دخترش و بیش از معادل یک میلیون لیره غنایم جنگی دیگر و بدین ترتیب قسمت ایران غربی به تدریج به دست فاتح جوان مقدونی افتاد.
داریوش برای نجات خانواده‌اش پیام صلحی برای اسکندر فرستاد که در برابر تزویج اسکندر با دخترش و دادن غنایم جنگی دیگر


کلمات کلیدی مرتبط:
تاریخ فرهنگ و تمدن سلوکی و اشکانی ,خشایارشا برای جبران شکستی که در دشت ماراتن به لشگریان پدرش وارد شده بود، در سال 480 ق.م با سپاه‌گرانی که هرودت مورخ یونانی تعداد آنها را به گزاف 2641000 نفر و سایر مورخین 100000 نفر و برخی هم 35000 نفر نوشته اند، عازم یونان شد، و با سپاه ده هزار نفری اسپارت به فرم,